علل زوال حکومت دوکتور نجیب اله
در سال ۱۹۴۷ انگلیسها بمنظور اینکه کمونیزم نتوانند در هندوستان نفوذ نمایند و به همین وسیله روسها به بحر هندرسیده نتوانند دیوار را بنام پاکستان ساخت. این دیوار سخت مذهبی و نظامی باید تربیت شوند. پس از تشکیل پاکستان ۵۰ فیصد از ملیت پشتون انطرف خط و ۵۰ فیصد اینطرف خط دیورنداز هم جدا گردیدند. که بزرگترین معضله افغانستان با پاکستان در همین قضیه نهفتهاست. طبق قرار داد نیم از پاکستان بنام پشتونستان از اکتوبر ۱۸۹۳الی ۱۹۹۳ یعنی ۱۰۰ سال در اختیار دولت بریتانوی قرار داشته وپس از معیاد معینه تعلق به افغانستان بگیرد. قضایا در سال ۱۹۵۶ حاد گردیده و محمد داود خان درسال ۱۹۶۰ به باجور حمله کرد. امریکایها بمنظور قطع مداخله روسها بتشکیل پیمانهای نظامی بنام سیتو و سنتو که مشتمل از کشورهای مسلمان چون پاکستان ایران و ترکیه اقدام نمود. انگلیسها و امریکایها در سال ۱۹۵۹ دولت ایوب خان را در پاکستان تقویه نظامی نموده و افغانستان را به حیث خط مقدم جنگ با روسها، پاکستان ایران و ترکیه را خط دوم جنگ تنظیم نمود. یعنی در برابر کمونیزم بزرگترین سلاح دین و دیانت مسلمانان را نکته هدف قرار دادند. زمانیکه حادثه هفتم ثور ۱۳۵۷ در افغانستان رخ میدهد. پس از چند ماه بعد از حادثه در ایران خمینی داخل ایران میشود. با وجود قوای ۲۰ هزار نفری گارد محافظ امریکا ی شاه را حفاظت میکرد. یعنی خمینی آ ورده شدهاست. اولین کار خمینی قتل واعدام اعضای سایر احزاب ایران بود. ویک دولت تند رورا در منطقه ایجاد نمود. تا مسلمانان سایر کشورها در ایران و پاکستان علیه روسها بجنکند. محترم بیدار صاحب در ساید زندگی از خاطرات جنرال اختر که در دو اثر بنام سرباز خاموش و تلک خرس از انتشاریافته جنین نگاشتهاست. جنرال باز نشسته پاکستانی آقای نصیرالله بابرو زیر داخله سابق پا کستان (سپتامبر ۱۹۹۵) که در دوران حکومت ذولفقارعلی بوتو صدر اعظم پیشین پا کستان در اوایل دهه ۱۹۷۰ گو رنر صو به سر حد بود طی مصاحبهای باشماره ۳۰ اپریل ۱۹۹۵ روز نامه انگلسی زبان فرانتیر پوست چاپ پا کستان گفت:
"... تمام منطقه شاهد سقوط ظاهر شاه و شکست تدا وم سیستم تو سط سر دار محمد داود بود. در شوروی سابق نسل جد یدی از رهبران داشت جای رهبران کهنسال را میگرفت. در چین رهبری بعد از مائو تسه دون در حال جا بجا شدن بود. در ایران جانشینی برای رضا شاه وجود نداشت و در عدم موجود یت رضا شاه خلای رهبری بمشاهده میرسید. در میان ین سایه روشنها در او ضاع منطقه, بخصوص در مرحله پس از جنگ ۱۹۷۱ میان هند و پا کستان , ما او ضاع منطقه را طوری مو رد بر رسی قرار دادیم که با انکشا فات بعدی حواد ث, پا کستان میتوانست نبض حوادث را در دست خود داشته باشد. ثانیا, بوتو (ذولفقار علیبوتو. م) از ساحات قبایلی (قبایل پشتون. م) دیدن نمود. در انجا اثری از حکومت پا کستان بمشاهده نمیرسید. فهم ما این بود که بمنظور بخشید ن عمق بیشتربه اهمیت استراتیژیک وطن ما باید این ساحات را به باقی قلمرو کشور مدغم مینمودیم."
"... در آستانه تدوین این سیاست جدید ما در قبال افغا نستان بود که ابتدا انجنیر حبیب الرحمن, یکی از فعالان پو هنتون کابل به پا کستان آمد. سپس انجنیر گلبد ین حکمتیار و دیگران آ مدند. در آنوقت گرایشهای جناحی اثرات منفی از خود بجا نگذاشته بود. همه شان پروفیسور ربانی را استاد خطاب میکردند. حتی در آن وقت این سوال نزد ما مطرح بود که در صورت پیروزی این جنبش چه کسی در راس قرار میگرفت و حوادث بعدی را مهار مینمود.
"... بدین تر تیب ما هم راه نظامی و هم راه سیاسی را در پیش گرفتیم. پس از تر بیه نظا می د ر سال ۱۹۷۵ (۱۳۵۴) حمله بالای پنجشیر را براه انداختیم. در قبال این اقدام ما دو هدف را دنبال مینمودیم. اول, توانائی افراد تر بیه شده را مورد آز مایش قرار دادیم. ثانیا, بدینترتیب به سر دار داود فهماندیم که پا کستان توانمندی آنرا داشت که در کشورش نارامی خلق کند. بعدها در سال ۱۹۷۹ زمینه را مساعد ساختیم تا انها(مجاهدین. م) با امریکائیها در تماس و رابطه شوند......... بعدها پریز دنت داود در خط ما قرار گرفت و با ما باب مذاکره را باز کرد"
در ایام سلطنت ظاهر شاه سردار محمد داود زحمات زیادی در اردو افغانستان کشید. در آن زمان دولت افغانستان که دو همسایه را خیلی قوی دید از امریکا تقاضا کمک اسلحه امریکائی را نمود. امریکایها به افغانستان جواب منفی دادند. مطابق پلان امریکایها خواستن تا افغانستان از روسها طلب کمک نموده مجهز به سلاح روسی گردند. وهم زمینه را برای رشد کمونستها در افغانستان خیلی مساعد ساخت. در سال ۱۹۷۸ کودتا ۷ شور رخ دادو حزب خلق افغانستان به پیروزی رسید. این بدبختی سر اغاز جنگ داخلی و قدرت نمائی دو ابر قدرت در یک کشور کوهی و اراضی نا هموارگردید.. امریکایها و نگلیسها که در عقب متوجه اوضا و قضایای افغانستان بودند. کوشش نمودن تا اوضا ح حزب خلق را با دولت داود خان تیره نگه دارند. حزب خلق به صفت کلید تثبیت گردیده بود.
پاکستانیها توانستن توسط گلبدین حکمتار ترور میر علی اکبر خیبر را سازمان دهند. این کار را زمانی کردند که روابط داود خان با حزب خلق تیره گردیده بود. آنها میدانستن با کشتن خیبر این حزب که احساساتی است عمل ضد داود خان انجام میدهند واین انگیزه باعث بروز حادثه میگردد. این واقیعت است که پلان دفاعی ح. د. خ. ا پس از تیره شدن روابط ان با داود خان قبلا دقیق ترتیب شده بود. زیرا حزب خلق قبلا بتمام افسران و سربازان وظیفه خاص داده بود. چنانچه جنرال یونس خان قومندان فرق جلال آباد و(....) قومندان فرقه ۸ که خواستن علیه کودتا چیان حرکت نمایند هردو توسط سرباز همان فرقه کشته شدند. پلان خیلی دقیق ساخته شده بود. در صورت بروز حادثه صرف یک فرمان کار بود. قومانده این فرمان بدست امین بود. بزرگترین سوال نا حل شده این است. زمانی که داود خان همه را توقیف میکند فرمان میدهد امین را هم توقیف کنند. ولی امین توقیف نمیشود. میگویند امین بهانه کرد گفت مادرم مریض است همین کار را فردا کنید. وامین فرمان را صادر نمود. ولی چرا داود خان توقیف امین را تمدید نمود. درین قضیه راز شخص سومی نهفتهاست که از داود خان وقت خواسته بود درتوقیف امین.
در جنگهای داخلی افغانستان۴ چیز مهم از دست میرود.
۱. امنیت ملی
۲. وحدت ملی
۳. نظام و سیستم دولتی و اقتصادی
۴. خانه سوزی وجنگ چند ملیتی
با ازبین رفتن ۴ گنجینه شرایط مداخله در کشور باز میشود. در ۸ ثور سال ۱۳۵۷ یک روز بعد از ۷ ثور سال ۱۳۵۷ حزب اسلامی افغانستان به شهرهای اریوپ و کامدیش حمله نمود. که منطقه الی امروز در تصرف حزب اسلامی قرار دارد. به تعقیب ان ۷ تنظیم در پاکستان و ۸ تنظیم در ایران تاسیس شد. جنگ به حد رسید که روسها و دولت افغانستان توان بر داشت آنرا نا ممکن پنداشتن. امریکایها از ۱۲۵ مملکت پر ثروت کمک جمع نموده به مجاهدین کمک مینمود. در سال ۱۳۶۵ این کمکها الی ۷ ملیارد دالر در سال رسیده بود که بودیجه ده ساله افغانستان غریب و بیچاره را همین حدود تعین میکرد. بلاک غرب که متوجه اوضاع افغانستان بود. با موافقت روسیه تمامی گروپها را طور موقتاً علیه حزب وطن متحدساختن. غربیها که حالت افغانستان را خیلی زار وضعیف دیدن. خواستن توسط حملات احمد شاه مسعود شاه راه سالنگ را مسدود نمایند. ولی دکتر نجیب اله قدرت باز نگهداشتن شاهراه سالنگ را داشت. درحوت سال ۱۳۶۷ مسعود تلفات سنگین را در سالنگ داد. سپس متوجه سید منصور نادری گردیدند. در قضایای سقوط دکتر نجیب اله در ایران شخص بنام بروجردی که همکاری شدید با سید منصور نادری داشت از طرف غربیها شناخت گردید. با کمک بروجردی سید منصور راه سالنگ را مسدود کرد. سید منصور دارای دو فرقه نظامی(فرقه ۷۰ و فرقه هشتاد جهادی) بود. فرقه ۷۰ ان توسط دکتور نجیب اله مجهز با تانک و هلیکوپترگردیده بود. با مسدود شدن راه سالنگ حکومت دکتر نجیب اله ختم شد. دولت و مردم احساس میکردند که ادامه دولت داری حزب خلق ادامه جنگ بی پایان است. به همین دلیل در حزب ۴ گروپ ایجاد شد. گروپ کارمل، متشکل از طرف داران کارمل، گروه کاربا همدستی سید اکرام پیگیر دوستم و محمود بریالی، گروپ دوم مانند فرید مزدک، دستگیر پنجشیری ویارمحمدوگروپ سوم حزب وطن و گروپ کوچک از خلقیها. گروپ بزرگ خلقیها پس از کودتا تنی پاشان شدند. زمانیکه موتر دکتور نجیب اله در نزدیک هوتل آریانا توقف داده شد از اسلم وطنجار تقاضا کردند تا مدافع شود. در جواب وطنجار میگوید دیگر کدام نیروی قوی که بتواند در برابر ائتلاف ایستادگی کند جز خونریزی ثمر دیگر ندارد و تسلیم راه بهتر است زیرا روسیه چاپ پول وپیشتبانی پول افغانی را قطع نموده بود. تمثیل تمامی پلان را شخصی بنام بینی سوان(قبرسی) مینمود. بینی سوان دو پلان را پیش میبرد.
۱. پلان ظاهری و افشا: در پلان ظاهری مساعد ساختن شرایط مذاکره ,مناسبات دیپلوماتیک بین گروپها و کشورهای ذیدخل در قضیه افغانستان.
۲. پلان سقوط دکتور نجیب اله: بغیر از راه دیپلوماتیک. بینی سوان توانست گروپ قوی برعلیه دکتر نجیب اله تر تیب کند. درین گروپ آزاد بیک از کشور ترکیه، مرزا اسلم بیک پاکستانی، جنرال دوستم، کریم اوف رئس جمهور ازبکستان و رئیس جمهور ترکمنستان با موافقت با روسیه ترتیب نمود. آزاد بیک (از کشورترکیه) طرح خیالی را به گروپ پیشنهاد نموده بود. او میحواست از شمال افغانستان، ترکمنستان ؛ازبکستان و تاجیکستان دولتی را بنام نرکستان شمالی تاسیس نماید. تاجکستان خودرا مخالف طرح اعلان نمود. با این مخالفت جنگ چندین ساله داخلی را سپری نمود. در صلح تاجکستان برهان الدین ربانی ایران و کریم اوف امضا کردند. بدین معنی است که اینها مداخله داشتن.
جنرال مومن قومندان لوای مجهز سرحدی بندر حیرتان نیز از متحدین آزاد بیک گردید. در موقع اشغال حیرتان از طرف جنرال مئومن آزاد بیک در بندر ترمز ازبکستان فرمان میداد. کریم اوف وعده همکاری را با مومن داه بود. تا در صورت بروز حوادث ازبکستان مدافع مومن خواهد بود. دکتور نجیب اله قبلا میدانست روسیه در جستجو شخص یا گروپی است که بتواند سرحدات روسیه را امن نگه دارد. این طرح برای ازبکستان و ترکمنستان که در خط اول پیشآمد حادثه بودند خیلی مناسب بود. دیگر روسیه، کریم اوف وغیره حزب خلق مبارزسرنوشت این ملت را فراموش کرده بودند. ازبکستان ترکمنستان ایران و پاکستان خیلی سخت مخالف متحد شدن مجاهدین با حکومت دکتر نجیب اله بودن. زیرا مجاهدین داری اهلیت نظامی و دولت دوکتور نجیب اله داری اهلیت اداری و سیاسی بود. در صورت متحد شدن این دو یک افغانستان خیلی قوی ساخته میشد. با قوی شدن از پاکستان ادعا پشتونستان از ترکمنستان وازبکستان ادعا ده نو و آب دریا امو واز ایران سیستان مشهد را خواهدکرد.
"... تمام منطقه شاهد سقوط ظاهر شاه و شکست تدا وم سیستم تو سط سر دار محمد داود بود. در شوروی سابق نسل جد یدی از رهبران داشت جای رهبران کهنسال را میگرفت. در چین رهبری بعد از مائو تسه دون در حال جا بجا شدن بود. در ایران جانشینی برای رضا شاه وجود نداشت و در عدم موجود یت رضا شاه خلای رهبری بمشاهده میرسید. در میان ین سایه روشنها در او ضاع منطقه, بخصوص در مرحله پس از جنگ ۱۹۷۱ میان هند و پا کستان , ما او ضاع منطقه را طوری مو رد بر رسی قرار دادیم که با انکشا فات بعدی حواد ث, پا کستان میتوانست نبض حوادث را در دست خود داشته باشد. ثانیا, بوتو (ذولفقار علیبوتو. م) از ساحات قبایلی (قبایل پشتون. م) دیدن نمود. در انجا اثری از حکومت پا کستان بمشاهده نمیرسید. فهم ما این بود که بمنظور بخشید ن عمق بیشتربه اهمیت استراتیژیک وطن ما باید این ساحات را به باقی قلمرو کشور مدغم مینمودیم."
"... در آستانه تدوین این سیاست جدید ما در قبال افغا نستان بود که ابتدا انجنیر حبیب الرحمن, یکی از فعالان پو هنتون کابل به پا کستان آمد. سپس انجنیر گلبد ین حکمتیار و دیگران آ مدند. در آنوقت گرایشهای جناحی اثرات منفی از خود بجا نگذاشته بود. همه شان پروفیسور ربانی را استاد خطاب میکردند. حتی در آن وقت این سوال نزد ما مطرح بود که در صورت پیروزی این جنبش چه کسی در راس قرار میگرفت و حوادث بعدی را مهار مینمود.
"... بدین تر تیب ما هم راه نظامی و هم راه سیاسی را در پیش گرفتیم. پس از تر بیه نظا می د ر سال ۱۹۷۵ (۱۳۵۴) حمله بالای پنجشیر را براه انداختیم. در قبال این اقدام ما دو هدف را دنبال مینمودیم. اول, توانائی افراد تر بیه شده را مورد آز مایش قرار دادیم. ثانیا, بدینترتیب به سر دار داود فهماندیم که پا کستان توانمندی آنرا داشت که در کشورش نارامی خلق کند. بعدها در سال ۱۹۷۹ زمینه را مساعد ساختیم تا انها(مجاهدین. م) با امریکائیها در تماس و رابطه شوند......... بعدها پریز دنت داود در خط ما قرار گرفت و با ما باب مذاکره را باز کرد"
در ایام سلطنت ظاهر شاه سردار محمد داود زحمات زیادی در اردو افغانستان کشید. در آن زمان دولت افغانستان که دو همسایه را خیلی قوی دید از امریکا تقاضا کمک اسلحه امریکائی را نمود. امریکایها به افغانستان جواب منفی دادند. مطابق پلان امریکایها خواستن تا افغانستان از روسها طلب کمک نموده مجهز به سلاح روسی گردند. وهم زمینه را برای رشد کمونستها در افغانستان خیلی مساعد ساخت. در سال ۱۹۷۸ کودتا ۷ شور رخ دادو حزب خلق افغانستان به پیروزی رسید. این بدبختی سر اغاز جنگ داخلی و قدرت نمائی دو ابر قدرت در یک کشور کوهی و اراضی نا هموارگردید.. امریکایها و نگلیسها که در عقب متوجه اوضا و قضایای افغانستان بودند. کوشش نمودن تا اوضا ح حزب خلق را با دولت داود خان تیره نگه دارند. حزب خلق به صفت کلید تثبیت گردیده بود.
