۱۳۹۰ خرداد ۱۵, یکشنبه

سردار محمد هاشم خان

از کریم پوپل
نوسینده ویکی پیدیا



سردار محمد هاشم خان
سردار هاشم خان.jpg
فوتوی جوانی سردار محمد هاشم خان
شناسنامه
نام کامل محمد هاشم
معروف به سردار محمد هاشم خان
زادروز ۱۸۸۶ خورشیدی
زادگاه دیره دون، هند
تاریخ مرگ ۲۶٫۱۰٫۱۹۵۳
محل مرگ در کابل، افغانستان
فرزندان ندارد
دین اسلام
اطلاعات سیاسی
سمت صدر اعظمی افغانستان ۱۹۱۳-۱۹۲۷
پست‌های قبلی سفیر در اتحاد جماهیر شوروی
فعالیت‌ها سیاسی
قبل از شاه محمود خان
بعد از اولین صدراعظم در تاریخ افغانستان
سردار محمد هاشم حان:اولین نخست وزیر [صدراعظم] افغانستان در زمان حکومت محمد ظاهرشاه بود.او عمو محمدظاهرشاه بود. او از سال ۱۳۱۲-۱۳۲۷هجری شمسی به مدت۱۷ سال درکرسی نخست وزیری ایفای وظیفه نمود. پس از قتل نادرشاه ظاهر شاه پسر ۱۷ ساله او بر اریکه قدرت نشست.در آنزمان ظاهرشاه به دلیل کمی سن وعدم تجربه کافی درامور کشورودولت، نمی توانست از عهده زمامداری برآید. لذا کاکا هایش هاشم خان شاه ولی خان شاه محمود خان او را در اداره کشور کمک ویاری می نمودند. هاشم خان شخصی با انظباط ومستبد بود او دردوجهت زیاد میکوشید حفظ سلطنت و حاکمیت دولت با لای مردم.از دموکراسی جنبش های روشنفکری وآزادی بیان سخت می ترسید وهرگز اجازه نشر مطبوعات آزاد را الی اخیر وظیقه اش نداد . او در آغاز توجه خود را به عرصه های روابط بین الملل، حفظ امنیت و نهاد اداری کشور معطوف داشت. جراید که در زمان زمام داری وی بنشر میرسید اصلاح وانیس بود که دولتی بود دردوولایت هرات گاه گاهی روزنامه بنام اتفاق اسلام ودر مزارشریف بنام بیدار بنشر میرسید که صرف دولتی بود. از استبداد و به زندان انداختن او نه تنها مردم بلکه در خانواده سلطنتی ختلافات بوجود امد .او در دوران حکومت خویش نمیخواست هیچ اثری از جنبشهای روشنفکری دیده شود .او درنخستین روزهای حکومت خویش دربرچیدن افراد روشن ضمیر دوره امانیه آغاز نمود.ژورنالستان مانند محی الدین انیس، مدیر مسئول وصاحب امتیاز روزنامه انیس نخستین جریده آزاد ومستقل افغانستان، عبدالحی داوی، مدیر مسئول روزنامه امان افغان ویکی ازپیشتازان جنبش مشروطیت، عبدالرحمن لودین یکی دیگر از ژورنالستان کشور که از پیشتازان مشروطیت ویکی ازهمکاران روزنامه سراج الاخبار بود دستگیر وروانه زندان شدند.

۱ زندگی نامه

امیر محمد یعقوب خان در جنگ دوم افغان و انگلیس ، جبهه جنگ را مانند دوست‌محمد خان رها و معاهده ننگین گندمک را امضأ نمود که نیم از پاکستان امروزی متعلق به دولت انگلیس گردید. دولت انگلیس این شـاهِ تسلیـم شده را در ماه دسامبر سال ۱۸۷۹ میـلادی به هنــدوستان تبعید نمود و متعاقباً سـردار یحیـی خان ( پسر ســردار سلطان محمد خان طلایی ) خسر امیر محمد یعقوب خان را از کابل به دیره دونِ هند فرستاد .خانواده سردار یحیی خان مدت بیست و سه سال در دیره دون اقامت داشتند و به دلیل عدم بضاعــت مالی جهت تجارت و فقـدان تخصص جهت اشتغـال بکار ، با پولی که دولت انگلیس به عنوان جیره به آنان می پرداخت ، زندگی میکردند . یحیی خان دو پسر داشت به نام های سردار محمد یوسف خان و سردار محمد آصف خان. سردار محمد یوسف خان با سه زن ازدواج نمود.زن اولش یک دختر(محبوب سلطان، یک تن از خانم های امیر حبیب الله خان) و سه پسر به دنیا آورد. محمد نادرخان، شاه محمود و شاولی.از جمله نادر خان در(۲۱ حمل ۱۳۶۲هـ.ش.) سال ۱۸۸۳ میلادی درشهر دیره دونِ هند به دنیا آمد . محمد نادرخان با برادرانش محمد عزیزخان ، محمد هاشم خان ، شاه ولی خان ، شاه محمود خان ، محمـد علی خان ، همچنین عموزادگانش درهندوستان به تحصیلات خصوصی پرداخته تا احدودی زبانِ اردو و انگلیسی را فرا گرفتند . اینان از کودکی با فرهنگ هنـد و انگلیس آشنائی پیدانمودند .این فرهنگ دروجود شان تاثیرات خودرا بجا گذاشته بود. سر انجام این خانواده در سال ۱۹۰۱ میلادی با اجازه امیر عبدالرحمن خان از تبعیدگاهِ دیـره دونِ هنـد به کابل برگشتند و نادرخان هـجده سال بیشتر نداشت.او وخانواده او مورد احترام امیر قرار گرفت. درهفته های آغازین برگشت که در باغ علیمردان به سر می بردند، چند بار نزد امیر باریاب شدند. طی همین دیدارها بود که دو پسر و نواسه بزرگ یحیی خان در دل امیر جای ویژه یافتند. این خانواده پس از چندی به "خانواده مصاحبان" و یا مصاحبان خاص نیز شهرت یافتند. در چنین دید وباز دید پسران سرداریحیی ، سردار محمد آصف خان و سردار محمد یوسف خان وقتا ً فوقتا ً نزد حبیب الله خان میرفتن بدین ترتیب علایق با خانواده امیر پیدا نمودند.پس از مرگ امیر عبدالرحمن خان، امیرحبیب الله پادشاه گردید. رفتن سردارمحمد یوسف و سردار محمد آصف، نزد سردار حبیب الله خان باعث آن شد که امیر با دختر سردار یوسف ازدواج نماید. ازدواج امیر حبیب الله خان با محبوب السلطان، خواهر محمد نادر خان که" تحصیل یافته، خوش صحبت و خوش مشرب" هم بود، زمینه های بیشتر نفوذ خانواده سردار یحیی خان و از جمله محمد نادر خان را در دربار فراهم نمود. نادر خان در سال ۱۲۸۲. ش. اول کرنیل اردلیان حضور شد. با امیر به هند سفر نمود. قوماندان گارد شد و به رتبه جنرالی رسید. در شورش منگل ۱۲۹۰ در حالی که ۲۵ سال داشت، موفق شد شورشیان را از راه مذاکره و مفاهمه به تسلیمی وا دارد. پس از آن نائب سالار شد. لقب سردار اعلی را به دست آورد و مکتبی برای ملک زادگان سمت جنوبی تاسیس نمود که پسران اعیان و اشراف جنوبی در آن شامل گردیدند. پس از قتل امیر حبیب الله خان(۱۹۱۹)، محمد نادر خان و برادرانش مدت کوتاهی زندانی شدند. در شب قتل امیر، محمد نادر خان نیز در کنار خیمه او بود. به روایت میرغلام محمد غبار پیش از قتل امیر، طی دیداری توافق میان امان الله خان و نادر خان حاصل شده بود. زیرا روزی امیر حبیب الله خان بر نادر خان قهر شده و امر کرده بود که ریسمان یک پیسه گی خریده در پاهایش انداخته مثل سگ او را کش کنید.همین علت بود که در دل کینه جسته درقتل آن اقدام نمود.در مراحل اول حکومت امان اله خان این خانواده خدمات را انجام دادند که واقعاً قابل تحسین بود.سردار محمد هاشم خان از طرف کسانی که از حقیقت قتل امیر، توافق امان الله خان و محمد نادر خان آگاهی نداشتند، به گونه اهانت آمیز از هرات به کابل فرستاده شده بود. و آنها را بر یابوی پالانی (اسپ بارکش) سوار کردند و از طریق غور و هزاره جات به سوی کابل حرکت دادند. پس از مدت از حبس رها گردیدند واز قضایا واقف شدند.پس از استقلال افغانستان، محمد نادر خان و برادارنش، حایز مقامهای بلند گردیدند. نادر خان به حیث وزیر حربیه و برادرش سردار محمد هاشم، سفیر در روسیه بود. شاه محمود و شاه ولی با دو خواهر شاه نیز ازدواج کردند. اما امان الله خان مانع ازدواج خواهرش با سردارمحمد هاشم خان شد. ازین رو هاشم خان تا زنده بود کینه او را بر دل داشت. اصلاحات سریع شاه امان اله باعث کینه توزی انگلیسها گردید آنها مانند امروز مردم را علیه امان اله برخیستاندن.خانواده آل یحیی نیز از امان اله خان نیر آرام آرام دور شدند هاشم خان خان این مرد تشنه قدرت با امان اله درخفا دشمنی ورزیده و روابط خودرابا انگلیسها نزدیک تر ساخته ودرخنثی نمودن بسیاری عملیات علیه انگلیس ها شرکت ورزیدند .هاشم خان ونادر خان درمراحل اخری پادشاهی امان اله خان خود فتنه را درجنوبی برا انداختن وراز های محرمانه غلط بدسترس امان اله خان می گذاشتن .شاه امان اله در اواخر از قضیه باخبر شده این خانواده را به خارج از افغانستان فرستاد.محمد نادرشاه در اوائل برج قوس ۱۳۰۲ از عهده وزارت حربیه مستعفی گردیدند. در ۳۰ نومبر ۱۹۲۶ ع. استعفای قطعی خویش را (از سفارت افغانستان در فرانسه) اظهار داشته به معالجه پرداختند. درین جریان جنگهای داخلی شروع شده شاه امان اله وطن را ترک کرد.نادر خان از فرانسه به پشاور وبعداً توسط مردم پکتیا به همکاری برادران خودبه کابل حمله نمودو حبیب‌الله کلکانی را ازبین برد.سپس ۴ سال پادشاهی نمودوتوسط یکنفر شاگرد مدرسه بنام خالد هزاره بقتل رسید.ظاهرشاه که هنوز خیلی جوان بود ضرورت ان بود تا در امورات دولت کاکاهایش کمک کند همین بود که هاشم خان تقریباً قدرت اول کشور را در دست داشت.وسپس ۱۷ سال وظیفه نخست وزیری را پیش برد.پس از جنگ دوم جهانی اعلامیه منشور سازمان ملل در مورد حقوق بشر به کشورها عضو اعلان گردید. چون ظاهر خان یک پادشاه مترقی بود.وهم دروجود خود نیروی اداره کشور را یافته بودبناعاً هاشم خانرا از عهده نخست وزیری برطرف نموده عوض آن شامحمود خان را به صفت نخست وزیر انتخاب نمود.شاه محمود خان شخص نرم مجاز و مترقی بود که در آزادی مطبوعات کوششهای نمود.هاشم خان خود فرزند نداشت پس از برطرفی خویش دو برادر زاده خود راهرریک محمد داود خان و نعیم خان غرض بقا سلطنت تربیه نمود.این دو پسران سردار محمد عزیز خان کاکا ظاهر خان بودند.داودخان در۲۶ سرطان سال ۱۳۵۲ پس از کودتا نظامی قدرت را از ظاهر خان گرفت.بلاخره سردار هاشم خان در۲۶/۱۰/۱۹۵۳ وفات یافته درشهر کابل دفن گردید

۲ منبع

  • افغانستان در مسیر تاریخ نوشته میر محمد غبار جلد دوم صفحات ۳۲-۲۳ انتشارات قم تهران
  • توطئه هاى انگليس براى برانداختن سلطنت غازى امان الله خان نوشته داکتر عبذالرحمن زمانی در وبگاه بورا
[[۱]]
  • صدارت محمد هاشم خان در تاریخ افغانستان!نوشته خالد در وبگاهکابل پرس
[[۲]]
  • توطئه هاى انگليس براى برانداختن سلطنت غازى امان الله خان و ريشه هاى مخالفت سردار هاشم خان با ميرزمان خان کنرى نوشته داکترعبدالرحمن زمانى در وبگاه [[۳]]

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر