۱۳۹۱ دی ۲۰, چهارشنبه

نامها وقصه های فلکلوریک کابل



نوشته کریم پوپل











    

ده افغانان
شهر کابل محوطه بود که بطرف شمالش دریای کابل جنوبش بالاحصار شرقش چمن حضوری و غربش کوه شیر دروازه بود . از آن دور تر یعنی نوآباد ،دهمزنگ ، ده افغانان ، شهر آرا ، ده کیپک ، چهاردهی وغیره به نام دهات یاد می گردید. در زمان امیر عبدالرحمن خان  شخص بنام حبیب اله  از  مردمان کوچی متهم به قتل خواهر خود میشود. عبدالرحمن خان ومحاکمه وقت این شخص را برای مدت 25 سال حبس می نماید. حبیب اله پسر یک یکی از خوانین کوچی بود . پس از محاکمه حبیب اله تمامی خانواده حبیب اله بخاطر خبر گیری ونان دادن حبیب اله در ده افغانان مسکن گزین میشوند . این گروپ کوچی مالدار بودند آنها برای مردم کابل شیر پنیر گاو وگوسفند تربیه مینمودند.  بدین لحاظ مردم کابل این ده را به نام ده افغانان گذاشتند.
جوی شیر
به احتمال قوی جوی شیر در زمان یکی از این دو شخص حفر گردیده است. چندرا گپتا موری پدر اشوکا(250ق م) ،ویا ظهیرالدین محمد بابر مغول 899هجری شمسی . زیرا در هردو دوره تعداد زیاد هندو ها در کابل زندگانی داشتند. جوی شیر یکی از بزرگترین و طویل ترین جوی کابل بود.  درین جوی اهل هنود  مطابق به رسم خود شیر می ریختند.  در زمان چندرا گپتا هنوز بودیزم در کابل مروج نگردیده بود  هندویزم پا برجا بود. درآنزمان هندوان کابل را به نام بهشت یاد می نمودند زیرا کابل سرمنشع سه دریابود . بدین لحاظ هندوان بزرگترین معبد خودرا بنام آسمائی در کنار جوی شیر اعمار نموده بودند.
 بابر شاه در حصه اعمار جوی ها وباغها خیلی تلاش نمود. زمانیکه بابر به کابل حمله مینماید  تصادفاً در همان روز در کابل یک زلزله شدید رخ میدهد. مردم کابل به عوض جنگ در جستجو مردگان خودمیشوند. بابر زمانیکه مردم را بااشک میبیند با مردم کابل همدردی می کند. او وسربازانش در اعمار کابل کوشش زیاد نمودند. پس از آن بابر  در دل مردم جای گرفت. سپس بابر ،مادرش در شهر کابل بنا های اعمار نمودند.  پس از اینکه بابر پایتخت را از کابل به آگره انتقال داد . شهر دار کابل شخص بنام علیمردان  خان کار اعمار شهر را پیش می بردو علیمردان خود نیز باغی را بنام علی مردان اعمار نمود که نام آن تا اکنون زنده است.


سرای شهزاده
بسیاری دوستان 30-50 سال در کابل زندگی می نمایند ولی در مورد سرای شهزاده شاید چیزی  ندانند. سرای شهزاده (سرای سنگ ماشه ) اولین مارکیت سیاه تبادل اسعار است که در سال 1935توسط شهزاده عبدالعزیز  نواسه هفت پشت احمدشاه بابا  به بنیاد گذاشته شد. عبدالعزیز در سال 1314 زمین این سرای را به مبلغ 700 هزارافغانی  از دولت  خرید .درآن  زمان هاشم خان کاکای ظاهرشاه صدراعظم وقت بود.  شهزاده عزیز دارای شش پسربود. پس از وفات  شهزاده عبدالعزیز تیمورشاه احمدشاه وبابر شاه  در سرای مذکور سهیم بودند .اکنون  بابرشاه ابتکارعمل را بدست دارد. بلاثر جنگهای تنظیمی این سرای تا اکنون سه بار چور ویکبار پس از چور سوخته است.تنظیم که مسولیت امنیت این تعمیر رااز سال1992-1995 داشت شورای نظار بوده است.  در طول سالهای جنگ 20  صراف کشته  وسرمایه 200 صرافی  سرقت شده است. پولهای سرقت شده توسط افراد مسلح در اثنای انتقال  پول  ،یا  ربودن صراف ، داخل شدن به دکان ویا خانه صراف صورت گرفته است. این سرای در اقتصاد و سرنوشت کشور رول ارنده را بازی نموده است. پس از سال 2002بانک مرکزی  افغانستان، بانک جهانی و صندوق وجهی با این سرای همکاری اقتصادی داشته در استناد تبادل اسعار کمک بشر دوستانه خودرا انجام داده اند.، قبلاً در هفته 60-50  میلون دالر را به این بازار عرضه میداشت . فعلاً تا حدود تقلیل یافته است. بالا ثر این کمک نرخ  اسعار در طول ده سال وضیعت  نسبتاً ثابت را داشته است. قابل یاد آوری میدانم درسال جاری مبلغ 119 ملیارد افغانی در دوران است در حالیکه سالهای گذشته 90 ملیارد افغانی در گردش بوده است . که 25 فیصد افزایش را نشان می دهد . علت آن کاهش دالردر بازار و افزایش قیمت اجناس میباشد.
کارته سخی
در زمان سلطنت احدشاه بابا پادشاه بخارا مردم شمال را علیه حکومت ابدالی تحریک می نمود. پس از اینکه قشون احمدشاه بابا بلخ را تصرف نمود  شاه ولی خان  بامیزائی را به بدخشان فرستاد.  شاه ولی خان  صدراعظم خرقه مبارک را از بدخشان به مزار واز مزار شریف بکابل و قندهار انتقال داد. در محل که زیارت سخی کابل قرار دارد . قشون احمدشاه بابا برای چند شب استراحت نمودند.  خرقه مبارک را دربالای سنگی گذاشتند که فعلاً دربین خود یک چاک دارد .  درهمین شب یکی از درباریان احمدشاه بابا فوت نمود که از اهل تشیع بود. احمدشاه بابا این شخص را درهمین جا دفن نمود. چون مردم شهر سخت مذهبی بودند  محل که خرقه گذاشته شده بود آنرا زیارت شمردند ودر آنجا مسجد اعمار نمودند. از اینکه شخص فوت شده یکی از بزرگان اهل تشیع بود سایرمتقدین  این مذهب نیز مردگان خودرا درهمین محل دفن نمودند. امروز زیارت سخی یکی از مهمترین محله مذهبی تاریخی وتفریحی مردم کابل گردیده است .
شهدای صالحین
درسال 32 ه ش لشکر اسلام از دو سمت بکابل حمله نمودند از راه دهمزنگ و از بالای کوه شیردروازه لشکر اسلام که از راه دهمزنگ حمله نمودند توانستند دیوار را شکاف وداخل کابل شوند ولی لشکر که از راه کوه خواجه سفا یا شیر دروازه حمله نمودند همه کشته شدند. واین شهیدان در همین محل دفن شدند که بنام شهدای صالحین یاد می گردد.
عاشقان عارفان
ریارتگاه خاص مردم کابل است که در آن جا غرض مراد خود میروند. در محل عاشقان وعارفان متنفذین ، ادبا ، شاعران ، دانشمندان ، شهزادگان و عاشقان  قدیم کابل مدفون گردیده است. این محل به همین معنی نام گرفته است. مردم کابل همیشه با کلتور بوده به بزرگان دین و علم که افغانی بوده اند احترام داشته و به کسانیکی در زندگانی نزدیک به خداوند بودند بصفت زیارت قبول نموده اند. ولی هستند کسانی تا که مرده عربی نباشد آنرا زیارت قبول نمی نماید.

کوچه اندرابی
نام یک فامیل بزرگ است که  از اندراب بکابل می آیند و در محوطه کنار دریای کابل بودباش را آغاز نمودند. بدین لحاظ مردم کابل آنها را اندرابی می گفتند. این مردم  تجارت حیوانات را می نمودند . حیوانات را از ولایات بکابل آورده میفروختند. آنها درهمین محل سرای را اعمارنمودند  که در آن سرپرستی حیوانات را مینمودند پس از آن آهسته آهسته توسعه یافت .در زمان نادرشاه دردو طرف اندرابی سرک سازی نمودند.و تعمیرات ساخته شد.
گذر سردار جانهان خان

سنگ تهداب این کوچه را سردار جهان خان پوپلزای سپهسالار احمدشاه بابا گذاشته است.  سردار محمد جهانخان زمانی به سمت حکمران پنجاب مقرر شد. در شورش سکها وی دوباره بطرف وطن عودت نمود درهمین زمان خانه در کابل بنا می نماید. زمانیکه تیمورشاه پادشاه میشود پس از مدتی اورا از وظیفه سبکدوش نموده در دشتهای فراه تبعید می سازد.  در زمان عبدالرحمن خان یکی از اولاده او بنام مهندس برگیت عبدالغیاث خان قومندان قوای کار حربی مقرر میشود. برگیت عبدالغیاث در توسعه کوچه زحمات می کشد. او مکتب را غرض تربیه اولادهای خود بنام مکتب ابتدایه سردارجهان خان تاسیس می نماید.  برگیت عبدالغیاث راه شبر را به 40000 طلا اشرفی ونقره نیکلای اعمار می نماید. ودر زمان امان اله خان سرک غازه وپغمان را اعمار می نماید. پسر برگیت عبدالغیاث  فرقه مشرعبدالطیف خان پوپل (مشهور به عبدالطیف کمیدان)  هم صنفی امان اله خان بود. امان اله خان در زمان سلطنت خود عبدالطیف خان را منحیث لوی درستیز مقرر نمود. عبدالطیف خان یک گروپ از پوپلزایان را از قندهار به این گذر ناقل ساخته همه را به بصفت افسر گارد شاهی مقرر نمود.که مردم آنها را بنام شاهی یاد مینمودند.  الی سال 1342 همه پوپلزای درین کوچه زندگی مینمودند. پس از 1342 هرکس به هرطرف کابل پراگنده شدند. امروزفقد  یک فامیل بنام خلیل اله پسر کرنیل آصف باقی مانده است.  مردم این کوچه قصه های دارند که دو آنرا بشمادر قلم مینویسم.


برگیت عبدالغیاث مهندس موسس سرک راه شبر ، غازه پغمان، مکتب سردار جهان خان کابل
حمام سوته پایها
در گذر سردارجهان حمام ژولیده وجود دارد که عمرش از 100سال بیشتر است. ولی ازروز  اول الی امروز دریک لوحه کج نوشته شده است « حمام عصری» .بعضی از مردم این حمام را بنام چقرک نیز می گویند. قبلاً این حمام مانند سینما در هفته یک روز زنانه میشد. بیاد دارم زمانیکه مادران اطفال خودرا به حمام میبرد یک شب قبل اولادها را واسیلین چرب میکردند تا چرکهای شان نرم شود. اطفال قبل از کیسه حق استعمال  صابون را نداشتند زیرا چرک سوخته میشدند. مادران در شستن اولاد سوم  و چهام بنسبت ذیقی هوا خسته شده پسران باقی را با لت وکوب شستشو می نمودند.بهترین شادی اطفال حمام رفتن با پدر بود زیرا پدر اذیت نمیکرد ودرآخر لبلبو می خرید.  
روز از روزها مردی در تاریکی شب  به حمام میرود . داخل حمام میشود زمانیکه بالای خود آب می پاشد متوجه میشود که پاهای  کسانیکه نزدیک دیگ است مانند پای عادی نبوده بلکه گیرد و دبل است. مرد بتشویش میشود دوباره در جای که اشیای خودرا مانده است می آید به مرد که درکنارش نشسته آهسته میگوید برادر در نزدیک دیگ پاهای مردان مانند سوته واری بود. مرد پای خودرا بیرون می کشد میگوید بنظر شما همینطور.مرد یکقد میپرد میبیند که پای این شخص هم مانند دیگران است. به عجله بیرون برآمده خواست لباس های خودرا بپوشد. کسیکه لنگ خشک می دهد آمد که لنگ بدهد مرد به  لنگ ده گفت برادر در داخل حمام تمام کسانیکه جان خودرا میشویند پایشان سوته واری است. نفر لنگ ده پای خودرا بیرون می کشد میگوید همینطور . مرد بلرزه میشود به عجله لباس خودرا میپوشد بطرف دخل می رود به کسیکه کناردخل نشسته میگوید برادر این حمام شما بی سر واری است تما کسانیکه در حمام هستند پاهای شان سوته واری است. درین زمان حمامی  پای خودرا بیرون می کشد میگوید همینطور. مرد دیگرجای شک برایش باقی نمی ماند به عجله بیرون می آید دوان دوان طرف خانه در حرکت میشود. در نزدیکی حمام چند مرد را می بیند که میخواهند حمام روند می ایستد وبرای آنها میگوید که برادر در این حمام آدمهای عجیب را دیدم که پاهای شان مانند سوته بود. درین وقت یکی از مردان پیش میشود پای خودرا از بوت می کشد میگوید همینطور مرد موهای سرش می خیزد می بیند که پای اینها هم سوته واری است.  او دیگر از همه خوف نموده به عجله خودرا به خانه می رساند تب شدید سراپا بدن اورا می گیرد . فردا توخال می کشد.  او تا  دو ماه در بستر مریضی بود. پس از دوماه شفا می یابد و قصه را به همه میکند







                 
      
 میمون عبدالوهاب
عبداوهاب در یکی از ادارات کار می کرد شخص صادق بود.  دولت وقت اورا به صفت ولسوال نورستان مقرر نمود . پس از چند سال دوباره در گذر سردارجهانخان  به خانه خود آمد و وظیفه گرفت. یگانه تحفه که از نورستان با خود آورده بود  چوچه شادی بود. این چوچه شادی برای اطفال کوچگی ها در روزهای اول جالب بود. اطفال چوچه را اذیت می نمودند. زمانیکه این چوچه کلان شد یک قوغ آتش گردید  در هر جای که دست می زد آنجارا ویران می گیرد.. کار این شادی فقد خرابی بود . عبدالوهاب برای این شادی قفس خرید وگاهگاهی اورا که زیاد خرابی می کرد به قفس می انداخت.  شادی شروع کرد به خراب کردن خانه همسایه ها ؛هرکس که کالا میشست بالای کالا یک پهره دار مقرر مینمود . زیرا اولین خرابی شادی پاره کردن وچتل کردن لباس ها بود که در تناب اویزان میبود. کار دوم شادی مالهای همسایه هارا دزدی می کرد و در قفس خود می آورد . هر کس که چیزی را گم میکرد خانه عبدالوهاب را تک تک میزد. کار سوم این شادی طوری بود که مال یک خانه را به خانه دیگر می انداخت بردن آفتابه لباس صابون کاسه ستل  بوت  خمیر وغیره اشیای خورد را ازیک خانه به خانه دیگر می انداخت. کار چهارمش این بود که از زنها نمی ترسید اگر زنها هرچه گم شو می گفت بی تفاوت باقی می ماند اگر تنها میبود موی کنک می کرد.. کار پنجم آن هرکس اورا با سنگ می زد او نیز اورا با سنگ می زد که این کار خیلی خطر ناک بود زیرا شادی همیشه دربام ها بود  وقتی که سنگ می انداخت بالای سر هرکی میخورد فغانش را می کشید..جالبترین قصه که سراسر کابل پیچید برای شما قصه می کنم.
در گذر سردار جهان خان  شخص بود که بنام کرنیل آصف خان پوپل یاد می گردید. او یک افسر متقاعد بود. آصف خان پولهای که در تمام عمر جمع نموده بود به هزار افغانیگی  تبدیل نموده بود. گاهگاهی پول های خودرا آفتاب می داد. روز از روزها آصف خان به بام میرود گلیم را با بالشت دربام میبرد. پولهای خودرا در روی گلیم فرش می کند تا آفتاب بیبیند . چون آفتاب ماه میزان مزه داربود آصف خان بخواب میرود. در همین موقع شادی که یک پرچه آتش شده بود ازین بام می گذرد متوجه میشود که چیزی برای خراب کردن وجود دارد. شادی نزدیک آصف خان میشود می بیند که آصف خان خواب است. سپس می نشیند وهزاری ها را پاره پاره می کند ویک دانه را هم سالم نمی ماند.  در پاره کردن آخرین هزاری آصف خان از خواب بیدار میشود. شما خود تصور کنید که بالای چنین مرد چه واقعه رخ می دهد. آصف خان چیغ می زند وفریاد می کشد صدا میزند  بکشید این شادی ،او را برای من بیاورید که توته توته کنمش  فریاد ها بلند میشود گاهی عبدالوهاب دعو می خورد وگاهی دوای بد. همه مردم کوچه جمع میشوند وجالبترین چیز را در طول عمر خود می بینند. قصه کوتاه! خرابی شادی از خانه ها به کوچه ها می کشد. مردم همه در صدد کشتن شادی میشوند ولی گرفتن وکشتن شادی چالاک وشوخ کار آسان نبود پسانها شادی بدماش منطقه شده بود کس اورا با سنگ زده نمیتوانست دریک ثانیه صدبام را گدود میکرد. کس اگر سرش غالمغال می کرد موهای پشت گردنش بلند می شد چشمانش پلق چنان بالای انسان قهر میشد تصور می نمودی که  حالی حمله می کند.  شادی خانه عبدالوهاب را نیز ترک میگوید .تمام کوچه ها و خانه ها خانه او میشود. در بالای هر خانه که می آمد اطفال وزنان او را با سنگ می زدند. تا آنکه یک فامیل از مردم جاجی دریکی از کوچه ها تفنگ  داشت و آنها با تفنگ  شادی را کشتن. کشتن شادی به سرعت در کوچه ها پیچید و همه نفس راحت کشیدن هرکس که جاجی را میدید سلام می انداخت سپس خیر بیبینی میگفت . زنان واطفال خوش بودند که از جنجال پهره داری خلاص شدند.




۱۳۹۱ آذر ۲۶, یکشنبه

کانون تمدن های جهان باستان



                                         کانون تمدن های باستان جهان
         World Ancient Civilizations   
بشریت طی هزران سال در محلات گرم با بدن برهنه زندگی نمودند  تا آنکه مجبور شدن ابزار شکاررا  سازند  حمله و دفاع را  بیاموزند ، دسته جمعی زندگی نمودن را پیشه نمایند ، زبان را فرا گریند وسپس  مهاجرت های فصلی و دایمی را بین دومنطقه اختیارنمایند . کشت زرع و مالداری را  آموختند  به  ذخیره نمودن غذا ها    آشنا شدند  لباس خانه ساختند   وطن اختیار نمودند . تشکیل  عایله قبیله وملت را نمودند، قانون ساختند  تا بتمدن رسید ند.  زمانیکه  بشریت  در محدوده  زندگی مرفه داخل گردید همزمان با این ، مقتضیات و رقابت ها نیز به بالا کشانیده شد.  سپس به  حمله بالای یک دیگر آغاز نمودند. انسانها  بلاثر بازرگانی  تصرفها تسلطها ومهاجرت ها با فرهنگ ، ابزار وتمدن  همدیگر آشنا شدند.  بدین ترتیب دستان ومغز انسان سال به سال نسل به نسل ظریف تر وتوانمند تر گردید. البته  این تحول در سراسر جهان  یکسان وهم زمان نبوده در بسیاری موارد باکندی و کاستی همرا بوده است . ظهور  یک نابغه  ؛ موجودیت منابع طبیعی وافر  بخصوص آب در تمدن بشری  از اهمیت زیاد بر خود داربوده  است. میتوان از تمدن کنار دریای آمو ، دجله و فرهاد ، رود نیل  رود زرد چین و رود سند یاد نمود. سلطنتهای قوی در بنیان گذاری تمدن بشری نیز  نزدیکتر نسبت به دولتهای  ضیف بوده است.  تا زمانیکه یک تمدن بوجود نیاید تمدن  دیگر تولد نخواهد شد.  یعنی از یک یا چند تمدن کوچک تمدن نو عظیمی بمیان آمده است . مثلاً از تمدن یوانانیان تمدن باختر تولد میشود .از تمدن یهودیها تمدن بابل تولد میشود. از تمدن مصری ها و بابل تمدن فنقی ها تولد میشود. واین سلسله طبیعی در وجود انسانها  این شکارچی پرقدرت طبیعت ما ادامه داشته وهیچگاه خاموش نخواهد شد.
مرحله آغازین تمدن 
در دوره سنگ قدیم انسانهای هوموسپین از دومیلون سال الی۱۰۰۰۰سال قبل دارای زبان و ذکاوت شدند ۷۵۰۰۰۰ سال قبل انسان  آتش را شناخت و به تکلم آغاز نمود. سپس به شناخت صنعت   و کشاورزی آشنا شد .کشاورزی یک انقلاب در تمدن بشریت شمرده می‌شود. کشاورزی و کندن جوی بتدریج وسعت یافت. سپس فرهنگ زراعت را شناختند. سپس مالیکیت بالای زمین زراعتی بمیان آمد. مذهب اختیار نمودندو تبادله بارتر یا اولین تجارت را آغاز می‌شود. مالیکین  غنی و کارگر فقیر زراعتی بمیان می‌آید.     در سال ۷۰۰۰ قبل میلاد در ۳ منطقه از جهان زراعت ومالداری  رشد می‌کند در ۳۰۰۰ سال ق م در ۵  قاره جهان زراعت عام می‌شود. برای اولین باردرسال ۹-۱۰ هزار سال ق م کشت نباتات در شرق میانه  بمیان می اید. در ۷۰۰۰ سال قبل  م در بخش غربی قاره هند بشمول افغانستان زراعت مروج می‌گردد. ۶۰۰۰ سال قبل از میلاد در مصر و ۵۰۰۰ سال قبل در چین  می‌رسد. در سال ۲۷۰۰ ق م گاو خوک در ترکیه کشورهای شرق میانه اسرائیل  عراق تربیه می‌گردد هکذا محصولات کشاورزی و گیاهان مختلف مانند گندم، جو، جاودر، پیاز، نخود، و انگور نیز کشت می‌گردید. درهمین سالها در امریکا کشت  لوبیا نخود کدو طرائی جوار وپنبه صورت می‌گرفت . در پیرو کچالو شرین کچالو نخود لوبیا ممپلی  در مدیترانه زیتون ، شاهدانه شتر و گندم سیاه در مناطق غربی حوزه خزر ، پنبه در هند ، ارزن و سایبین در چین ، سرگم و کافی در افریقا شمالی و مرکزی  اهلی و کشت می‌گردد. در جنوب شرق آسیا  افغانستان ایران  چین و شمال افریقا در ۳۰۰۰ سال قبل میلاد زراعت ومالداری مروج می‌گردد.  آسیای شرقی مناطق اصلی  مرغ برنج ونباتات ستروس می‌باشد. در اندین کوسفند لاما در شرق میانه گوسفند ، بز در اروپا مرکزی تربیه می‌شود.  بدین ترتیب زراعت ومالداری در مدت ۴۰۰۰ سال در سراسر جهان مروج می‌گردد. انتقال این فرهنگ توسط تجارت ، تعرضات به سایر کشور، مهاجرت و تعایف در سراسر جهان انتقال می‌یابد. اینکه چگونه به امریکا انتقال می‌یابد سوالی است بزرگ؟؟؟ 
                                                                


1.اولین مرکز کانون تمدن بشری تمدن های سومر، کلده، اشور و بابل در بین النهرین  ( رود دجله وفرهاد عراق )  میباشد که در سالهای ۵۰۰۰  قبل از میلاد بوقوع پیوسطه است. در تمدن های باستان آب وافر با ارزش تر از همه بوده است.  تمدن  رود دجله وفرهاد درانکشاف علوم ریاضی ، طب ، و نجوم سهم ارزنده را ادانموده  است. این دوره از خود معماری مخصوص داشت .دارای آسمان خراشها و باغهای بودند که نباتان را سرچپه کشت غرس  یا زرع مینمودند . تعداد باسواد بیشتر بوده به  خط میخی  مینوشتند . نمرود یکی از پادشاهان این دوره بود که دعوا خداوندی را مینمود.. تمدن بین النهرین   از سال۲۸۰۰  ق م آغاز و در سال ۵۳۸ ق م توسط  کورش  امپراطورهخامنشی ها از بین میرود . 
2.دومین کانون تمدن بشری سرزمین مصر قدیم یا کناره های رود نیل است.  که تاریخ آن از۳۰۰۰-۲۰۰۰سال قبل از میلاد میرسد بعد از بین النهرین مصر قدیم دومین نقطه ایست که علوم قدیم طب ، نجوم و فلسفه و  معماری به اوج خود رسیده بود .  از معماری این دوره اهرامهای مصراست. مصریها در آنزمان از زیورات زیاد استفاده مینمودند در صنعت ساختن زیورات شهرت داشتند. آنها بزرگان خودرا مومیائی نموه با زیورات آنرا گور مینمودند .فرعون یکی از شاهان مقتدر این دوره است.
  


 3  .سومین کانون تمدن بشری  ، تمدن ساحل شرقی بحیره مدیترانه ( لبنان)  یعنی تمدن فنیقی است که در انکشاف صنایع کشتی سازی و بحر پیمای و تجارت از سایر تمدن های بشری سبقت جسته است. این تمدن با همسایه خویش اسرائیل نیز در تماس بوده لذا در انکشاف و انتشار ادیان قدیم نیز رول داشته است . فنیقی ها کاشف رنگ ارغوانی میباشند وهم  میدانستند  که چگونه رنگ ارغوانی  ساخته میشود. مخترح صنعت  شیشه سازی و الفبا خط امروزی کشورهای آسیائی  هستند . با وجودیکه فنیقی ها تحت تاثیر مصریان ، در قرن هشتم ق م تحت سلطه آسوری ها ودر قرن ششم تحت تاثیر بابلیها وسپس هخامنشیها بودند ولی این مردم به جنگ وتسلط اهمیت نداده در هر جا مستعمره داشته وتجارت مینمودند. شهر صیدا و صور از شهرهای متمدن وپر نفوس فنقی ها بود. .تاریخ این تمدن بین سالهای-۲۰۰۰-۳۰۰قبل از میلاد است.
                      
4.چهار مین کانون تمدن جهان  تمدن کشور چین است. چین  کشوریست دارای تاریخ ۷۰۰۰ساله بوده نخستین تمدن آن در کنا رود زرد  رخ داده است که تاریخ آن به ۳۰۰۰ قبل از میلاد میرسد . چینائی ها صنعت باروت سازی  کاغذ سازی  ظروف چینی یا فارفور   پارچه های ابریشمی را به جهانیان معرفی نمودند و این تمدن درانکشاف علوم نجوم و فلسفه نیز سهم ارزنده داشته است .. چین دارای 5نژاد بود. نخستین دولت  واحد ویکپارچه توسط چی شی هوان در سال ۲۴۶ ق م صورت گرفت . او سلطنت میراثی را ازبین برد و چین را به 36 منطقه تقسیم نمود.دیوار چین به طول ۷۰۰۰ کیلومتر را ساخت.


5.کانون بنجم تمدن بشری را سرزمین آریانا تشکیل میدهد که بین سالهای۱۰۰۰-۲۰۰۰قبل از میلاد میباشد که در انکشاف زراعت و مالداری در آسیای مرکزی پیش قدم بوده و شهرهای آباد ومعموری داشت. بخدی یکی از آبادترین شهرثروت مند بود که توسط ۱۸ نهر آبیاری میشد.











بلوچستان
تمدن بلوچستان یکی از  قدیمیترین فرهنگ کشاورزی شناخته شده  بشری می‌باشد این تمدن  سال ۷۰۰۰ ق م در مناطق جنوب شرق آسیا بشمول قندهار و مارگره  امروزی پدید آمد. این مردم نیمه کوچی  ۶۰۰۰ سال قبل میلاد در تربیه گوسفند بز وگاو  کشت گندم جو دسترسی داشتند. اینها در ساختن ظروف سفالی و ساختن خانه چهار دیواری مهارت داشتند. دارای مراسم تدفین بوده با مرده خود زیورات سنگی استخوان موره وغیره را دفن می‌نمودند. هکذا در سنه ۴۰۰۰ ق م زیورات از مس با سنگ، سنگ دریائی فیروزه لاجورد می‌ساختند.  تراش سنگ، کوره‌های ذوب مس درین دوره یافت شده است.


6.ششمین کانون تمدن بشری کشور هند قدیم است . تمدن هند از قدیمی‌ترین تمدن های جهان است که در حدود 4 هزار سال پیش در کنار رود گنگ شکل گرفت و شاید بتوان گفت قدامتش به اندازه قدامت تمدن مصر باستان است. که  در ۱۵۰۰-۲۰۰۰سال قبل از میلاد باشکوه ترین تمدن قدیمه هراپه و موهنجودارو را حایز بوده و در شقوق مختلف صنایع دستی انکشاف نموده بود.
بسیاری از قبایل آریایی در حدود ۱۵۰۰ قبل از میلاد از شمال هند وارد این سرزمین شدند و تمدن و مذهب هندوئی را ایجاد کردند. در قرن ششم قبل از میلا دی بودا ظهور کرد و «آشوکا»، شاه هند در قرن 3 قبل از میلاد، بودایی را دین رسمی هندی‌ها قرار داد.
7.هفتمین کانون تمدن بشری سرزمین یونان وروم قدیم است که از ۱۰۰۰ سال قبل از میلاد به بعد معرف عالی ترین نوع تمدن بشری بوده و بنیاد علوم ریاضی ، طب  ، و نجوم کلاسیک را گذاشته است.

تمدن یونان باستان
تمدن یونان یگانه تمدن است که نقش اساسی در تمدن اروپا دارد . زیر بنای تمدن یونان به حدود
۳۰۰۰سال قبل از تاریخ اروپا باز می گردد.فیلسوف هایی مانند سقراط و ارسطو ، و خدایان کوه المپ را می توان از عوامل مهم ایجاد دموکراسی و گسترش فرهنگ یونان باستان نامید.این قدرت به همراه قدرت مردم دست در دست هم و دوشادوش شاهکارهای جاودانه ای را در جهان ساختند.به عنوان مثال می تون به تونل سموس  اشاره کرد که با طولی بیش از ۱۰۰۰ میل از میان کوهستانی بزرگ از سنگ آهک سخت ، گذشته  تا به مقبره اگامن  و به پارتنون رسیده است..در این مجموعه زیر بنای دانش معماری یونان باستان مورد تحلیل قرار خواهد گرفت.


امپراتوری روم شرقی(بیزانس) ۳۰۳-۳۹۵م
بنیانگذار امپراتوری بیزانس یا امپراتوری هزار ساله روم شرقی    کنستانتین یکم بود.روم پس از چند شکست سخت در جنگ‌های با ایران، غرض بیرون رفت از جنگها  ونزدیک ساختن به شام  پایتخت امپراتوری را از رم به دهکده بیزانتیوم در کنارِ تنگه  «بسفر» منتقل کردند. این شهر بعدها به نام کنستانتین(قسطنطنیه) نامیده شد. در سالِ
۳۹۵پس از میلاد  تئودسیوس کبیر امپراتور روم ، این امپراتوری را به دو قسمت شرقی و غربی تقسیم کرد.

تمدن کارتاژ
نام شهری زیبا  باستانی  است  موقیعت  این شهر در شمال آفریقا  در گوشه خاوری بحیره  تونس درامتداد مرکز شهر تونس کنونی بود.تمدن کارتاژ در سده‌های سوم و دوم قبل میلاد  رخ داده است. این شهر ساحلی  از راه تجارت نیرو و ثروت بیشماری را اندوخت. تمدن کارتاژ همدوره با  کشاکش دولت روم بخاطر بدست آوردن  مدیترانه باختری بود. این مسله  به سه دوره جنگ میان کارتاژ و روم انجامید که به جنگ‌های کارتاژی یا پونیک نامیده‌می‌شود. در همه این جنگ‌ها کارتاژ شکست خورد و از نیرویش کاسته شد و باج‌های هنگفتی که برای کنارگذاشتن جنگ به روم پرداخت اقتصاد آنان را به سراشیب کشاند. سومین جنگ کارتاژی به ویرانی شهر کارتاژ انجامید و رومیان بازمانده سرزمین‌های کارتاژ را به خاک خود متصل نمودند. کارتاژ شهر بود که دارای معادن نمک بود . در روم نمک خیلی گران بود. روم غرض بدست آوردن نمک بلاخره کارتاژ را تصرف نمود.تمدن کارتاژ اقتباص از تمدن فنیقی ها شمرده میشود.
                                                 




تمدن آزتک ها در امریکای لاتین
آزتک‌ها یکی از اقوام سرخ پوستان  امریکای مرکزی بود.  این قوم تدریجا نیرو مند گردیده از سال ۱۳۲۵ تا۱۵۲۱ دوازده نفر ازین قوم  در شهر مکزیک  فرمانروایی کردند. ازوتکها  تمدن را  در مکزیک مرکزی بنیان گذاری نمودند  که دارای اسطوره بسیار غنی بود. مردم این قوم خویشرا   بیشتر مکزیکا صدا می‌کردند، که از آن امروزه نام کشور مکزیک مشتق شده‌است. پایتخت آزتک‌ها تنوشتیتلان  نام داشت و. پس از جنگهای خونین، در۱۳ نوامبر  ۱۵۲۱ م  آخرین حکمران آزتک‌ها خود را تسلیم اسپانیایی‌ها کرد. ازوتکها  پرستشگاهها و برجها و خانه‌های بسیاری را با مصالح سنگی ساخته بودند. در رشته نجوم، حقوق و حکومت، پیشرفت کرده بودند. در بسیاری از هنرها و پیشه‌ها صاحب مهارت شده بودند. به موسیقی، رقص، نمایشنامه، و ادبیات علاقه‌مند بودند. آزتک‌ها چندین باغ گیاه‌شناسی یا گیاه پروری داشتند که اروپائیها تا آن زمان با چنین چیزی آشنا نشده بودند. در سرزمین آزتک‌ها شبکه بزرگی برای آبیاری زمینهای کشاورزی ایجاد شده بود. صنعت بافندگی، شکل گرفته بود. در میان این مردم، تاسیساتی مانند تیمارستان با پزشکان و جراحان متخصص وجود داشت.




تمدن روسیه
تاریخ روسها از گروه نژادی اسلاوهای شرقی آغاز می‌شود که نهایتاً به اسم روسیها، اوکراینی‌ها و بلاروس‌ها تقسیم می‌شوند. پس از قرن سیزدهم دولت مسکو تدریجاً قوی گردیده تا آنکه در قرن ۱۸ به امپراتوری تزار روس تبدیل گردید. نخستین ایالت اسلاویک شرقی، روسیه و کییف است که دین مسیحیت را درسال ۹۸۸ از امپراتوری بیزانس پذیرفتن. با شروع تجزیه دولت بیزانس فرهنگهای اسلاویک، فرهنگ روسیه را برای هفت قرن بعدی معرفی داشت. بنیان‌گذار تمدن روس پتر کبیر(۳جنوری ۱۶۷۶) است. پتر نه تنها سرزمین روسیه را توسعه داد بلکه اصلاحات را در روسیه ببار آورد او تکنالوجی و ارتش روسیه را مساوی به اروپا ساخت. روسیه را در عرصه سیاست و اقتصاد به یک نیرو قوی مبدل نمود. بالاخره تمدن روسیه در۲ مارس ۱۹۱۷ توسط بلشویکها از بین رفت. جای آنرا تمدن دیگر گرفت. اولین فضا نورد که در سال ۱۹۶۱ دور زمین را در ۱۰۸ دقیقه پیمود یوری گاگارین است.


تمدن پالمیرا (کشور تدمر)

یکی از بزرگترین تمدن در سبک معماری جهان می‌باشد. پالمیر توسط زنی اداره می‌شد که بنام نام بت زبینا، زنوبیا (زبان عربی زینب) یاد می‌گردید. زنوبی ملکه مشهور پالمیر بود. پالمیر در ۱۶۰ کیلومتری شهر حمص قرار داشت. این شهر زیبا درسال ۲۷۴ میلادی توسط اورلیانوس رومی پس از یک جنگ خونین به آتش کشانیده شد. شوهر دوم زنوبیا اوده‌نات رئیس طوایف صحرایی پالمیر بود. در هنگام جنگ در مقابل شاهپور اول پادشاه ساسانی امور جنگی و هدایت آن را بین خود و شوهرش تقسیم نمود. شوهر او در همین جنگ کشته شد سپس خود او بنام پسرش عهده‌دار امور حکومت گردید. در سال ۲۶۷ میلادی لقب ملکه شرق راحاصل نمود. بدون اینکه از روم اطاعت نماید قلمرو خود را از یک طرف تا حدود رود فرات و از طرف دیگر به مدیترانه توسعه داد. سوریه مصر و قسمتی از آسیای صغیر را به تصرف خود درآورد. در عین حال اشتغال به امور فرهنگی را نیز از نظر دور نداشت. فرهنگ و رسوم عرب را با فرهنگ یونانی و علوم نظامی رومی مخلوط نمود. دربار او محل ملاقات شعرا فلیسوفان و پناهگاه برای مسیحیانی که مورد ظلم در نقاط دیگر قرار می‌گرفتند گردید. او در مدت کوتاه حکومت پالمیر را به صورت پایتخت شرق درآورد. زنوبی نظر به غرور که داشت علاقمند نبود که در تحت تسلط روم باقی ماند بدین لحاظ در هر بار اردو خودرا تقویه می‌نمود و او با روم می‌جنگید. اوره لیین امپراتور روم (از سال ۲۷۰ تا ۲۷۵) برای بار سوم بالای پالمیر لشکر کشید و نیروی پالمیری‌ها را در محلی بنام حمص واقع در سوریه شکست داد و پالمیر را محاصره و ملکه شرق را اسیر گرفت و پس از آن پالمیر را خراب نمود. بدین ترتیب ملکه زنوبی را دستگیر و به روم برد. بعضی می‌گویند هنگامی‌که او را به رم می‌بردند در کنار راه رها کردند که از گرسنگی هلاک شود؛ ولی به عقیده عده دیگر اوره‌لی‌ین برای باشکوه‌تر جلوه دادن فتح خود، او را به رم برد و زندگی خود را در حویلی که به او داده بود گذراندند.

                          صالون تیاتر پالمیرا                      

ملکه شرق زنوبی



تمدن تای‌ها
کشفیات باستان‌شناسی شمال شرق دهکده بانگ چیان نشان می‌دهد تمدن با قد ا مت تمدن برنز در تایلند یعنی ۵۶۰۰ سال پیش بر می‌گردد اشاره می‌کند. در ین سالها موج از مهاجران شامل مون و خمر و تایلندی‌ها بتدریج وارد سرزمینی که هم اکنون تایلند نامیده می‌شود شدند. بزودی این کشور صاحب نفوس گردید و در قرن‌های یازدهم و دوازدهم خمرها و انگورها قدرت را بدست داشتند. در اوایل سال ۱۲۰۰ تایلند با ایالت‌های شمالی در لنا و سوختای پیانو تأسیس شده است. در سال ۱۲۳۸ دو سرلشکر تایلندی در برابر امپراتوری خمر شورش کردند و اولین پادشاهی مستقل رادر سوختای تأسیس کردند. تایلندی‌ها آئیین بودایی را بعنوان مذهب حاکم خویش قرار دادند. برخی از الفبای تایلندی و اولین عبارت هنر تایلندی، شامل نقاشی، مجسمه‌سازی، معماری و ادبیات حالت رشد خودرا می‌پیمود.
سوخوتای در خلال سال ۱۳۰۰ضعیف شد و سرانجام تابع ایالت آیوتایا شد، در۱۳۵۰ م شاه جوان این سرزمین پادشاهی تایلند را از جنوب تا دره رودخانه چاو فرایه وسعت بخشید. ایوتا بالا ثر حملات برمایها تخریب گردید. بقایای آیوتایا به عنوان پایتخت تایلند الی سال۱۷۶۷، پابرجابود.
آیوتایا ۴۱۷ سال پایتخت ۳۳ پادشاه تایلندی‌ها بود. وتمدن را درین کشور بمیان آوردند. در نهایت آنها سرزمین شان را از دست خمررهانیدند و با کشورهای عربی، هندی، چینی، ژاپنی و اروپایی ارتباط برقرار کردند.


امپراطوری خمر
امپراطوری خمر یکی از حکومتهایی است که بین سده‌های ۹–۱۲ م در جنوب شرقی آسیا وجود داشت. امپراطوری قدرتمند خمر اساساً از سرزمین کموجیا کار خود را آغاز کرد اما با گسترش، بخش‌های زیادی از کشورهای جنوب شرق آسیا شامل تایلند، ویتنام، لاهوس، میانمار و مالیزیا کنونی را نیز دربرگرفت. شهر انگکور در کامبوج مهمترین شهر به جای مانده از این امپراطوری است.



وادی سند
این تمدن در سال ۴۰۰۰ ق م یعنی قبل از تمدن هرپه با شبکه تجاری از جمله لاجورد و دیگر مواد خام پدید آمده است. درین دوره کشت نخود پنبه خرما و تربیه حیوانات طور وسیع صورت می‌گرفت. از گاومیش برای قلبه نمودن استفاده می‌نمودند. جویه کشی آب در داخل شهر درین دوره نیز وجود داشت. تجارت این ناحیه با مردم افغانستان ایران شمال و مرکز هند بین‌النهرین مصر صورت می‌گرفت. طبابت و دندان سازی در سالهای ۳۳۰۰درین وادی وجود داشت. سیستم اوزان و حساب ابتدائی مروج بود. مصنوعات دره سند سفال گلاسور و صدف بود. برنامه‌ریزی شهر با سیستم فاضلاب درین دوره پی ریزی شده است. سیستم زاهکشی در شهرهای دره سند متمدن تر از بین‌النهرین بود.


                                                                   
تمدن ویدا
تمدن هندو آریائی است. این تمدن پس از مهاجرت آریایها به هندوستان پدید آمد. ویدا دینی آریائی است که در ۱۵۰۰ق م در هندوستان ریشه گذاری شدکه منبع دین هندویزم میباشد. درین تمدن علم ستاره شناسی ، فلسفه، فنون جنگ ، آیین های مذهبی  ، طبابت ببیش رفته بود. ویدا دارای چهار مجموعه یعنی ریگویدا ، ساماویدا، باجورودا، و آثارواویدا می باشد. که ریگویدا به زبان سانسکریت نوشته شده است.  تمدن ویدیک با تمدن وادی سند ارتباط داشته واز طریق معنویات جامعه هند را تغیر داد. علاوه بر این به اصل متون آیین هندو (وداها)، حماسه بزرگ هند، رامایانا و مهابهاراتا، که دومی به منزله طولانی ترین شعر در جهان میباشد برای اولین بار در این دوره نوشته شده است.باگاواد گیتا، یکی دیگر از متن اصلی آیین هندو، است که در داخل مهابهاراتا موجود است. درین دوره رنگه کردن سفال نیز صورت می گیرد. موج از مردم درین دوره شهری مشوند.




       

منبع
1. Early Civilizations of the Worldدر وبگاه اداره توسعه مذهب
1.      2. World History/Ancient Civilizations در ویبسایت ویکی پیدیا انگلیسی وفارسی

3.تمدن باستان در وبگاه  نوشته Dr. Harold Damerow در وبسایت
4.تمدن روسیه نوشته ویبسایت آژانس اطلاعاتی قصر شرین
5. تاریخ تمدن ایران افغانستان چین هند بین النهرین تایلند در وبگاه تاریخ ما نوشته انی کاظمی ،علیرضا کیانی در وبگاه تاریخ ما  http://tarikhema.ir/Subjects/ancient/
6.دافغان شمله ارگان نشراتی حزب متحد ملی در مورد تاریخچه بلخ در وبگاه افغان شمله
8.امپراتوری روم شرقیدر وبگاه دانشجو هنر نوشته  کتاب [ امپراتوری بیزانس ] نویسنده : جیمز آ.کوریک - ترجمه: مهدی حقیقت خواه در وبگاه http://salvadordali.persianblog.ir/post/25
9..      دولت آبادی ، بصیراحمد ، 1382 ، شناس نامه افغانستان.
10.      جمهوری دموکراتیک خلق افغانستان ، 1364 ، اتلس محلات افغانستان  ، ولایت هرات.
11.      یمین ، دوکتور محمد حسین ، 1388 ، افغانستان تاریخی ، انتشارات سعید.
12.      لیوال ، شکیبا ، باستان شناسی افغانستان ، لکچرنوت درسی دیپارتمیت تاریخ دانشگاه تعلیم وتربیه کابل .
13.      سلیمی، سید احمد ، تاریخ قدیم افغانستان ،لکچر نوت درسی دیپارتمینت تاریخ دانشگاه تعلیم وتربیه کابل.
14. هرات پاره ای از تمدن آریانای کهن نوشته همایون بهمنش در وبگاه راه سبز       http://hbehmanush.blogsky.com/