پاکستانیها توانستن توسط گلبدین حکمتار ترور میر علی اکبر خیبر را سازمان دهند. این کار را زمانی کردند که روابط داود خان با حزب خلق تیره گردیده بود. آنها میدانستن با کشتن خیبر این حزب که احساساتی است عمل ضد داود خان انجام میدهند واین انگیزه باعث بروز حادثه میگردد. این واقیعت است که پلان دفاعی ح. د. خ. ا پس از تیره شدن روابط ان با داود خان قبلا دقیق ترتیب شده بود. زیرا حزب خلق قبلا بتمام افسران و سربازان وظیفه خاص داده بود. چنانچه جنرال یونس خان قومندان فرق جلال آباد و(....) قومندان فرقه ۸ که خواستن علیه کودتا چیان حرکت نمایند هردو توسط سرباز همان فرقه کشته شدند. پلان خیلی دقیق ساخته شده بود. در صورت بروز حادثه صرف یک فرمان کار بود. قومانده این فرمان بدست امین بود. بزرگترین سوال نا حل شده این است. زمانی که داود خان همه را توقیف میکند فرمان میدهد امین را هم توقیف کنند. ولی امین توقیف نمیشود. میگویند امین بهانه کرد گفت مادرم مریض است همین کار را فردا کنید. وامین فرمان را صادر نمود. ولی چرا داود خان توقیف امین را تمدید نمود. درین قضیه راز شخص سومی نهفتهاست که از داود خان وقت خواسته بود درتوقیف امین.
در جنگهای داخلی افغانستان۴ چیز مهم از دست میرود.
۱. امنیت ملی
۲. وحدت ملی
۳. نظام و سیستم دولتی و اقتصادی
۴. خانه سوزی وجنگ چند ملیتی
با ازبین رفتن ۴ گنجینه شرایط مداخله در کشور باز میشود. در ۸ ثور سال ۱۳۵۷ یک روز بعد از ۷ ثور سال ۱۳۵۷ حزب اسلامی افغانستان به شهرهای اریوپ و کامدیش حمله نمود. که منطقه الی امروز در تصرف حزب اسلامی قرار دارد. به تعقیب ان ۷ تنظیم در پاکستان و ۸ تنظیم در ایران تاسیس شد. جنگ به حد رسید که روسها و دولت افغانستان توان بر داشت آنرا نا ممکن پنداشتن. امریکایها از ۱۲۵ مملکت پر ثروت کمک جمع نموده به مجاهدین کمک مینمود. در سال ۱۳۶۵ این کمکها الی ۷ ملیارد دالر در سال رسیده بود که بودیجه ده ساله افغانستان غریب و بیچاره را همین حدود تعین میکرد. بلاک غرب که متوجه اوضاع افغانستان بود. با موافقت روسیه تمامی گروپها را طور موقتاً علیه حزب وطن متحدساختن. غربیها که حالت افغانستان را خیلی زار وضعیف دیدن. خواستن توسط حملات احمد شاه مسعود شاه راه سالنگ را مسدود نمایند. ولی دکتر نجیب اله قدرت باز نگهداشتن شاهراه سالنگ را داشت. درحوت سال ۱۳۶۷ مسعود تلفات سنگین را در سالنگ داد. سپس متوجه سید منصور نادری گردیدند. در قضایای سقوط دکتر نجیب اله در ایران شخص بنام بروجردی که همکاری شدید با سید منصور نادری داشت از طرف غربیها شناخت گردید. با کمک بروجردی سید منصور راه سالنگ را مسدود کرد. سید منصور دارای دو فرقه نظامی(فرقه ۷۰ و فرقه هشتاد جهادی) بود. فرقه ۷۰ ان توسط دکتور نجیب اله مجهز با تانک و هلیکوپترگردیده بود. با مسدود شدن راه سالنگ حکومت دکتر نجیب اله ختم شد. دولت و مردم احساس میکردند که ادامه دولت داری حزب خلق ادامه جنگ بی پایان است. به همین دلیل در حزب ۴ گروپ ایجاد شد. گروپ کارمل، متشکل از طرف داران کارمل، گروه کاربا همدستی سید اکرام پیگیر دوستم و محمود بریالی، گروپ دوم مانند فرید مزدک، دستگیر پنجشیری ویارمحمدوگروپ سوم حزب وطن و گروپ کوچک از خلقیها. گروپ بزرگ خلقیها پس از کودتا تنی پاشان شدند. زمانیکه موتر دکتور نجیب اله در نزدیک هوتل آریانا توقف داده شد از اسلم وطنجار تقاضا کردند تا مدافع شود. در جواب وطنجار میگوید دیگر کدام نیروی قوی که بتواند در برابر ائتلاف ایستادگی کند جز خونریزی ثمر دیگر ندارد و تسلیم راه بهتر است زیرا روسیه چاپ پول وپیشتبانی پول افغانی را قطع نموده بود. تمثیل تمامی پلان را شخصی بنام بینی سوان(قبرسی) مینمود. بینی سوان دو پلان را پیش میبرد.
۱. پلان ظاهری و افشا: در پلان ظاهری مساعد ساختن شرایط مذاکره ,مناسبات دیپلوماتیک بین گروپها و کشورهای ذیدخل در قضیه افغانستان.
۲. پلان سقوط دکتور نجیب اله: بغیر از راه دیپلوماتیک. بینی سوان توانست گروپ قوی برعلیه دکتر نجیب اله تر تیب کند. درین گروپ آزاد بیک از کشور ترکیه، مرزا اسلم بیک پاکستانی، جنرال دوستم، کریم اوف رئس جمهور ازبکستان و رئیس جمهور ترکمنستان با موافقت با روسیه ترتیب نمود. آزاد بیک (از کشورترکیه) طرح خیالی را به گروپ پیشنهاد نموده بود. او میحواست از شمال افغانستان، ترکمنستان ؛ازبکستان و تاجیکستان دولتی را بنام نرکستان شمالی تاسیس نماید. تاجکستان خودرا مخالف طرح اعلان نمود. با این مخالفت جنگ چندین ساله داخلی را سپری نمود. در صلح تاجکستان برهان الدین ربانی ایران و کریم اوف امضا کردند. بدین معنی است که اینها مداخله داشتن.
جنرال مومن قومندان لوای مجهز سرحدی بندر حیرتان نیز از متحدین آزاد بیک گردید. در موقع اشغال حیرتان از طرف جنرال مئومن آزاد بیک در بندر ترمز ازبکستان فرمان میداد. کریم اوف وعده همکاری را با مومن داه بود. تا در صورت بروز حوادث ازبکستان مدافع مومن خواهد بود. دکتور نجیب اله قبلا میدانست روسیه در جستجو شخص یا گروپی است که بتواند سرحدات روسیه را امن نگه دارد. این طرح برای ازبکستان و ترکمنستان که در خط اول پیشآمد حادثه بودند خیلی مناسب بود. دیگر روسیه، کریم اوف وغیره حزب خلق مبارزسرنوشت این ملت را فراموش کرده بودند. ازبکستان ترکمنستان ایران و پاکستان خیلی سخت مخالف متحد شدن مجاهدین با حکومت دکتر نجیب اله بودن. زیرا مجاهدین داری اهلیت نظامی و دولت دوکتور نجیب اله داری اهلیت اداری و سیاسی بود. در صورت متحد شدن این دو یک افغانستان خیلی قوی ساخته میشد. با قوی شدن از پاکستان ادعا پشتونستان از ترکمنستان وازبکستان ادعا ده نو و آب دریا امو واز ایران سیستان مشهد را خواهدکرد.
ادامه دارد
کریم پوپل
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر