ه‍.ش. ۱۳۹۲ مرداد ۷, دوشنبه

انتحاری ها کجا تربیت می شوند

انتحاری ها کجا تربیت می شوندتاریخ انتشار : دوشنبه ۷ اسد ۱۳۹۲ ساعت ۱۷:۴۲ نوشته سایت آوا

انتحاری ها کجا تربیت می شوند

 فرایند استعدادیابی، جذب و تربیت عناصر انتحاری، هوشمندانه تر از آنست که تشکیلات تازه تاسیس اعراب و توان مدیریتی شیوخ، به تنهایی از عهده آن برآیند. در طراحی و اجرای این پروژه، مهارت و تجربه نهادهایی با سابقه استعماری به وضوح دیده می شود.ویکی لیکس، از همان روزهای آغازین شهرت، باوجود انتشار اسنادی برضد سیاست های دولت امریکا و افشای تخلفات و فریبکاری آنها، از دید مخالفان امریکا، پدیده ای مشکوک تلقی می شد و قربانیان استعمار جدید امیدی به خیر رسانی آن نداشتند. مدیر این سایت در لندن زندگی می کند و اعلام شده که تحت تعقیب دولت امریکا است، اما قربانیان فریبکاری امریکا، گویی بر اساس تجربه یا حتی چیزی شبیه به حس ششم، هنوز وابسته نبودن این سایت به دولت امریکا را باور ندارند. شاید از خود می پرسند چرا ویکی لیکس و آن همه سند افشاگرانه، هیچ تهدید و خطر جدی متوجه دولتمردان و سازمان های نظامی، امنیتی و سیاسی امریکا نکرده است؟ به نظر می رسد این سایت، قصد دارد آرام آرام قبح تخلفات بین المللی امریکا را بریزد و آستانه تحمل، سطح پذیرش مردم و اذهان عمومی را به جایی برساند که اگر هرچیز دیگری بدتر از دخالت در کودتا یا زندان ابوغریب فاش شد، کسی شوکه نشود، تعجب نکند و آن را رخدادی کاملا طبیعی و عادی بداند و حتی خبرش را نیز تا آخر نخواند. جهان سومی ها و قربانیان نیز سلطه امریکا را همچون یک اصل طبیعی بپذیرند. به گزارش خبرگزاری آوا، ویکی لیکس اسنادی از وزارت خارجه امریکا منتشر کرده است که فاش می کند، دولت این کشور به خوبی بر روند تربیت ماین بمب گذاران انتحاری اشراف دارد و در مواقع لزوم برای رفع موانعی که در مسیر این پروژه پیش می آید، دخالت می کند. روزنامه گاردین در سال ۲۰۱ گزارش هایی در این باره منتشر کرده بود، اما به همان علت که افشاگری های ویکی لیکس برای دولت مردان امریکا بی خطر است، اقدام گاردین نیز خطری را متوجه سیاستمداران امریکایی نکرد. چرا که تا زمانی که رسانه های غربی و متاثر از آنها، رسانه های جهان سوم، بر اساس ذائقه مردم و یا تغییر یا کنترول ذائقه مردم، تولد نوه ولیعهد ملکه انگلیس را تبدیل به مهمترین حادثه جهان می کنند، چنین اخباری به گوش کسی نمی رسد. در میان اسناد منتشر شده در ویکی لیکس، گزارش هایی دیده می شود که به وضوح دخالت و نقش مستقیم امریکا در روند تروریست سازی را آشکار می کند. بر اساس این سندها، وزارت خارجه امریکا حتی بر جزئی ترین مسائل مالی و چرخه پول در این پروژه، از جمله دستمزدها و هزینه های جاری نیز اشراف دارد و برای نمونه، در چند مورد، رسیدهای مالی مربوط به شیخ ها و مفتی های بلندپایه وهابی دیده می شود که نشان می دهد چه مبالغی به طور مستقیم به آنها و دفاتر آنها پرداخت شده است. در سال ۲۰۱۰ به وزارت خارجه امریکا گزارش شده که چه میزان از بودجه این پروژه گسترده برای "خرید فتوا" هزینه شده است. این گزارش نشان می دهد بخشی از پول هایی که شیوخ ثروتمند وهابی به پاکستان و افغانستان می فرستند، به عربستان بازگردانده می شود تا به مفتی هایی پرداخت شود که فتوا و مجوز آنها برای انجام عملیات تروریستی و بمب گذاری لازم است. همچنین، گزارش و رسیدی مربوط به پیشوای یکی از شاخه های شیعه در پاکستان دیده می شود که نشان می دهد در سال ۲۰۰۵ تلاش شده، شیعیان نیز تشویق به بمب گذاری شوند و این بدان معنی است که امریکایی ها از این که ثروت عرب های وهابی برای کشتن خود آنها هزینه شود ابایی ندارند. شیوخ ثروتمند عربی، این پول ها را به ظاهر با عنوان کمک های بشردوستانه و کارهای خیریه، اما در اصل به نیت ترویج وهابیت و تربیت ماین گذاران انتحاری در اختیار موسسات و سازمان های به ظاهر مذهبی می گذارند. برایان هانت، کنسول ارشد امریکا در لاهور پاکستان که به طور مستمر گزارش هایی از روند فعالیت مدارس و مساجد وهابی ها در منطقه تحت پوشش خود به وزارت امور خارجه ارسال می کرد، در نومبر ۲۰۰۸ از جذب کودکان به این مراکز خبر داده بود. این گزارش در ویکی لیکس منتشر شده است. مدت کمی بعد از اشغال افغانستان و با وجود جنگ امریکا با طالبان و تندروهای سلفی، که ظاهرا هنوز هم ادامه دارد، متحدان اصلی امریکا در منطقه، یعنی عربستان سعودی و امارات، در پنجاب، مولتان، بهاوالپور و دره غازی خان، مدارسی تاسیس کردند تا بازهم "طالبان" تولید کنند! در زمان کوتاهی، در همسایگی اردوی ملی امریکا، ده ها سازمان خیریه با شاخه های جداگانه و متنوع دایر شد که به نوشته روزنامه گاردین، همه آنها تحت یک سازمان اصلی و با مدیریت واحد اداره می شوند. آنها به سرعت به نتیجه رسیدند و موفق شدند صدها بمب زنده، از نوجوانان و جوانان مناطق قبیله ای پاکستان و افغانستان تولید کنند. استعدادیابی و جذب افراد به این مراکز، بر اساس طرح هوشمندانه ای صورت می گرفت که از عهده تشکیلات تازه تاسیس اعراب و توان مدیریتی شیخ ها خارج بود و مهارت و تجربه نهادهایی با سابقه استعماری در عملکرد آنها به چشم می آمد. در این مکاتب که غریبه ها ساخته بودند، در ابتدا هیچ شخص غریبه ای دیده نمی شود و جذب نیرو و تدریس مقدماتی را مدیران و معلمان بومی، که می توانستند وهابی هم نباشند، انجام می دهند. از سال ۲۰۰۵ در پنجاب، کشمیر و سرحد، استخدام مربیان و معلمان محلی با سرازیر شدن پول های اهدا کنندگان و خیران عرب، به وسیله سازمان های خیریه آغاز شد. یکی از سندهای منتشر شده در ویکی لیکس، گزارشی است که به وزارت خارجه امریکا اطلاع می دهد، هزینه های مکاتب و کمپ های لشکر طیبه از طریق سازمان های امدادی به بهانه کمک به قربانیان زلزله کشمیر و سرحد تامین شده است. به گزارش شبکه خبر ایارن، در سال ۲۰۱۰ روزنامه گاردین نیز گزارش داد؛ پول هایی که ادعا می شود برای ساخت شفاخانه و مکتب در مناطق زلزله زده در اختیار سازمان خیریه فلاح بود، مستقیما صرف هزینه های گروه تروریستی طیبه شده است. در سند دیگری، از ملاقات مستقیم مسئول مالی لشکر طیبه با شیوخ مطرح سعودی پرده برداشته شده که نشان می دهد، آنها در سال ۲۰۰۵ از یک مفتی بلندپایه وهابی اجازه گرفته اند که بخشی از پول های موجود در دو حساب خیریه را صرف انجام عملیات نظامی کنند. هنگامی که سازمان های وابسته به تشکیلات وهابی ها موفق به ایجاد یک پایگاه در منطقه ای می شد (از طریق ساخت مسجد یا مکتب) ، کمک های مالی به آنجا سرازیر می شود. بر اساس گزارش هایی که پیش از این نیز منتشر شده، اهدا کنندگان عربستانی و اماراتی در سال ۲۰۱۱ بیش از ۱۰۰ میلیون دالر فقط به پنجاب سرازیر کردند. پس از جذب نیرو در مکاتب، عوامل وهابی وارد عمل شده و شروع به استعدادیابی از میان نوجوانان ۸ تا ۱۲ سال می کنند. آنها خانواده قربانیان خود را متقاعد می کنند که علت اصلی فقر و فلاکت شما، انحراف از اسلام واقعی است و برای خوشبختی و بازگشت به راه راست باید یک یا دو نفر از فرزندان خود را به خدمت اسلام در آورید. سپس بچه های ۸ تا ۱۲ ساله، به بهانه مقطع تحصیلی بالاتر و ادامه تحصیلات، استخدام می شوند و از آن به بعد، مکتب، عملا و آشکارا تبدیل به کمپ و فرقه می شود تا روحانیان و مربیان نسل بعدی و یا جهادگران وهابی، تربیت شوند. طی سال های اخیر، حدود ۲۰۰ مکتب، هریک با حدود ۱۰۰ شاگرد در روستاهای مناطق مولتان، باهاوالپور و دره غازی خان پنجاب تاسیس شده و ۵۰۰ مکتب نیز در گوجران فعالیت می کنند. محصولات این مکاتب، سال ها قبل شاخه های این شبکه را به ازبکستان، تاجیکستان، چچن و کشورهای عربی مانند تونس و لیبی گسترش دادند. سرازیر شدن سریع و سازمان یافته انواع تروریست ها از کشورهای مختلف به سوریه، یکی از نتایج فعالیت آنهاست. اما شاگردان ویژه این مکاتب به ایالت سرحد اعزام می شوند تا در کمپ های آموزشی جهادی، برای ماین گذاری و عملیات انتحاری آماده شوند. بر اساس اسناد، وزارت خارجه امریکا حتی از قیمت هر "جوان انتحاری" نیز خبر دارد و می داند که به ازای هر فرزند، حدود شش هزار و پانصد دالر به خانواده ها پرداخت می شود.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر