۱۳۹۱ بهمن ۱۸, چهارشنبه

وظایف وفعالیت استخباراتی در افغانستان




ریاست کل امنیت دولتی افغانستان (رام)
خاد
Afghanistan COA Transparent.svg
نشان وزارت امنیت دولتی
اطلاعات کلی سازمان
بنیادگذاریسال ۲۰۰۲
سازمان پیشکمیته امر بالمعروف طالبان
ستادکابل, افغانستان
کارمندانحدود (۱۵٬۰۰۰-۳۰٬۰۰۰ تقریبی)
بودجهٔ سالانهبدون سرحد
مجریان سازماناسداله خالد، رئیس عمومی
حسام الدین حسام
(پنجشیری)، معاون
داکتر ضیا
(کابلی)، معاون
وبگاه
Official website (آف لاین است)
خدمات اطلاعات دولتی (استخبارات) ستون فقرات امنیتی سیاسی اقتصادی نظامی فرهنگی یک اجتماع دریک کشور می‌باشد. این پدیده در افغانستان بشکل اداره فرد یا گروپ منسجم گردیده‌است.استخبارات سلاح است که قبل از جنگ دشمن را خنثی می‌سازد. معمولاً فعالیتهای استخباراتی خیلی مخفی بوده بدین نسبت موفق تر از جنگ واقعی است. وسایل پیشرفته الکترونیکی دقت این خدمات را خیلی قوی وسزیع ساخته در کوتاهی وقت خیلی‌ها موثر تمام شده‌است. وظیفه استخبارات جمع آوری اطلاعات کشف دفع وخنثی نمودن فعالیت وبرنامه‌های دشمنان داخلی و خارجی بوده‌است. دفتر استخبارات الی قرن ۱۹ تحت نظر شاه و در قرن ۲۰در چوکات صدرات اعظمی فعالیت می‌نمود. این اداره شعبات در چوکات وزارت داخله اردو و صدرات باز نموده بدین ترتیب اقتصاد و امنیت ملی را حفاظت می‌نمود.














دولتهای افغانستان در طول تاریخ اداره ودفتر را بنام داروغه، هرکاره باشی، ضبط احوالات، استخبارات دولتی، اگسا، کام، خدمات اطلاعات دولتی، وامنیت دولتی داشتند. کارکنان این اداره را بنام مخبر، خبر چین، خفیه، جاسوس، چغل، شیطان، راپورچی، احوالبر، خادیست، امنیت می‌نامیدند. مردم از کارکنان این وظیفه ناخوش بوده‌دوری می‌جستند. پادشاهان وحاکمان افغانستان فعالیت استخباراتی دولت را برای حفاظت پادشاهی خود استفاده کرده‌اند. آنها توسط این اداره مردم را تهدید؛ محبوس ویا بقتل رسانیده‌است. در دوره شاهی عبدالرحمن خان، نادرشاه، و نورمحمد ترکی استخبارات افغانستان مملو از قتل وزندانیان بیشماری بوده ملت افغانستان هیچگاه فراموش نمی‌کنند. هکذا در دوره سلطنت امیر حبیب‌الله خان خان تعداد از روشنفکران توسط استخبارات زندانی وتعداد بقتل رسیده‌است. تقریباً تمامی دولتهای گذشته ازین رویه استفاده نموده‌است. استخبارات افغانستان الی زمان صدرات داود خان زیاده بالای مخالفین داخلی فعالیت داشته سرویس‌های خارجی ضعیف داشتند. در زمان داود خاناستخبارات افغانستان کار را بالای پاکستان آغاز نمود. در سال ۱۳۵۷ دولت وقت با همکاری اداره کاگبریاست را بنام اگسا تاسیس نمود. ریاست اگسا در بخش خارجی و داخلی دفترهای را باز نمود. این اداره موجب قتل هزاران افغان سیاستمدار و غیر سیاسی گردیده کشور را خالی از شخصیتهای اجتماعیی وسیاسی گردانید. در۱۶ سپتمبر ۱۳۵۸ اگسا به کام تبدیل شد. در ۶ جدی سال۱۳۵۸ کام به خاد تبدیل گردید که صرف برای حفاظت دولت بوده‌است. خاد در بخش باند گروپهای داخلی ودفع برنامه‌های خارجی فعالیت خودرا آغاز نمود. تشکیلات خاد وسعت پیدا نمود. سپس به وزارت امنیت دولتی تبدیل شد. وزارت امنیت توسط کورسهای کوتاه مدت وطویل مدت توانست یکتعداد کدرهای حرفوی تربیه نماید. این کدرها توانست گروپها ونمایندگی‌های مخفی در یکتعداد از کشورها تاسیس نماید. این ورارت در تشکیل خود ریاست اول، ریاست حوزه‌ها، ریاست چهارم (بخش اقتصاد) ریاست پنج (بخش عملیات اوپراتیفی)، ریاست ۶ ریاست ۷ (تعقیب)، ریاست۱۰ (کنترول کارکنان)، ریاست ۱۱ (مخابرات) ریاست ۱۲ (سرحدات) مدیریت ل ۴۵ (شفر) مدیریت ل۱۵ (نشرات) مدیریت «م شا» ریاست کدرو پرنونل ریاست اداری، ریاست تخنیک وترانسپورت غند محافظ ۱۰۱، لوا ۱۰، غند اوپراتیفی ریاست ۵ وغیره را تاسیس نماید. علاوه بر (کا جی بی) سازمان اطلاعات یکتعداد کشورهای اروپاشرقی،عراق کوبا سوریه لیبیا وهند نیز در بعضی موارد با خاد افغانستان همکاری داشتند. این اداره با ۱۱حزب پاکستانی، حزب توده و مجاهدین خلق ایرانی همکاری بشر دوستانه داشت. وزارت امنیت بلاخره در سال ۱۳۷۲ منحل شد. علت منحل شدن آن سه چیزبود.
۱. عقب نشینی اتحاد شوروی از صحنه سیاست جهانی ومبارزه
۲. ناتوانی مالی بمنظور مبازه در برابر ۷-۱۲ملیارد دالرکه از طرف ۷۵ کشور به مخالفین پرداخته می‌شد.
۳. ضعف درونی رهبران حزب خلق


تعریف
خدمات اطلاعات دولتی یا فعالیتهای جاسوسی: خدمات اطلاعات یک سازمان دولتی است که مسئول جمع آوری اخبار اطلاعات سری، افشا، کشف، تجزیه تحلیل و دفع می‌باشد. وظیفه این اداره بهره برداری از اطلاعات دفاع از امنیت ملی در حمایت و اجراعات قانونی، دفاع ازاهداف سیاست خارجی دولت را گویند. ابزار جمع آوری اطلاعات آشکار و پنهان هستندکه شامل جاسوسی، راه گیری، ارتباطات، تعرض، از همکاری با نهادهای دیگر و در اثر ارزیابی از منابع عمومی دیگر می‌باشد. کشف تحلیل وتجزیه ودفع وتعرض از بخش فعالیتهای مهم سرویس اطلاعات است. بطور عموم سرویس استخباراتی بالای مسایل ذیل در یک کشور فعالیت می‌نمایند.
۱. سرویس اطلاعات امنیت ملی
۲. امنیت از سیاست‌های خارجی
۳. سرویس اطلاعات نظامی
۴. سرویس اطلاعات مخابراتی
۵. خدمات اطلاعات ضد تروریسم ومواد مخدر
۶. دربعضی کشورهای غربی غرض کنترول اسعار تکس وسایر موضوعات اقتصادی دفتر استخبارات باز نموده‌اند.

[ویرایش]در طی سالهای قبل از جنگ و سالهای جنگ استخبارات افغانستان دارای چنین وظایف بوده‌است.
۱. افراهم نمودن تجزیه و تحلیل اطلاعات در مناطق مربوط به امنیت ملی.
۲. هشدار دهنده سریح قبل از بحران قریب الوقوع.
۳. حفاظت دولت ومردم از بحرانهای ملی وبین المللی و کمک نمودن دولت غرض تشخیص اهداف فعلی و آینده مخالفان.
۴. اطلاع دهنده برنامه ریزی دفاع ملی و عملیات نظامی.
۵. کشف وافشا عناصر مخرب به وطن مردم و دولت.
۶. محافظت کننده اسرار اطلاعات محرم خود و مخالفین را.
۷. مخفیانه عمل نمودن غرض اجرای منافع ملی و امنیت بین المللی.
۸. دفاع در برابر تلاش‌های دیگر سازمان‌های اطلاعاتی، وعمل کردهای مخربانه فردی وجمعی مخالفین.
۹. مبارزه در برابرتروریزم وقاچاق مواد مخدر واسلحه
۱۰. جلوگیری از فعالیتهای اقتصادی ممنوعه وحفاظت دارای عامه وبحران اقتصادی.
۱۱. جلوگیری از رشوت، فساد اداری و خود سری در ادارات دولتی

 وظایف استخبارات افغانستان

۴ مسولین اداره خدمات اطلاعاتی افغانستان قبل هفت ثورسال ۱۳۵۷

No.OrganizationDirectorTook officeLeft officePolitical party
۰۱ریاست ظبط احوالاتناظر سفر چترالیسالالی سالتحت اداره عبدالرحمن خان
۰۲ریاست ظبط احوالاتمیرعبدالعزیزسالالی سالتحت اداره شاه امان اله
۰۳ضبط احوالاتمرزا شامحمدسالالی سالتحت اداره نادرخان شاه
۰۴ریاست ضبط احوالاتمحمدرسول عسکرزویسالالی سالتحت اداره ظاهرشاه
۰۵مصونیت ملیمحمدرسول عسکرزویسالالی سالتحت اداره داود خان

[ویرایش]۵ مسولین اداره خدمات اطلاعاتی افغانستان

No.OrganizationDirectorTook officeLeft officePolitical party
۰۱اگسااسداله سروریاپریل ۱۹۷۸سپتمبر ۱۹۷۹PDPA – خلق
۰۲کاماسداله امینسپتمبر ۱۹۷۹دسمبر ۱۹۷۹PDPA – خلق
۰۳خادمحمد نجیب اله۱۱ جنوری ۱۹۸۰۲۱ نومبر ۱۹۸۵PDPA – پرچم
۰۴خاد -وادغلام فاروق یعقوبی۶ دسمبر ۱۹۸۵۱۶ اپریل ۱۹۹۲PDPA – پرچم
۰۵وادعثمان سلطانی۱۶ اپریل ۱۹۹۲۲۸ اپریل ۱۹۹۲PDPA – پرچم
۰۶وادمحمد قسیم فهیماپریل ۱۹۹۲-دسمبر ۲۰۰۱اتحادیه شمال
۰۷وادمحمد عارف سروریاکتبر۲۰۰۱فبروری ۲۰۰۴اتحادیه شمال
۰۸وادامراله صالحفبروری ۲۰۰۴جون ۲۰۱۰اتحادیه شمال
۰۹وادابراهیم سپین زادهجون ۲۰۱۰جولای ۲۰۱۰از میان جامعه
۱۰وادرحمت اله نبیلجولای ۲۰۱۰سپتمبر۲۰۱۲جهادی
۱۱واداسداله خالدسپتمبر۲۰۱۲تافعلاًجهادی

[ویرایش]۶ اجنت توری

طور رسمی اجنت نماینده را معنی می‌دهد. ولی در عمل اجنت جاسوس، مخبر معنی می‌دهد. اجنت بدو شکل استخدام می‌شود.
  • ۱. اجنت رسمی: شخصی است که در اداره استخبارات کار می‌نماید بطور وظیفه دربین مخالفین فعالیت می‌نماید.
  • ۲. ازمیان گروه مقابل ویا جامعه استخدام می‌شود. که این گونه اجنتها بنا بر هدف ذیل با استخبارات معاونت می‌نمایند.
  • الف. یکتعداد از وطنپرستان ودوستان دولت اند که بنا بر هدف مقدس با استخبارات همکاری می‌نمایند.
  • ب. حزب، گروه، سازمان ویا افراد مخالف دولت: اینگونه اجنتها بنا بر مجبوریت استخدام می‌شوند تا خود وسازمان خودرا نجات دهند. زمانیکه مجبوریت شان ختم شد همکاری را قطع می‌نمایند ویا تغیر شکل می‌دهند.
  • ت. مادی پرستان، استفاده جویان: این گروه بمنظور بدست آوردن پول یا دیگر مقاصد خودرا مستخدم می‌سازند. دولت افغانستان در طول سالهای جنگ از هر سه گروپ استفاده می‌نمود.

[ویرایش]۷ معلومات

معلومات یا اطلاع(Information): فعالیت و عمل طرف مقابل که توسط شخص مورد نظر راپور داده شود معلومات گویند. اطلاع استخباراتی باید قابلیت عمل و کاربرد بعدی داشته باشد. بدست آوردن معلومات یکی از مهمترین فعالیت استخبارات است. برای سرعت انتقال اطلاعات وسایل خیلی پیشرفته اختراع گردیده‌است که سرعت انتقال را کمتر ازیک دقیقه ساخته‌است. غرض دقیق ساختن معلومات از شیوه‌های مخصوص استخباراتی کار گرفته می‌شود. معلومات غیر دقیق بعضاً حوادث ناهنجار را ببار آورده‌است.

[ویرایش]۷.۱ خصوصیت اطلاع

اطلاع کار آمد باید خصوصیات ذیل را در برداشته باشد.
  1. . کیها انجام دادند.
  2. . در چه زمان وکدام وقت.
  3. . در کدام محل، چی فعالیت را.
  4. . چگونه وچرا.
  5. . اطلاع دهنده، مشخصات اطلاع دهنده.
  6. . چگونه اطلاع بدست آمده؟
  7. کنترول شده‌است.
اگریکی ازینها کمبود باشد اطلاع ناقص است. در افغانستان اطلاعات بنا بر کمبود وسایل تکنالوجی صرف از طریق اشخاص صورت می‌گرفت.

[ویرایش]۷.۲ ارزش اطلاع

یک اطلاع زمان بدرت استخبارات می‌خورد که نیاز به آن باشد، دقیق باشد، قابلیت عمل کرد داشته باشد، بموقع راپور داده شده باشد، کنترول شده باشد.[۲]

[ویرایش]۸ کشف اطلاعات

کشف اطلاع توسط اجنت، خوشبینان دولت، وسایل وتکنالوجی، روش وعملکرد دشمن صورت می‌گیرد. زمانیکه یک اطلاع دقیق ومهم در دسترس دولت قرار می‌گیرد اطلاع به مرجع مربوط رفته از هر لحاظ تحلیل وتجزیه می‌شود پس از آن وسیله دفاعیه آن آماده می‌گردد. در صورت که جنگ سرد باشد توسط تبلیفات ذریعه اجنت، رسانه‌ها، جراید، روز نامه، تلویزون به گوش شنوندگان رسانیده می‌شود. در صورتیکه جنگ گرم باشد بالای دشمن حمله وتعرض می‌گردد. در افغانستان پس از سالهای ۱۳۶۵ الی ۱۳۷۱ کارکنان خاد فعالیتهای دقیقتر را اجرا می‌نمودند. دلیل آن اندوختن تجازب زیاد در روش جنگ سرد ونصب افراد مسلکی در وظایف بود. درسالهای ۱۳۶۷ وزارت امنیت افغانستان توانست شبکه‌های مخفی خویشرا در کشورهای ایران، افغانستان،پاکستان، آلمان وامریکا تاسیس نماید. این شبکه‌ها توسط گروپ کنترولر اداره ورهبری می‌گردید.

[ویرایش]۹ برنامه‌های ملی اطلاعات

دولت بمنظور خنثی ساختن برنامه‌های مخالفین خود برنامه‌های ملی را طرح می‌نماید. تا از زهر پاشی حرف وعمل دشمن قبلاً جلو گیری نماید. دولت از طریق رسانه‌ها و مدرسه‌ها بمردم طرزعمل کرد دشمن را افشا می‌کند تا مردم ازنوع عملکرد دشمن باخبر باشند. دربسا حالات اجنت‌های دولتی خویشرا به یک باند گروپ به شکل مستقیم ویا غیر مستقیم نزدیک ساخته توسط آنها به شکل از اشکال پروژه‌های استخباراتی خودرا پیش می‌برد. هکذا بعضی از برنامه‌های استخباراتی خودراتوسط مجاهدین پروتوکولی یا تسلیمی بپیش می‌برد. دولت دموکراتیک افغانستان در چند سال اول در برابر مخالفین خوداز قتل و خشونت استفاده می‌نمود. بعداً معلوم گردید که اکثر مجاهدین اشخاص مظلوم فریب خورده بیسواد و نادان بوده آنها صرف از خانه‌های مشروع خود دفاع می‌نماید. پس از آن دولت برنامه‌های آشتی ملی را تاسیس نمود قوانین مسئونیت تسلیم شدگان واحزاب را ناشع نمود. به عوض قتل از نگاه داشت در زندانها و ضعیف ساختن مخالفین کار می‌گرفت. درسالهای پس از ۱۳۵۷هجری شمسی کشورهای غربی برنامه‌های ساختند که دولت افغانستان یک دولت کمونستی وغیر مسلمان است. دولت غرض دفاع در برابر چنین تبلیغات برای ملا امامان رسمی معاش و کوپون مواد اولیه مقررنمود. اعمار مساجد را شامل پلان سال ساخت. وزرارت شون اسلامی را در چوکات دولت تاسیس نمود. همه روزه از طریق تلویزون برنامه‌های اسلامی و دروس قرآن را منشتر می‌ساخت. مکاتب ودانشگاه علوم اسلامی را تاسیس نمود. ازطریق فضا در مناطق تحت تسلط مخالفین برنامه‌های اسلامی خودرا پخش می‌نمود.

[ویرایش]۱۰ برنامه‌های بین المللی اطلاعات

جان فرانسیس الارد جنرال ارشد رنجیت سنگ
کپیتان الکساندربرنر مختریح طرح دو دیوار و کارکن مشهور استخبارات انگلیس در زمان رنجیت سنگ
خطرناکترین پروژه‌های استخباراتی پروژه‌های بین المللی می‌باشد بعضی از این پروژه‌ها مختص به یک کشور بوده بعضی از این پروژه‌ها چند کشور را در بر می‌گیرد. برنامه‌های استخباراتی بین المللی از خیلیها قدیم توسط شاهان قدرت مند و امپراطوران طرح گردیده در مراحل اول با زور یا زر یکتعداد ملیتها یا شاهان را در تحت امر خود درآورده توسط آنها سلطنت خودرا توسعه داده‌است. بعضا شاهان غرض یافتن تسلط به دیگر مناطق اولاً مفکوره ونظریه خودرا در میان سایر کشورها پخش نموده سپس به سادگی بسیاری مناطق را تحت تسلط خود در می‌آوردند. طراحان این پروژه هااشخاص خیلی متجرب ونابغه می‌باشند. بگونه مثال سلطنتیونانیان،اعراب، بابرشاه مغلی، هوتکیان، احمدشاه درانی، وانگلیسها در افغانستان می‌باشد. بابرشاه مغلی در سال ۱۵۰۴ از دست ازبکها شکست می‌خورد با بیست نفراز همراهان خود عازم بدخشان می‌شود بفکر تسخیر هند می‌شود با حیله ونیرنگ تمام سربازان خان بدخشان را ازخود ساخته بکابل وقندهارحمله می‌کند کابل را طوری بدست می‌آورد که خونریزی کم رخ می‌دهد. درسال۱۵۲۶ هندرا بتدریج تسخیر نموده درسال۱۵۳۰او امپراتور هندوافغانستان بود.

[ویرایش]۱۰.۱ پروژه به انزوا نگهداشتن افغانستان

پروژه استخباراتی بریتانیا بود بمنظور بدست آوردن هندوستان. این پروژه درسال ۱۷۹۳ در ایام سلطنت زمان‌شاه درانی توسط انگلیسها طرح برای بار اول درحال اجرا قرار گرفت. انگلیسها تصور نمودند تا زمانیکه دولت درانی ضعیف واز بین نرود نمی‌تواند در تسخیر هند موفق گردد. زیرا دولت درانی در نیم از قاره هند مستقربود. در صورت تعرض به هند قوای افغانی بسرعت بکمک هندوستان می‌شتافتند. انگلیسها در مرحله اول هندوهارا برعلیه مسلمانان تحریک نمودند. هندی هابا همکاری انگلیس دولت قوی مراته را ساختن. دولت مراته در جنگ پانی پت با افغانها تارمارشده انگلیس به بهانه مختلف قسمت‌های از هند را تسخیر نمودند. مرحله دوم انزوا ساختن افغانستان که را بنام «طرح دو دیواری» یاد می‌نمایند طرح نمودند. در پنجاب سکها را به سرداری رانجیت سینگ تقویه نمود. در غرب با دولت قاجاریان معاهده بست هرزمانیکه افغانها بکمک هندبشتافند دولت قاجار باید بالای هرات وقندهارحمله نمایند. بدین ترتیب دولت استعماری الی مرگ رنجیت سنگ تا ساحه پنجاب وپس از مرگ رنجیت سنگ الی سال ۱۸۴۲ تمامی هندوستان را اشغال نمودند. سپس در همین سال ۱۸۴۲ بالای افغانستان لشکر کشی نمود. پس از ان درسال ۱۸۴۶میلادی یا ۱۲۷۰ قمری در ایران بالای دولت ناصرالدین‌شاه قاجارحمله نمود. زمانیکه افغانستان مصروف درگیریهای با بریتانیا بود قاجاریان هرات مشهد وبلوچستان را بدست آوردند. دولت انگلیسها الی اشغال کامل هند با دولت ایران خودرا دوست می‌گماشت زمانیکه رنجیت سنگ مرد وهند کاملاً بتصرف آنها درآمد، انگلیسها همه جاهارا دوباره از دولت قاجار بتصرف خویش درآورده سپس دولت ایران را مطیع خود ساخت. سپس انگلیسها بمنظور نگهداشت خاکهای مستعمره خویش افغانستان را ازبحر محروم ساخت. آنها برعلیه افغانها به چندین زبان کتابهای نوشت تا جهان را قانع سازد که مردم افغانستان وحشی ودر کنترول انگلیس باشد. این یکی از پروژه‌های استخباراتی بین المللی بود که تا امروز افغانها ازشر این پروژه خلاص نیستند. از پروژه‌های بزرگ قرن اخیر تجزیه مسلمانان یوگسلاوی از اتحادیه اروپا، تفاوق دالر وزبان امریکائی در جهان، پروزه شکست و تجزیه شوروی، درکنترول درآوردن کشورهای اسلامی، رسیدن به حوزه انرژی خیز خزرمی‌باشد.

[ویرایش]۱۰.۲ طرح توسعه حکومتهاو مذاهب اسلامی در مناطق اسلام نشین

طراحان این پروژه عربها وبعضی ممالک غربی می‌باشد. بودیجه این پروژه را کشورهای عربی می‌پردازند. تطبیق کننده آن پاکستان می‌باشد. بدین لحاظ پاکستان در افغانستان طالبان، جندالله را در ایران، جماعت اسلامی و چندین تنظیم را در کشمیر، حزب اسلامی در ازبکستان حزب نهضت اسلامی در تاجیکستان، حزب التحریر در قرغزستان و حزب اسلامی در اویغورستان را بنا نموده توسط این گروپها فعالیتهای سیاسی را علیه دولتانشان بپیش می‌برند. در سازماندهی این گروپها علاوه بر اعراب وبعضی کشورهای غربی نیز دست دارند. درتغیر دادن مذاهب کشورهای آسیا میانه کشورهای مانند سعودی ترکیه ایران و مذاهب مانندوهابی و کاتولیک از خود برنامه‌های خاص دارند. عربستان و پاکستان غرض تطبیق این پروژه نمی‌خواهد صلح همگانی در افغانستان بیاید ویک دولت قوی در افغانستان تاسیس شود. زیرا افغانستان یک دروازه ورودی بکشورهای آسیای میانه‌است.

[ویرایش]۱۱ علل موفقیت و ناکامی در خدمات اطلاعات

علت ناکامی تطبیق برنامه‌های اطلاعاتی عوال ذیل شامل اند.
  • ۱. پلان از یک مرجع برآمده به چندین مراحل تقسیم شوند. برای هرکدام آن وقت تعین شود. در صورت عدم چنین ناکام اند
  • ۲. خیانت کارمندان در نیمه راه
  • ۳. مطلع شدن دشمن از برنامه استخباراتی مقابل
  • ۴. اشتباه در فعالیت اجنت‌ها
  • ۵. ننمودن طرح دقیق وسنجش شده صد فیصد
  • ۶. تغیر سیاست مداران در قدرت کشور
  • ۷. نداشتن پشتبان بین المللی
  • ۸. به قوانین جنگ بشری اعیار نباشد ناکام است.
  • ۹. نداشتن رو پوپش پلان. شکل ظاهری پلان از اصل صد فیصد تفاوت داشته باشد.
  • ۱۰ عدم بودیجه

[ویرایش]۱۲ روپوش برنامه‌های استخباراتی در افغانستان

یک برنامه سیاسی استخبارات در چند مراحل وشاخه‌ها تقسیم می‌شود که برای هرکدام آن نام و وقت داده می‌شود. تا زمانیکه مرحله اول به موفقیت نرسد مرحله دوم به نزدیکترین کارکن افشا نمی‌شود. ولی بمنظور فریب دشمن واذهان عامه رو پوش را می‌سازند که همه بدانند که به نفع آنها است. موضوع ذریعه مثال واضع می‌گردد. پس از۱۲ ساعت از کودتا ۷ ثورسال ۱۳۵۷ در افغانستان میان مردم تبلیغ گردید که داودخان زمانیکه به سعودی رفت سعودی چک سفید را به داود خان دادگفت بنویس ولی روابط خودرا با روسها قطع کن. محمد خان جلالر وزیرتجارت عضو کا جی بی که از مهاجرین خوقند بود موضوع را با دولت روس اطلاع داده و روسها پلان کودتا را ترتیب نموده به حزب دیموکراتیک خلق افغانستان داد. بدین لحاظ غرض برانداختن انگیزه وتحریک اجرای کودتا که چگونه آغازگردد میر علی اکبرخیبر معاون ببرک کارمل را که مانع وحدت می‌شد ترور نمود تا کودتا را قبل از اینکه داود خان برای بار دوم به سعودی رود بسر رسانند. این یک حرفی است که همه قبول می‌نمودند در قبول نمودن آن جای شک دیده نمی‌شد. بر خلاف تصور افغانها جنین حرف واقیعت نداشت. درسال ۱۳۸۵ گلبدین حکمتیار دریک مصاحبه خود اعلان داشت که میر علی اکبرخیبر توسط افراد او ترور شده بود از او سوال نمودند که چرا به وقتش این حرف را نگفتی گفت لازم نبود. نورمحمد ترکی در بیانات خود می‌گفت ما انقلاب را کردیم که دوستان ودشمنان ما به حیرت ماندند، یعنی بدون شوروی انقلاب کردیم. این حرف را هیچکس باور نمی‌کرد ومن هم باور نداشتم چند نفر محدود می‌گفتند بگذار آخر این انقلاب چه خواهد بود. پس از تجزیه شوروی کسانیکه مخالف دولت شوروی بودند یا اشخاص مقتدر دردوره دولت شوروی بودند به صراحت گفتند که ما از کودتا ترکی بی خبر بودیم اگر وقت خبر می‌شدیم جلو آنرا می‌گرفتیم زیرا می‌دانستیم برای ما درد سر جور خواهد شد. پس از سالهای طولانی دانستیم که دستان غربیها بخاطر شکست شوروی در کودتا شامل بوده‌است. آنها هرنوع شرایط را برای اجرا یک کودتا از طرف احزاب نزدیک به شوروی باز گذاشته بودند. به ویژه کتاب تلک خرس نوشته جنرال اختر پاکستانی همه را به حیرت گذاشت که در پشت پرده در افغانستان چه می‌گذشته‌است. باوجویکه ظاهر شاه دوست امریکابود. امریکا نخواست افغانستان را مجهز به سلاح امریکائی نماید برخلاف دوکشورهمسایه یعنی ایران و پاکستان را مجهز به سلاح امریکائی ساخت. و این یک سند بزرگ برای تثبیت موقیعت جنگ ابر قدرتهابود. مثال دیگر قضیه حمله فتعلی شاه قاجار به افغانستان است که توسط انگلیسها طرح شده بود. انگلیسها بمنظور جلوگیری از حمله افغانستان به هند از فتعلی شاه قاجار استفاده نمود. استخبارات پاکستان برای چندین سال بن لادن را در نزد خود داشته بنام بن لادن خود عمل می‌نمود. در تشکیل طالبان سعودی،یمن، کویت، پاکستان، ترکمنستان، و کمپنی یونوکال دست داشت. طالبان بمنظور چندین مقاصد سیاسی تاسیس شده‌است. ولی برای طالب ساده گفته شده که طالبان یک دولت سچه اسلامی را در جهان اعمارمی نماید. یعنی بر گردند به ۱۳۹۱سال قبل. همینقدر نمی‌داند که تکنالوجی جهان نمی‌گذارد که تاریخ به عقب رود.

[ویرایش]۱۳ سازمانهای اطلاعاتی که برای افغانستان مهمترمی‌باشد

[ویرایش]۱۳.۱ سیا

سازمان استخباراتی خارجی امریکارا بنام سی آی ای وداخلی را بنام اف بی آی یاد می‌نمایند. سازمان سی - آی – ای در سال ۱۹۴۷ تاسیس شد. و موسس آن شخصی به نام آلن دالس می‌باشد. سی آی ای علاوه بر موفقیتها ناکامیهای نیز داشته‌است.[۳]

[ویرایش]۱۳.۲ کاگ‌ب

KGB (روسی: КГБ): Комитет государственной безопасности​). کمیته امنیت دولتی. در سال ۱۹۵۴ تشکیل ودر سال ۱۹۹۱ در دیگر کشورها از بین رفته صرف متعلق به روسیه شد. این سازمان در کنار اینکه موفقیتهای دارد در افغانستان ناکام ماند.

[ویرایش]۱۳.۳ MSS

وزارت امنیت ملی چین: نهاد امنیتی جمهوری خلق چین است. این سازمان در داخل وخارج فعالیت دارد. فعلاً کارمندان آن در اکثر کشورهای جهان درحال فعالیت می‌باشند. درسال ۱۹۴۹ تاسیس گردید.

[ویرایش]۱۳.۴ هند

کشور هندوستان دارای ۱۳ اداره بزرگ خدمات استخباراتی اند. وبطور عموم اطلاعات خارجی هند بنام (Research and Analysis Wing) مخفف (RAW) واطلاعات داخلی هندرا بنام Intelligence Bureau یادمی نمایند.

[ویرایش]۱۳.۵ پاکستان

پاکستان دارای چهار سرویس استخباراتی می‌باشند. از جمله آی ایس آی (ISI) در پخش خارجی و اف آی ای (FIA) در بخش داخلی فعالیت دارند. سازمان استخباراتی نظامی پاکستان بنام (M.I)و سرویس داخلی محلی را بنام (Intelligence Bureau -IB)یاد می‌نمایند. مرکز تمام دفاتر آن در اسلام آباد می‌باشد.

[ویرایش]۱۳.۶ ایران

وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی ایران به اختصار «واجا». این وزارت دارای ۳۰هزار کارکن واجنت می‌باشند. این وزارت در بخش داخلی و خارجی فعالیت می‌نماید. رفتار کارکنان این وزارت در برابر مجرمین خیلی خشنونت بار بوده در میان کشورهای آسیائی اولین وزرات پرخشونت شناخته شده‌است.

[ویرایش]۱۳.۷ ازبکستان

خدمات امنیت ملی یا ≪اس این ؤی≫SNB به روسی СНБ. اس ان بی وظیفه استخباراتی داخلی وخارجی را بپیش می‌برد. فعالیتهای داخلی این اداره با پولیس یکجا می‌باشد. این اداره تحت فرمان کریم اوف بپیش برده می‌شود. اس ان بی یکی از پرخشونت ترین اداره در برابر مجرمان می‌باشد.

[ویرایش]۱۳.۸ انگلیس

سرویس اطلاعات مخفی بریتانیا (SIS)، که معمولا به نام MI6 شناخته می‌شود یعنی (اطلاعات نظامی بخش ۶). وظیفه این اداره حفظ ونگهداشت شاه و اطلاحات خارجی می‌باشد. درکنار این اداره کمیته‌های طلاعات مشترک ا(JIC)، سرویس امنیت داخلی (MI5)، ستاد ارتباطات دولت (GCHQ)، دفاع از اطلاعات (DI) می‌باشد که هرکدام وظایف خاص دارند.

[ویرایش]۱۴ پانویس

[ویرایش]۱۵ پیوند داخلی به این مقاله


[ویرایش]منابع

  • 1.Intelligence agency ویکی پیدیا انگلیسی
  • 2. Ten Best Intelligence Agencies in the World در وبگاه[۱]
  • 3. Intelligence Analysis در وبگاه National Security Agencyایالات متحده امریکا[۲]
  • ضرورت تقویت و تجهیز نهادهای استخباراتی و امنیتی کشور نوشته رهین فرهمند در وبگاه روزنامه افغانستان[۳]
  • کا جی بی در افغانستان نوشته واسیلی متروخین عضو کاجی بی ترجمه دکتور حمید سیمآب در وبگاه گفتمان. خدمات خاد در طول ۱۴ سال جنگ[۴]
  • کتاب تلک خرس یا حقایق پشت پردهٔ جنگ در افغانستان نوشته: محمد یوسف و مارک ادکین ترجمه: محمد قاسم آسمایی در وبگاه نی[۵]
  • معلومات مکفی در مورد سی آی ای در وبگاه سی آی ای [۶]
  • World Intelligence and Security Agencies در وبگاه fas [۷]
  • تشدید تضبیقات فشار برمردم ونیروهای سیاسی نوشته سلطان علی کشتمند صفحه ۳۸۱ در کتاب یاداشتهای سیاسی و رویدادهای تاریخی جلد اول ودوم سال چاپ سال ۲۰۰۱ لندن
  • باب یازدهم امیر عبدالرحمن خان مستبد باکفیت صفحات۳۹۶-۴۳۲ استبداد عبدالرحمن خان بالای ملت افغانستان در کتاب افغانستان در پنج قرن اخیر مولف میر محمد صدیق فرهنگ جلد اول سال چاپ جدید ۱۳۷۱قم انتشارات محمد وفائی.
  • افغانستان در مسیر تاریخ -اداره استخبارات امیر عبدالرحمن خان صفحات ۶۷۸-۶۸۷ جلداول نوشته میرغلام محمد غبار سال نشر ۱۳۹۹ پشاور
    • افغانستان در مسیر تاریخ - دهشت ترور در افغانستان در زمان سلطنت نادر خان صفحات ۹۶۷-۹۸۳ جلددوم نوشته میرغلام محمد غبار سال نشر ۱۳۹۹ پشاور

۱۳۹۱ دی ۲۰, چهارشنبه

نامها وقصه های فلکلوریک کابل



نوشته کریم پوپل











    

ده افغانان
شهر کابل محوطه بود که بطرف شمالش دریای کابل جنوبش بالاحصار شرقش چمن حضوری و غربش کوه شیر دروازه بود . از آن دور تر یعنی نوآباد ،دهمزنگ ، ده افغانان ، شهر آرا ، ده کیپک ، چهاردهی وغیره به نام دهات یاد می گردید. در زمان امیر عبدالرحمن خان  شخص بنام حبیب اله  از  مردمان کوچی متهم به قتل خواهر خود میشود. عبدالرحمن خان ومحاکمه وقت این شخص را برای مدت 25 سال حبس می نماید. حبیب اله پسر یک یکی از خوانین کوچی بود . پس از محاکمه حبیب اله تمامی خانواده حبیب اله بخاطر خبر گیری ونان دادن حبیب اله در ده افغانان مسکن گزین میشوند . این گروپ کوچی مالدار بودند آنها برای مردم کابل شیر پنیر گاو وگوسفند تربیه مینمودند.  بدین لحاظ مردم کابل این ده را به نام ده افغانان گذاشتند.
جوی شیر
به احتمال قوی جوی شیر در زمان یکی از این دو شخص حفر گردیده است. چندرا گپتا موری پدر اشوکا(250ق م) ،ویا ظهیرالدین محمد بابر مغول 899هجری شمسی . زیرا در هردو دوره تعداد زیاد هندو ها در کابل زندگانی داشتند. جوی شیر یکی از بزرگترین و طویل ترین جوی کابل بود.  درین جوی اهل هنود  مطابق به رسم خود شیر می ریختند.  در زمان چندرا گپتا هنوز بودیزم در کابل مروج نگردیده بود  هندویزم پا برجا بود. درآنزمان هندوان کابل را به نام بهشت یاد می نمودند زیرا کابل سرمنشع سه دریابود . بدین لحاظ هندوان بزرگترین معبد خودرا بنام آسمائی در کنار جوی شیر اعمار نموده بودند.
 بابر شاه در حصه اعمار جوی ها وباغها خیلی تلاش نمود. زمانیکه بابر به کابل حمله مینماید  تصادفاً در همان روز در کابل یک زلزله شدید رخ میدهد. مردم کابل به عوض جنگ در جستجو مردگان خودمیشوند. بابر زمانیکه مردم را بااشک میبیند با مردم کابل همدردی می کند. او وسربازانش در اعمار کابل کوشش زیاد نمودند. پس از آن بابر  در دل مردم جای گرفت. سپس بابر ،مادرش در شهر کابل بنا های اعمار نمودند.  پس از اینکه بابر پایتخت را از کابل به آگره انتقال داد . شهر دار کابل شخص بنام علیمردان  خان کار اعمار شهر را پیش می بردو علیمردان خود نیز باغی را بنام علی مردان اعمار نمود که نام آن تا اکنون زنده است.


سرای شهزاده
بسیاری دوستان 30-50 سال در کابل زندگی می نمایند ولی در مورد سرای شهزاده شاید چیزی  ندانند. سرای شهزاده (سرای سنگ ماشه ) اولین مارکیت سیاه تبادل اسعار است که در سال 1935توسط شهزاده عبدالعزیز  نواسه هفت پشت احمدشاه بابا  به بنیاد گذاشته شد. عبدالعزیز در سال 1314 زمین این سرای را به مبلغ 700 هزارافغانی  از دولت  خرید .درآن  زمان هاشم خان کاکای ظاهرشاه صدراعظم وقت بود.  شهزاده عزیز دارای شش پسربود. پس از وفات  شهزاده عبدالعزیز تیمورشاه احمدشاه وبابر شاه  در سرای مذکور سهیم بودند .اکنون  بابرشاه ابتکارعمل را بدست دارد. بلاثر جنگهای تنظیمی این سرای تا اکنون سه بار چور ویکبار پس از چور سوخته است.تنظیم که مسولیت امنیت این تعمیر رااز سال1992-1995 داشت شورای نظار بوده است.  در طول سالهای جنگ 20  صراف کشته  وسرمایه 200 صرافی  سرقت شده است. پولهای سرقت شده توسط افراد مسلح در اثنای انتقال  پول  ،یا  ربودن صراف ، داخل شدن به دکان ویا خانه صراف صورت گرفته است. این سرای در اقتصاد و سرنوشت کشور رول ارنده را بازی نموده است. پس از سال 2002بانک مرکزی  افغانستان، بانک جهانی و صندوق وجهی با این سرای همکاری اقتصادی داشته در استناد تبادل اسعار کمک بشر دوستانه خودرا انجام داده اند.، قبلاً در هفته 60-50  میلون دالر را به این بازار عرضه میداشت . فعلاً تا حدود تقلیل یافته است. بالا ثر این کمک نرخ  اسعار در طول ده سال وضیعت  نسبتاً ثابت را داشته است. قابل یاد آوری میدانم درسال جاری مبلغ 119 ملیارد افغانی در دوران است در حالیکه سالهای گذشته 90 ملیارد افغانی در گردش بوده است . که 25 فیصد افزایش را نشان می دهد . علت آن کاهش دالردر بازار و افزایش قیمت اجناس میباشد.
کارته سخی
در زمان سلطنت احدشاه بابا پادشاه بخارا مردم شمال را علیه حکومت ابدالی تحریک می نمود. پس از اینکه قشون احمدشاه بابا بلخ را تصرف نمود  شاه ولی خان  بامیزائی را به بدخشان فرستاد.  شاه ولی خان  صدراعظم خرقه مبارک را از بدخشان به مزار واز مزار شریف بکابل و قندهار انتقال داد. در محل که زیارت سخی کابل قرار دارد . قشون احمدشاه بابا برای چند شب استراحت نمودند.  خرقه مبارک را دربالای سنگی گذاشتند که فعلاً دربین خود یک چاک دارد .  درهمین شب یکی از درباریان احمدشاه بابا فوت نمود که از اهل تشیع بود. احمدشاه بابا این شخص را درهمین جا دفن نمود. چون مردم شهر سخت مذهبی بودند  محل که خرقه گذاشته شده بود آنرا زیارت شمردند ودر آنجا مسجد اعمار نمودند. از اینکه شخص فوت شده یکی از بزرگان اهل تشیع بود سایرمتقدین  این مذهب نیز مردگان خودرا درهمین محل دفن نمودند. امروز زیارت سخی یکی از مهمترین محله مذهبی تاریخی وتفریحی مردم کابل گردیده است .
شهدای صالحین
درسال 32 ه ش لشکر اسلام از دو سمت بکابل حمله نمودند از راه دهمزنگ و از بالای کوه شیردروازه لشکر اسلام که از راه دهمزنگ حمله نمودند توانستند دیوار را شکاف وداخل کابل شوند ولی لشکر که از راه کوه خواجه سفا یا شیر دروازه حمله نمودند همه کشته شدند. واین شهیدان در همین محل دفن شدند که بنام شهدای صالحین یاد می گردد.
عاشقان عارفان
ریارتگاه خاص مردم کابل است که در آن جا غرض مراد خود میروند. در محل عاشقان وعارفان متنفذین ، ادبا ، شاعران ، دانشمندان ، شهزادگان و عاشقان  قدیم کابل مدفون گردیده است. این محل به همین معنی نام گرفته است. مردم کابل همیشه با کلتور بوده به بزرگان دین و علم که افغانی بوده اند احترام داشته و به کسانیکی در زندگانی نزدیک به خداوند بودند بصفت زیارت قبول نموده اند. ولی هستند کسانی تا که مرده عربی نباشد آنرا زیارت قبول نمی نماید.

کوچه اندرابی
نام یک فامیل بزرگ است که  از اندراب بکابل می آیند و در محوطه کنار دریای کابل بودباش را آغاز نمودند. بدین لحاظ مردم کابل آنها را اندرابی می گفتند. این مردم  تجارت حیوانات را می نمودند . حیوانات را از ولایات بکابل آورده میفروختند. آنها درهمین محل سرای را اعمارنمودند  که در آن سرپرستی حیوانات را مینمودند پس از آن آهسته آهسته توسعه یافت .در زمان نادرشاه دردو طرف اندرابی سرک سازی نمودند.و تعمیرات ساخته شد.
گذر سردار جانهان خان

سنگ تهداب این کوچه را سردار جهان خان پوپلزای سپهسالار احمدشاه بابا گذاشته است.  سردار محمد جهانخان زمانی به سمت حکمران پنجاب مقرر شد. در شورش سکها وی دوباره بطرف وطن عودت نمود درهمین زمان خانه در کابل بنا می نماید. زمانیکه تیمورشاه پادشاه میشود پس از مدتی اورا از وظیفه سبکدوش نموده در دشتهای فراه تبعید می سازد.  در زمان عبدالرحمن خان یکی از اولاده او بنام مهندس برگیت عبدالغیاث خان قومندان قوای کار حربی مقرر میشود. برگیت عبدالغیاث در توسعه کوچه زحمات می کشد. او مکتب را غرض تربیه اولادهای خود بنام مکتب ابتدایه سردارجهان خان تاسیس می نماید.  برگیت عبدالغیاث راه شبر را به 40000 طلا اشرفی ونقره نیکلای اعمار می نماید. ودر زمان امان اله خان سرک غازه وپغمان را اعمار می نماید. پسر برگیت عبدالغیاث  فرقه مشرعبدالطیف خان پوپل (مشهور به عبدالطیف کمیدان)  هم صنفی امان اله خان بود. امان اله خان در زمان سلطنت خود عبدالطیف خان را منحیث لوی درستیز مقرر نمود. عبدالطیف خان یک گروپ از پوپلزایان را از قندهار به این گذر ناقل ساخته همه را به بصفت افسر گارد شاهی مقرر نمود.که مردم آنها را بنام شاهی یاد مینمودند.  الی سال 1342 همه پوپلزای درین کوچه زندگی مینمودند. پس از 1342 هرکس به هرطرف کابل پراگنده شدند. امروزفقد  یک فامیل بنام خلیل اله پسر کرنیل آصف باقی مانده است.  مردم این کوچه قصه های دارند که دو آنرا بشمادر قلم مینویسم.


برگیت عبدالغیاث مهندس موسس سرک راه شبر ، غازه پغمان، مکتب سردار جهان خان کابل
حمام سوته پایها
در گذر سردارجهان حمام ژولیده وجود دارد که عمرش از 100سال بیشتر است. ولی ازروز  اول الی امروز دریک لوحه کج نوشته شده است « حمام عصری» .بعضی از مردم این حمام را بنام چقرک نیز می گویند. قبلاً این حمام مانند سینما در هفته یک روز زنانه میشد. بیاد دارم زمانیکه مادران اطفال خودرا به حمام میبرد یک شب قبل اولادها را واسیلین چرب میکردند تا چرکهای شان نرم شود. اطفال قبل از کیسه حق استعمال  صابون را نداشتند زیرا چرک سوخته میشدند. مادران در شستن اولاد سوم  و چهام بنسبت ذیقی هوا خسته شده پسران باقی را با لت وکوب شستشو می نمودند.بهترین شادی اطفال حمام رفتن با پدر بود زیرا پدر اذیت نمیکرد ودرآخر لبلبو می خرید.  
روز از روزها مردی در تاریکی شب  به حمام میرود . داخل حمام میشود زمانیکه بالای خود آب می پاشد متوجه میشود که پاهای  کسانیکه نزدیک دیگ است مانند پای عادی نبوده بلکه گیرد و دبل است. مرد بتشویش میشود دوباره در جای که اشیای خودرا مانده است می آید به مرد که درکنارش نشسته آهسته میگوید برادر در نزدیک دیگ پاهای مردان مانند سوته واری بود. مرد پای خودرا بیرون می کشد میگوید بنظر شما همینطور.مرد یکقد میپرد میبیند که پای این شخص هم مانند دیگران است. به عجله بیرون برآمده خواست لباس های خودرا بپوشد. کسیکه لنگ خشک می دهد آمد که لنگ بدهد مرد به  لنگ ده گفت برادر در داخل حمام تمام کسانیکه جان خودرا میشویند پایشان سوته واری است. نفر لنگ ده پای خودرا بیرون می کشد میگوید همینطور . مرد بلرزه میشود به عجله لباس خودرا میپوشد بطرف دخل می رود به کسیکه کناردخل نشسته میگوید برادر این حمام شما بی سر واری است تما کسانیکه در حمام هستند پاهای شان سوته واری است. درین زمان حمامی  پای خودرا بیرون می کشد میگوید همینطور. مرد دیگرجای شک برایش باقی نمی ماند به عجله بیرون می آید دوان دوان طرف خانه در حرکت میشود. در نزدیکی حمام چند مرد را می بیند که میخواهند حمام روند می ایستد وبرای آنها میگوید که برادر در این حمام آدمهای عجیب را دیدم که پاهای شان مانند سوته بود. درین وقت یکی از مردان پیش میشود پای خودرا از بوت می کشد میگوید همینطور مرد موهای سرش می خیزد می بیند که پای اینها هم سوته واری است.  او دیگر از همه خوف نموده به عجله خودرا به خانه می رساند تب شدید سراپا بدن اورا می گیرد . فردا توخال می کشد.  او تا  دو ماه در بستر مریضی بود. پس از دوماه شفا می یابد و قصه را به همه میکند







                 
      
 میمون عبدالوهاب
عبداوهاب در یکی از ادارات کار می کرد شخص صادق بود.  دولت وقت اورا به صفت ولسوال نورستان مقرر نمود . پس از چند سال دوباره در گذر سردارجهانخان  به خانه خود آمد و وظیفه گرفت. یگانه تحفه که از نورستان با خود آورده بود  چوچه شادی بود. این چوچه شادی برای اطفال کوچگی ها در روزهای اول جالب بود. اطفال چوچه را اذیت می نمودند. زمانیکه این چوچه کلان شد یک قوغ آتش گردید  در هر جای که دست می زد آنجارا ویران می گیرد.. کار این شادی فقد خرابی بود . عبدالوهاب برای این شادی قفس خرید وگاهگاهی اورا که زیاد خرابی می کرد به قفس می انداخت.  شادی شروع کرد به خراب کردن خانه همسایه ها ؛هرکس که کالا میشست بالای کالا یک پهره دار مقرر مینمود . زیرا اولین خرابی شادی پاره کردن وچتل کردن لباس ها بود که در تناب اویزان میبود. کار دوم شادی مالهای همسایه هارا دزدی می کرد و در قفس خود می آورد . هر کس که چیزی را گم میکرد خانه عبدالوهاب را تک تک میزد. کار سوم این شادی طوری بود که مال یک خانه را به خانه دیگر می انداخت بردن آفتابه لباس صابون کاسه ستل  بوت  خمیر وغیره اشیای خورد را ازیک خانه به خانه دیگر می انداخت. کار چهارمش این بود که از زنها نمی ترسید اگر زنها هرچه گم شو می گفت بی تفاوت باقی می ماند اگر تنها میبود موی کنک می کرد.. کار پنجم آن هرکس اورا با سنگ می زد او نیز اورا با سنگ می زد که این کار خیلی خطر ناک بود زیرا شادی همیشه دربام ها بود  وقتی که سنگ می انداخت بالای سر هرکی میخورد فغانش را می کشید..جالبترین قصه که سراسر کابل پیچید برای شما قصه می کنم.
در گذر سردار جهان خان  شخص بود که بنام کرنیل آصف خان پوپل یاد می گردید. او یک افسر متقاعد بود. آصف خان پولهای که در تمام عمر جمع نموده بود به هزار افغانیگی  تبدیل نموده بود. گاهگاهی پول های خودرا آفتاب می داد. روز از روزها آصف خان به بام میرود گلیم را با بالشت دربام میبرد. پولهای خودرا در روی گلیم فرش می کند تا آفتاب بیبیند . چون آفتاب ماه میزان مزه داربود آصف خان بخواب میرود. در همین موقع شادی که یک پرچه آتش شده بود ازین بام می گذرد متوجه میشود که چیزی برای خراب کردن وجود دارد. شادی نزدیک آصف خان میشود می بیند که آصف خان خواب است. سپس می نشیند وهزاری ها را پاره پاره می کند ویک دانه را هم سالم نمی ماند.  در پاره کردن آخرین هزاری آصف خان از خواب بیدار میشود. شما خود تصور کنید که بالای چنین مرد چه واقعه رخ می دهد. آصف خان چیغ می زند وفریاد می کشد صدا میزند  بکشید این شادی ،او را برای من بیاورید که توته توته کنمش  فریاد ها بلند میشود گاهی عبدالوهاب دعو می خورد وگاهی دوای بد. همه مردم کوچه جمع میشوند وجالبترین چیز را در طول عمر خود می بینند. قصه کوتاه! خرابی شادی از خانه ها به کوچه ها می کشد. مردم همه در صدد کشتن شادی میشوند ولی گرفتن وکشتن شادی چالاک وشوخ کار آسان نبود پسانها شادی بدماش منطقه شده بود کس اورا با سنگ زده نمیتوانست دریک ثانیه صدبام را گدود میکرد. کس اگر سرش غالمغال می کرد موهای پشت گردنش بلند می شد چشمانش پلق چنان بالای انسان قهر میشد تصور می نمودی که  حالی حمله می کند.  شادی خانه عبدالوهاب را نیز ترک میگوید .تمام کوچه ها و خانه ها خانه او میشود. در بالای هر خانه که می آمد اطفال وزنان او را با سنگ می زدند. تا آنکه یک فامیل از مردم جاجی دریکی از کوچه ها تفنگ  داشت و آنها با تفنگ  شادی را کشتن. کشتن شادی به سرعت در کوچه ها پیچید و همه نفس راحت کشیدن هرکس که جاجی را میدید سلام می انداخت سپس خیر بیبینی میگفت . زنان واطفال خوش بودند که از جنجال پهره داری خلاص شدند.