ه‍.ش. ۱۳۸۹ اسفند ۱۳, جمعه

لغو برسمیت شناختن پاکستان از طرف جامعه بین المللی


از حوزه سیاسی موارد نقض قطعنامه ١٣۷۳ شواری امنیت سازمان ملل متحد از سوی پاکستان اشاره: این پژوهش در مورد قطعنامه ١۳۷۳ شورای امنیت سازمان ملل متحد انجام یافته، که موارد نقض شده آن توسط جمهوری اسلامی پاکستان برجسته گردیده است. همچنان عدم پیگیری ابهام آمیز این قطعنامه به وسیله شورای مذکور نیز، مورد اشاره قرار گرفته است.
ازین پژوهش دو نسخه جداگانه به آقایان "کای آیده" فرستاده ویژه سازمان ملل متحد در افغانستان، و "رنگین دادفر سپنتا" وزیر امور خارجه افغانستان تقدیم شد.
قابل ذکر می باشد، که این پژوهش پیش از کناره گیری پرویز مشرف از قدرت صورت گرفت.
پنجم: اعلام می کند که اعمال روش ها و اقدامات تروریستی، مغایر اهداف و اصول سازمان ملل متحد است. همچنین تامین مالی آگاهانه، طراحی و تحریک اعمال تروریستی نیز با اهداف و اصول سازمان مغایریت دارد.
نقض بند پنجم توسط پاکستان
طالبان در شهر میرانشاه وزیرستان شمالی پاكستان، دو دفتر افتتاح نمودند. به گزارش افراد محل، آنان هدف این کار را اعاده فضای صلح آمیز و به دام انداختن مردان نقاب دار دخیل در قتل های نشانی شده یا عمدی و دیگر اعمال جنائی می خوانند. طالبان یکی از این دفاتر را در ناحیه ازمک هده و دومی را در نزدیکي مسجد قاری صاحب میرانشاه افتتاح كرده اند. گفته مي شود رهبر طالبان همراه با پیروان جوانش به محل دفاتر رفته، و آنها را افتتاح کرد.
هنگام افتتاح دفاتر، کسی به حیث رؤسای آنها تعیین نگردید. ولی شخصي بنام مولانا نظام الدین گفت، که قاری عبدالله فرهاد رهبر آنان است. قاری عبدالله فرهاد نیز بار دیگر خود را سخنگوي طالبان معرفي کرد.


وی همچنان در پروسه مذاکرات اخیر جرگه چهل و پنج نفری، با هویت اصلی ‌اش بنام حافظ گل بهادر اشتراک داشت.
خبرنگاران از میرانشاه می گویند که طالبان در وانه با آزادی کامل دست به ایجاد دفتر زده اند. این مسأله کاملاً روشن است، که وزیرستان محل و مدخل مداخلات سازمان استخبارات پاکستان (آی، اس، ای) در افغانستان می باشد. سراج الحق رئیس مجلس متحده عمل پاکستان در صوبه سرحد این کشور است، که یک جبهه بنیادگرای افراطی می باشد. جبهه ای که عملیات اردوی پاکستان در وزیرستان را، به صراحت عمل استعماری خوانده است.
یک تن از اعضای اسبق حزب متحده عمل که مدرسه جامع العلوم را در وزیرستان اداره می کند، در تصمیم گیری ایجاد این دفتر نقش کلیدی داشته است.
هویدا است که در وزیرستان قوانین و قواعد طالبی به اجرا گذاشته می شود و دولت پاکستان باعرف دانستن و روش قبیلوی تبلیغ کردن، در جهت جلوگیری از اعمال طالبان در این منطقه کوچکترین تلاشی به خرج نمی دهد. اما بناء پاکستان ظاهراً با این ادعا که ارتش این کشور در وزیرستان شمالی و جنوبی درگیر جنگ با تروریزم است، می خواهد اذهان عامه منطقه را غافلگیر کند. چراکه موجودیت دفتر طالبان در میرانشاه، خود به خود نوعی به رسمیت شناختن حرکات واعمال طالبی در وزیرستان و در نهایت در افغانستان می باشد.
حفظ موجودیت و وضعیت کنونی در وزیرستان که نقطه مهم و مستحکم القاعده و طالبان است، برای افغانستان فوق العاده ضررناک و مشکل آفرین می باشد. کمااینکه مرزهای این منطقه با افغانستان که از دره ها وکوه های صعب العبور ساخته شده و جنگل آن را احتوا می کند، مسیر غیر کنترولی برای افغانستان در این منطقه خواهد بود. به علاوه ارتش هشتاد هزار نفری پاکستان مستقر در این منطقه هم، برخورد بازدارنده نسبت بر عبور و مرور آسان طالبان ندارد.
بنابرین دولت افغانستان و جامعه جهانی از رهگذر برخورد دوگانه زمامداران پاکستان، با چالشی خطرناک مواجه است. لذا ادعای حضور هشتاد هزار نفری نیروهای پاکستانی در مناطق هم مرز افغانستان به منظور مبارزه علیه القاعده و بقایای طالبان، یک ادعای کاملاً عوام فریبانه می باشد.
ششم: تصمیم می گیرد که براساس ماده ٢٨ قانون موقتی رویه کاری خود، کمیته ای متشکل از تمام اعضای شورای امنیت سازمان ملل متحد را در این شورا تشکیل دهد، تا به کمک دانش فنی مناسب بر اجرای این قطعنامه نظارت کند. همچنین از تمام کشورها می خواهد که حد اکثر ظرف نود روز از تصویب این قطعنامه و پس از آن، بر اساس جدول زمانی که کمیته پیشنهاد خواهد کرد، در مورد اقداماتی که در جهت اجرای این قطعنامه انجام داده اند، به این کمیته گزارش دهند.
آنچه به شورای امنیت سازمان ملل متحد تعلق می گیرد، به وضاحت نشان دهنده ضعف فوق العاده در آن می باشد. کمااینکه بعد از ایجاد کمیته ای متشکل از تمامی اعضای شورا برای نظارت به قطعنامه مورخ ٢۷ دسامبر ٢٠٠١ (۷ دی ١٣٨٠)، دیده می شود که این نهاد نه به شکل عقلانی، که با شتاب زدگی و بدون تعمق درین باره فعالیت نموده است. مثلا زمانی که شمشاد احمد نماینده پاکستان در کمیته شورای امنیت برای اجرای این قطعنامه گزارش کشورش را به این شورا تقدیم کرد، این نهاد نه تنها موارد مطرح شده درین گزارش را به صورت دقیق مطالعه ننمود، بلکه از پاکستان به عنوان فعالترین عضو این شورا یاد آوری کرد.
چراکه پاکستان در گزارش خود راجع به دست آوردهایش در امر اجرای قطعه نامه ١٣۷٣ شورای امنیت چنان نشان داده، که قطعنامه متذکره را به صورت عام و تام اجرا نموده و خود را از فعالین مبارزه علیه دهشت افگنی (تروریسم) پنداشته است. در صورتی که با شواهد و مدارکی که در بالا تذکر رفته است، گزارش پاکستان توجه بیشتری را می خواهد.
نکات قابل عطف:
پاکستان در بند الف
بخش ملاحظات مقدماتی از ایجاد دادگاه خاص برای سرعت بخشیدن به مجازات عاملین اعمال تروریستی درین کشور خبر داده است. اما این پرسش مطرح می شود که آیا تا به حال (سال ٢٠٠٨⁄١٣٨۷) چند تروریست به پای این دادگاه خاص کشانیده شده اند؟ به این مفهوم که با توجه به فعالیت های وسیع تروریستی درین کشور (که به عنوان مثال پاکستان در اکتوبر ٢٠٠٦/ مهر ماه ١٣٨۵ مدرسه ای را در باجور بمباردمان نمود و ٨٠ تن را که ادعا دارد تروریست هستند، به قتل رسانید)، اینک سوال اینست که چرا پاکستان به جای به قتل رساندن این افراد، آنها را پای میز این دادگاه نکشانید؟"
پاکستان در بند ب
در بخش ملاحظات مقدماتی درین بند، پاکستان از امضای قرارداد با ٢۷ کشور برای استرداد مجرمین به آن کشور ها یاد آوری شده است. به طور نمونه به استرداد چند مجرم به ایالات متحده و مصر، اشاره می شود.
اینک سوال اینجاست که وقتی آقای حامد کرزی رییس جمهور افغانستان لستی ١۵٠ نفره از مجرمین و تروریستان را که در خاک پاکستان فعالیت دارند با شماره های تیلفون و آدرس منازل به جناب مشرف تقدیم نمود، چرا حتی یک تن از آنان را به دولت افغانستان مسترد نکرد؟ در عوض دولت پاکستان در اقدامی برای نشان دادن اجرات خود برای جهانیان درین قبال، افغانان مهاجری را به عنوان تروریستان به افغانستان تحویل داده است، که در بازارهای پاکستان مصروف کار های شاقه هستند.

پاکستان در بند ث
در بخش ملاحظات مقدماتی از سهیم ساختن کشورها در ارائه معلومات دست داشته بر کشورهایی که درگیر مبارزه علیه تروریسم هستند، سخن گفته شده است.
آقای مولانا فضل الرحمن رییس مجلس متحده عمل پاکستان می گوید: "از حکام پاکستان می خواهیم تا هویت اشخاصی را که توسط موترها (خودروها)ی شخصی از طریق کالی سرک وزیرستان به افغانستان منتقل می شوند، افشا نماید. همچنین مشرف باید واضیح سازد که کی ها سرپرستی ورود بی زحمت این اشخاص به افغانستان را به عهده دارند، و دلایل آن را توضیح دهد."
آیا می توان پرسید که چرا دولت پاکستان این اطلاعات را با افغانستان که از قربانیان اصلی مبارزه علیه تروریسم است، شریک نمی سازد؟
پاکستان در بند د
بخش ملاحظات مقدماتی درین بند پاکستان، از از بین بردن عناصر افراطی سخن گفته است.


مخفیگاه طالبان در وزیرستان جنوبی
همچنین انهدام دو گروه به نام های لشکر طیبه و سپاه محمد در اوت ٢٠٠١ را یاد آورده، و افزوده است که فعالیت سازمان های دیگر تحت نظارت می باشد.
اینک این پرسش مطرح می شود که زمانی که ایالات متحده آمریکا در اوایل دسامبر ٢٠٠١ (اواسط آذر ١٣٨٠) ٣۹ گروه را تروریست شناخت و از جمله پنج گروه تروریستی لشکر طیبه، جیش محمد، حرکت المجاهدین، حرکت الجهاد اسلامی و الرشید مقیم پاکستان را در فهرست گروه های تحت تعقیب قرار داد، چرا کمیته سازمان امنیت با این حال که احزاب شناخته شده تروریستی در پاکستان منع فعالیت نشدند، به پاسخ های این کشور قناعت نمود؟
پاکستان در بند ج
در این بخش از ملاحظات مقدماتی، از آغاز پروگرام (برنامه) خلع سلاح در سال ٢٠٠١ (١٣٨٠) یادآوری شده، و از جمع آوری ١٢۵ هزار و ۹۹٠ اسلحه کوچک سخن به میان آمده است.
سوال اینجاست که پس چرا دولت پاکستان به افراد در قبائل که مراکز عمده تربیت و پناهگاه تروریسم هستند، اجازه حمل سلاح را بنابر عرف و سنن می دهد؟ آیا این قبایل از پاکستان نیستند؟ همچنین چرا شورای امنیت از پاکستان نخواست، تا بازار های سلاح را در شهرهای کویته و پشاور(کارخانو) ببندد؟


بخش دیگری ازین گزارش که در مورد محکوم نمودن حملات یازده سپتامبر (بیستم شهریور) و اتخاذ تصامیم بعد از این حادثه می باشد، به شرح زیر است:
بخش الف اتخاذ تصامیم بعد از یازده سپتامبر (بیستم شهریور)
درین بخش، پاکستان از اقدامات بلند امنیتی در سراسر کشور جهت جلوگیری از اقدامات ترویستی یادآور شده است. سوال اینجاست که چگونه با اتخاذ اقدامات شدید امنیتی توسط نیروهای پاکستان، رهبر طالبان همراه با پیروان جوانش به ناحیه ازمک هده و در نزدیکي مسجد قاری صاحب میرانشاه رفت، و محل دفاتر این گروه را افتتاح کرد؟
بخش ب اتخاذ تصامیم بعد از یازده سپتامبر
پاکستان درین بخش از محافظت سرحدات (مرزها) سخن گفته، و دست آورد خود را دستگیری و کشته شدن چند جنگجو عنوان کرده است. اینک این پرسش ها مطرح می شوند که اگر پاکستان از سرحدات خود محافظت می کند، پس نگرانی جامعه جهانی ازین نقاط برای چه است؟ اگر پاکستان سرحدات را خوب محافظت می کند، پس چگونه جمعیت العلمای اسلام پاکستان با موترها و مهمات داخل خاک افغانستان شده، بیرق افغانستان را به آتش کشیده، و بیرق خود را در ولسوالی افغانستان بلند نمودند؟ زمانی هم که از جانب نیروهای افغان و ائتلاف عملیات صورت می گیرد، دوباره به خاک پاکستان عقب نشینی می کنند؟ گزارش تفصیلی اجرات پاراگراف عملی بند ف
این بخش در مورد مجازات برای عاملان قاچاق اسلحه بحث می کند. درین ماده گفته شده است که حد اکثر مجازات برای این افراد حبس ابدی، و حداقل سه سال می باشد.
می دانیم ماركيت (بازار)هاى كارخانو و باړه مرکز فروش اسلحه می باشند، و پوليس و دولت پاکستان در مورد آنها آگاهي دارند. سوال اینجاست که چرا با وجود این بازارها و آگاهی مقامات مورد اشاره، این مسئولان نمی خواهند این مارکیت ها را مسدود کنند؟
هفتم: این کمیته را مکلف می کند که ظرف ٣٠ روز پس از تصویب قطعنامه، ماموریت و برنامه کاری خود را ترسیم کند و با رایزنی دبیرکل کمک های را که نیاز دارد، بررسی نماید.
این تنها بندی می باشد، که انجام شده است.
هشتم: شواری امنیت تصمیم قاطع خود را جهت اتخاذ تمام اقدامات ضروری برای حصول اطمینان از اجرای کامل این قطعنامه براساس مسئولیت های خود، طبق منشور اظهار می کند.
نظر به خلاصه بیانیه رییس کمیته ضد تروریسم در ماه مه ٢٠٠٦ (اردیبهشت ١٣٨۵) از سخنان آقای ریس چنان بر می آید، که کمیته با مشکلات زیادی روبرو بوده است. چنانچه ایشان در بیانیه خود از به وقت نرسیدن گزارشات و نبود سیستم دقیق برای گزارش دهی اعضای این کمیته شکایت نموده، و نبود گزارشات را باعث بی نتیجه ماندن کارهای خود می داند.
بنآ این خود گواه است که با گذشت ٦ سال از ایجاد این کمیته، این نهاد نه تنها کار موثری را انجام نداده، بلکه تا هنوز در تنظیم کارهای مقدماتی نیز بازمانده است. بیانیه آقای رییس قطعآ از ناکارایی این کمیته حکایت نموده، و نشان می دهد وقت و پول سازمان ملل متحد صرفآ بیجا و بیفایده به مصرف رسیده است.
افراد طالبان که در لست ٢۵ اکتوبر ٢٠٠۵ (٤ آبان ١٣٨٤) سازمان ملل متحد در پاکستان شناسایی شده اند:
سید عبدل امان (مشهور به آغا حاجی) عضو برجسته تحریک طالبان
تاریخ شمولیت در لست اعضای القاعده و طالبان سازمان ملل متحد: ١۷ اکتوبر ٢٠٠١ (٢٦ مهر ١٣٨٠)
محل بود و باش: پاکستان
نام این فرد در لست تازه سازمان ملل در ٢۵ اکتوبر ٢٠٠۵ (٤ آبان ١٣٨٤) نیز، به چشم می خورد.
عبدالله مشهور به ( محمد، رجب، عبدالرحمن، عبدالخیر) شهروند مصر
تاریخ شمولیت در لست اعضای القاعده و طالبان سازمان ملل متحد: ٢۹ سپتامبر ٢٠٠۵ (٨ مهر ماه ١٣٨٤)
محل بود و باش: در مرز بین افغانستان و پاکستان
نام این فرد در لست تازه سازمان ملل در ٢۵ اکتوبر ٢٠٠۵ (٤ آبان ١٣٨٤) نیز، به چشم می خورد.
عبدالمجید چودری مشهور به ( چودری عبدل) شهروند پاکستان
تاریخ شمولیت در لست اعضای القاعده و طالبان سازمان ملل متحد: ٢٤ دسامبر ٢٠٠١ (٤ دی ماه ١٣٨٠)
نام این فرد در لست تازه سازمان ملل در ٢۵ اکتوبر ٢٠٠۵ (٤ آبان ١٣٨٤) نیز، به چشم می خورد.
ذکی احمد مشهور به ( شارجی، ابواسامه ) شهروند مصر
تاریخ شمولیت در لست اعضای القاعده و طالبان سازمان ملل متحد: ٢۹ سپتامبر ٢٠٠۵ (٨ مهر ماه ١٣٨٤)
محل بود و باش: سرحد افغانستان و پاکستان
نام این فرد در لست تازه سازمان ملل در ١۷ اکتوبر ٢٠٠١ (٢٦ مهر ١٣٨٠) نیز، به چشم می خورد.
محمد شوقی السلام بولی مشهور به (ابو خالد، ابوجعفر) شهروند مصر
تاریخ شمولیت در لست اعضای القاعده و طالبان سازمان ملل متحد: ٢۹ سپتامبر ٢٠٠۵ (٨ مهر ماه ١٣٨٤)
محل بود و باش: پاکستان، افغانستان، ایران
نام این فرد در لست تازه سازمان ملل در ٢۵ اکتوبر ٢٠٠۵ (٤ آبان ١٣٨٤) نیز، به چشم می خورد.
ابوبکر جذیری شهروند الجیریان (الجزایر) مربوط به کمیته حمایت از افغانستان
تاریخ شمولیت در لست اعضای القاعده و طالبان سازمان ملل متحد: ١١ جنوری (ژانویه) ٢٠٠٢ (٢٢ دی ماه١٣٨٠)
محل بود و باش: پشاور پاکستان
نام این فرد در لست تازه سازمان ملل در ٢۵ اکتوبر ٢٠٠۵ (٤ آبان ١٣٨٤) نیز، به چشم می خورد.
محمد سلطان بشیرالدین مشهور به (داکتر بشیرالدین ) شهروند پاکستان
تاریخ شمولیت در لست اعضای القاعده و طالبان سازمان ملل متحد: ٢٤ دسامبر ٢٠٠١ (٤ دی ماه ١٣٨٠)
نام این فرد در لست تازه سازمان ملل در ٢۵ اکتوبر ٢٠٠۵ (٤ آبان ١٣٨٤) نیز، به چشم می خورد.
مفتی رشید احمد لدیحانوی مشهور به ( مفتی رشید احمد)
تاریخ شمولیت در لست اعضای القاعده و طالبان سازمان ملل متحد: ١۷ اکتوبر ٢٠٠١ (٢٦ مهر ١٣٨٠)
محل بود و باش: کراچی پاکستان
نام این فرد در لست تازه سازمان ملل در ٢۵ اکتوبر ٢٠٠۵ (٤ آبان ١٣٨٤) نیز، به چشم می خورد.
محمد ضیا
تاریخ شمولیت در لست اعضای القاعده و طالبان سازمان ملل متحد: ١۷ اکتوبر ٢٠٠١ (٢٦ مهر ١٣٨٠)
محل بود و باش: اوامی مارکیت (بازار اوامی)، جنرال ستور شاپ ١۷ (فروشگاه بزرگ شماره ١۷)، پشاور پاکستان
نام این فرد در لست تازه سازمان ملل در ٢۵ اکتوبر ٢٠٠۵ (٤ آبان ١٣٨٤) نیز، به چشم می خورد.
عبدالحکیم مراد مشهور به ( عبدالحکیم الهاشمی ) شهروند پاکستان
تاریخ شمولیت در لست اعضای القاعده و طالبان سازمان ملل متحد: ۹ سپتامبر ٢٠٠٣ (١٩ شهریور ١٣٨٢)
نام این فرد در لست تازه سازمان ملل در ٢۵ اکتوبر ٢٠٠۵ (٤ آبان ١٣٨٤) نیز، به چشم می خورد.
محمد توفیل مشهور به ( توفیل شیخ محمد ) شهروند پاکستان
تاریخ شمولیت در لست اعضای القاعده و طالبان سازمان ملل متحد: ٢٤ دسامبر ٢٠٠١ (٤ دی ماه ١٣٨٠)
نام این فرد در لست تازه سازمان ملل در ٢۵ اکتوبر ٢٠٠۵ (٤ آبان ١٣٨٤) نیز، به چشم می خورد.
ابو حسن شهروند مصری
تاریخ شمولیت در لست اعضای القاعده و طالبان سازمان ملل متحد: ٢۹ سپتامبر ٢٠٠۵ (٨ مهر ماه ١٣٨٤)
محل بود و باش: مرز افغانستان و پاکستان
نام این فرد در لست تازه سازمان ملل در ٢۵ اکتوبر ٢٠٠۵ (٤ آبان ١٣٨٤) نیز، به چشم می خورد.
ملا عبدالرزاق وزیر امور داخله طالبان
تاریخ شمولیت در لست اعضای القاعده و طالبان سازمان ملل متحد: ٢١ جنوری (ژانویه) ٢٠٠۵ (٢ بهمن ١٣٨٣)
نام این فرد در لست تازه سازمان ملل در ٢۵ اکتوبر ٢٠٠۵ (٤ آبان ١٣٨٤) نیز، به چشم می خورد.
مولوی سعدالدین سید معاون اول کار و امور اجتماعی
تاریخ شمولیت در لست اعضای القاعده و طالبان سازمان ملل متحد: ٢۵ جنوری (ژانویه) ٢٠٠١ (٦ بهمن ١٣۷۹)
نام این فرد در لست تازه سازمان ملل در ٢۵ اکتوبر ٢٠٠۵ (٤ آبان ١٣٨٤) نیز، به چشم می خورد.
نهم : شواری امنیت تصمیم می گیرد، که همچنان این موضوع را پیگیری کند.


حال این را برای شما می گذاریم که درین باره قضاوت کنید، که آیا شورای امنیت این مسله را حداقل پیگیری کرده است؟ قطعنامه ١٣۷۳ شواری امنیت سازمان ملل متحد
متن کامل قطعنامه ١٣۷۳سال ۲٠٠١ (١٣۸٠) شورای امنیت سازمان ملل متحد در پیوند با تروریسم به شرح زیر است:
شواری امنیت با تأکید مجدد بر قطعنامه های ١۲٩٦ -١٩اکتوبر ١٩٩٩ (۲۸ مهر ماه ١٣۷٨)- و ١٣٦۸ -١۲ سپتامبر ۲٠٠١ (٢١ شهریور١٣۸٠)- و تصریح بر محکومیت حمله های تروریستی ١١ سپتامبر (۲٠شهریور) که در نیویارک، واشینگتن دی سی و پنسیلوانیا روی داد، و ابراز اراده و عزم راسخ شورای امنیت برای جلوگیری از چنین اقدام هایی، با تاکید مجدد بر اینکه چنین اقدام هایی مانند هر اقدام دیگر تروریستی بین المللی تهدیدی برای صلح و امنیت جهانی به شمار می رود، تصریح مجدد بر حقوق ذاتی افراد با حقوق جمعی در دفاع از خود همانطور که در منشور سازمان ملل متحد و در قطعنامه ١٣٦۸ شناخته شده را، بار دیگر تکرار می کند.
با تاکید مجدد بر نبرد علیه تهدید صلح و امنیت بین المللی بوسیله اقدام های تروریستی، با همه امکاناتی که منطبق با منشور سازمان ملل متحد است، به شدت از افزایش اقدام های تروریستی انگیزه گرفته از افراط گرایی ابراز نگرانی می شود.
شورای امنیت از کشورها می خواهد که فورآ برای جلوگیری و سرکوب چنین اقداماتی و همچنین افزایش همکاری و اجرای کامل کنوانسیون های بین المللی کنونی علیه تروریسم، در کنار یکدیگر باشند. همچنین نیاز کشورها برای تکمیل همکاری بین المللی با اتخاذ تدابیر بیشتر برای جلوگیری و سرکوب منابع تامین مالی و فراهم سازی هر اقدام تروریستی در سرزمین های خود را از طریق همه امکانات قانونی به رسمیت بشناسند.
با تاکید مجدد بر اصول اعلام شده بوسیله مجمع عمومی در قطعنامه ۲٦۳۵/٢۷ -اکتوبر ١٩۷٠(مهر ماه ١٣٤٩)- تکرار شده بوسیله شورای امنیت در قطعنامه ١١۸٩ -١۳ اوت ١٩٩۸ (۲۳ مرداد ١۳۷۷)- که به معنی آن است که هر کشوری وظیفه دارد از سازمان دادن، تحریک کردن، کمک یا مشارکت در اقدام های تروریستی در کشور دیگر، یا موافقت با فعالیت های سازمان یافته در سرزمین خود در جهت اجرای چنین اقدام های جلوگیری به عمل آورد، مجددآ بر این اصول تصریح می شود. لذا شورا با اقدام تحت پوشش فصل ۷ منشور سازمان ملل متحد:
اول : شورای امنیت تصمیم می گیرد همه کشورها باید :
الف: از تامین مالی اقدامات تروریستی جلوگیری نمایند، و آنها را سرکوب کنند.
فراهم سازی یا گرد آوری ارادی، مستقیم یا غیر مستقیم کمک مالی بوسیله اتباعشان یا در سرزمین هایشان به هر وسیله و با این نیت که این پول باید برای اجرای اقدام های تروریستی استفاده شود، یا اطلاع و آگاهی از اینکه قرار است برای اقدام های تروریستی مورد استفاده قرار گیرد، جرم جنایی خواهند شناخت.
نقض بند الف از سوی پاکستان
احزابی در خاک پاکستان به صورت قطعی به حمایت از طالبان پرداخته، و بارها در نشست ها و اعلامیه ها حمایت خود از این گروه اظهار داشته اند. این حمایت پنهانی نبوده و بصورت واضیح به نفع طالبان تبلیغ صورت گرفته است، و به آنها کمک های مالی و تسلیحاتی فراهم می آورند. برخی ازین احزاب به قرار زیرند:
جماعت اسلامی
این جمعیت مهمترین حزب مذهبی پاکستان به شمار می رود، و سطح نفوذ و فعالیت آن تمامی ایالت های این کشور است. این گروه از زمان حکومت ژنرال ضیا الحق رئیس جمهور پیشین پاکستان سطح نفوذ خود را در کشور گسترش داده، و در واقع به پایه نظریه پردازی و عقیدتی برای حکومت وی تبدیل شده بود. رهبری جماعت اسلامی با قاضی حسین احمد یکی از بنیادگرایان شهیرپاکستان می باشد. این گروه از لحاظ فکری به تفکرات "اخوان المسلمین" مصر نزدیک است.
این حزب با گلبدین حکمتیار و طالبان روابط خیلی تنگا تنگ و همکاری گسترده دارد. همین اکنون طالبان و حکمتیار بنیادگرایان اسلامی ای هستند، که برضد نیروهای خارجی و حاکمیت فعلی افغانستان اعلام جهاد نموده اند. اینک جماعت اسلامی برای ادامه جهاد طالبان در افغانستان خیرات و ذکات مردمان محل را جمع آوری نموده و به جنگجویان افغان می فرستند، که مصروف مبارزه بر علیه حاکمیت ملی و نیروهای خارجی در افغانستان هستند.
جمعیت العلمای اسلام
شبکه اطلاعاتی ارتش پاکستان "آی اس آی " در سال ١٩٩٤ (١٣۷۳) با جمح آوری یک هزار طلبه پشتون از مدارس دینی وابسته به جمعیت العلمای اسلام شاخه مولانا سمیع الحق، جنبش طالبان را به رهبری ملاعمر به وجود آورد.


آوارگان پاکستانی در افقانستان
این گروه که حامی اصلی طالبان در بین احزاب مذهبی پاکستان به شمار می رود، در همان سال بر سر مساله همکاری با بی نظیر بوتو نخست وزیر وقت پاکستان دچار انشعاب شد.
هم اکنون دو شاخه اصلی آن به رهبری مولانا سمیع الحق و مولانا فضل الرحمان در ایالت های بلوچستان و سند، و همچنین مناطق پشتون نشین افغانستان دارای نفوذ بسیاری هستند. دو گروه مذکورعلاوه بر حمایت ازجنبش طالبان، در صددند دولت مشابهی در پاکستان ایجاد کنند. در همین پیوند مولانا فضل الرحمان اخیرآ اعلام کرده "حزب ما طرفدار طالبان است، و مانند آنها می خواهد نظام اسلامی مشابهی در پاکستان اجرا شود". مولانا سمیع الحق نیز ضمن تایید این نکته که بسیاری از نیروهای طالبان در مدارس مذهبی این گروه در پاکستان تعلیم دیده اند، اعلام نموده که نیروهای طالبان طلاب مدارس علمیه وی بوده اند، و "بزودی خواهند توانست مانند افغانستان در پاکستان نیز نظام اسلامی را حاکم کنند."
مرکز فعالیت گروه مولانا سمیع الحق در منطقه اکوره ختک در ایالت سرحد واقع است، و بسیاری از مقامات طالبان در یک مدرسه معروف وی به نام حقانیه تعلیمات مذهبی را فرا گرفته اند. این گروه که از علمای مذهبی نزدیک به نواز شریف تشکیل شده و هم اکنون متحد دولت به شمار می رود، دارای دو جناح دیگر مولانا عبدالستار نیازی نیز می باشد. نیازی که در دولت گذشته نواز شریف عهده دار سمت وزیر اوقات و امور مذهبی بود، از طرفداران سرسخت اجرای اصول و قواعد اسلامی در نحوه اداره کشور است.
سپا ه صحابه
این گروه دارای تمایلات وهابی است، که بانی و عامل اکثر تحرکات تروریستی با انگیزه های سیاسی و مذهبی می باشد. نوع حمایت علمای مذکور از طالبان، بسیار متنوع است. کمااینکه کانال های پشتیبانی عقیدتی از طالبان را بر عهد ه دارند، و تلاش آنها را نوعی جهاد برای برقراری نظام اسلامی واقعی در افغانستان معرفی می کنند.
از سوی دیگر در مساله بسیج و اعزام نیرو نیز، پایگاه اصلی طالبان به شمار می روند. کمااینکه علمای مذکور نه تنها وابستگی اعضای طالبان را به این حزاب رد نکردند، بلکه مدارس خود را تعطیل نموده بودند تا طالبان مشغول به تحصیل در این مدارس فرصت مشارکت در جنگ افغانستان به نفع گروه طالبان را داشته باشند.

در زمان حکمراوایی طالبان در افغانستان و همزمان با نیازمندی آنها به نیروهای
جدید برای حمله به مزار شریف و اداره مناطق تصرف شده، روزانه صد ها تن از طلبه های مدارس مذهبی پاکستان با عبور از مرز راهی مراکز تجهیز نیروهای طالبان گشته و سپس به عنوان نیروهای تازه نفس راهی جبهه ها یا مناطق اشغالی می شدند.
احزاب اسلا می افرا طی دیگر در پاکستان که به حمایت از طالبان معروف اند:
تحریک سنی جیش محمد سرفروشان اسلام سر به داران اسلام تحریک جعفریه سپاه او لیاء تحریک خادم القرآن لشکر جنگوی تحریک حمایت فوج تحریک بلوچ، و .
لیست فوق نشاندهنده احزابی در پاکستان می باشد، که در مناطق مختلف این کشور به فعالیت های خویش پرداخته و کشورهای عضو مبارزه علیه تروریسم در افغانستان را دچار مشکل نموده اند. جک استرا وزير خارجه پیشین بريتانيا، نگرانی عميق خود را نسبت به فعاليت برخی از اين مدارس ابراز داشته بود."(١)
ولی تنها احزاب و گروه هایی که در لیست فوق به آنها اشاره گردید، طرف های ارتباط با طالبان نیستند. بلکه طالبان با تمام مراکز و گروههای قدرت در پاکستان ارتباط و وابستگی دارند. این مراکز و گروه ها شامل آی اس آی، حکومت مرکزی، حکومت های ایالتی، احزاب سیاسی-مذهبی، افراد و حلقه های متنفذ در سیاست، اقتصاد و جامعه پاکستان می باشند.
این روابط و وابستگی طالبان با مراکز و حلقه های مذکور برخلاف ارتباط و وابستگی های احزاب مجاهدین که در زمان اشغال افغانستان توسط قوای شوروی از طریق پاکستان کمک های سیاه را دریافت می کردند، بر منافع و اهداف دو جانبه استوار است. منافعی که شامل طیف متنوع و گوناگونی از مسایل مذهبی، سیاسی، قومی، زبانی، سودهای هنگفت اقتصادی قاچاق و تجارت مواد مخدر، می شود.
گرچه گروه های متعدد قدرت در پاکستان و احزاب مختلف سیاسی و مذهبی آن کشور در رقابت و اختلاف ذات البینی به سر می برند، اما در حمایت از طالبان به عنوان تأمین کننده منافع حیاتی و راهبردی پاکستان در افغانستان، وحدت نظر دارند. برمبنای همین وحدت نظر بود که قاضی حسین احمد رهبر جماعت اسلامی، مولوی سمیع الحق رهبر شاخه انشعابی جماعت علمای اسلامی، ژنرال نصیرالله بابر از حزب مردم، ژنرال حمید گل رییس سابق آی اس آی، و نمایندگان بسیاری از احزاب متنفذ سیاسی و مذهبی پاکستان، در یک گردهمایی مشترک مخالفت خود را با تحریم اقتصادی شورای امینت سازمان ملل متحد علیه طالبان اعلان کردند. آنها همچنین از حکومت نظامی پاکستان خواستار صدور گندم به طالبان شدند. این گردهمایی بروز ۲١ نوامبر ١٩٩٩ (۳٠ عقرب/آبان ١٣۷۸) در شهر پشاور تشکیل یافت.
همچنان آی اس آی پاکستان در حمایت از تروریست های یازده سپتامبر نیز، نقش مهمی را بازی کرده است. در این پیوند گزارش اداره اطلاعات امریکا (اف بی آی ) در اواخر سپتامبر ۲٠٠١ (اواسط مهرماه ١٣۸٠) به اخبار شبکه "ای بی سی"، دارای اهمیت ویژه ای می باشد. چراکه مقامات کشوری به این شبکه گفته اند که رد انتقال بیش از ١٠٠ هزار دلار از بانک های پاکستانی به دو بانک در فلوریدا تا قبل از یازده سپتامبر را، پی گیری کرده اند. این پول ها به حساب هایی منتقل شده بود، که توسط محمد عطا از رهبران مظنونین به هواپیما ربایی افتتاح شده بود. این همه تا اکنون بخشی از تلاش های اف بی ای برای نزدیک شدن به فرماندهی عالی هواپیما ربایان، مسوول مالی، طراحان و مغز متفکر آنها بوده است.(٢)
ب: کنترل و مسدود سازی منابع مالی تروریست ها یا پشتیبانان آنها
بدون تاخیر پول ها و دیگر امکانات مالی یا منابع اقتصادی افرادی را که مرتکب اقدام تروریستی می شوند، برای اقدام های تروریستی دست به تلاش می زنند، در اجرای اقدام های تروریستی شرکت دارند، این اقدام ها را تسهیل می کنند، موجودیت های که به طور مستقیم در امور تروریستی عمل می کنند، از جمله پولهای سر چشمه گرفته یا بدست آمده از اموالی که به طور مستقیم یا غیر مستقیم به چنین افراد و موجودیت های وابسته به آنها تعلق دارند، کنترل می شوند و یا مسدود خواهند کرد.
نقض بند ب از سوی پاکستان
سازمان ملل متحد می گوید منابع پولی طالبان درخارج از مرز های افغانستان است. تام کونیگز نماینده ویژه پیشین دبيرکل این سازمان در افغانستان، روز دوشنبه ١٠ ژوئيه ۲٠٠٦ (۲٠ تیر ١٣۸۵) به خبرنگاران گفت ظاهرا فعالیت های طالبان در خارج از افغانستان دقیقا برنامه ریزی می شود، و آنها منابع بزرگ مالی را در بیرون از مرزهای افغانستان در دست دارند. وی از جامعه جهانی خواست تا بر پاکستان فشار بیاورند، تا در مبارزه برضد منابع اصلی طالبان اقدامات جدی تری بکند.
آقای کونیکز همچنين گفت جامعه جهانی در گذشته طالبان را دست کم گرفته بود. ولی حالا با توجه به وخامت اوضاع در برخی از ولایات افغانستان مخصوصا در جنوب، باید جامعه جهانی درک کرده باشد که این کشور به کمک و حمایت بیشتر و دراز مدت نیاز دارد. او افزود: "اگر ما فکر می کردیم که طالبان با شکست شان در سال ۲٠٠١ (١٣۸٠) دوباره تجدید قوا نمی کنند، دراشتباه بوده ایم. چون حالا دوباره تجدید قوا کرده اند، و کمک هايی را از راه شبکه تروریسم بین المللی دریافت می کنند."
به گفته آقای کونیگز واضح است که طالبان نمی توانستند بدون کمک های مالی خارجی دوباره سروسامان بگیرند. پس درحقیقت از خارج کمک و سازماندهی می شوند. براساس اظهارات او باید به آشیانه های امنی که طالبان در خارج از افغانستان در اختیار دارند همان قدر توجه شود، که در داخل این کشور می شود.


مرز پاکستان و افقانستان


او در ادامه خاطرنشان نمود: "جامعه جهانی باید به این مورد توجه جدی کرده، و به آن رسیدگی کند. این جامعه باید بر پاکستان فشار بیشتر آورد، تا در مبارزه علیه تروریسم کار موثر و عملی نماید.(۳)
ت: منع اتباع خارجی از کمک به تروریست ها
اتباع خارجی یا هر فرد موجودی که در داخل خاک شان هرگونه کمک پولی، امکانات مالی، منافع اقتصادی و دیگر خدمات مربوطه را در دسترس تروریست ها می گذارند، یا به طور مستقیم یا غیر مستقیم مسایل را فراهم می آورند، یا به نمایندگی چنین افرادی اقدام می کنند، منع خواهند شد.
نقض بند ت از سوی پاکستان
مولانا فضل الرحمن دبیرکل مجلس عمل پاکستان در کنفرانسی در شهرلاهور گفت که حکومت پاکستان آمریکا و ممالک غربی را فریب می دهد، و جنگجویان را مسلح ساخته با آنان همکاری می نماید تا از طریق وزیرستان پاکستان داخل خاک افغانستان گردند.
موصوف در این کنفرانس مطبوعاتی همچنان گفت که پاکستان باید هویت جنگجویانی که داخل افغانستان می گردند را افشا سازد، و بیان کند چرا به چنین کاری مبادرت می ورزد.
وی در ادامه افزود: "مسئولین دولت پاکستان همچنان باید هویت آنهائی که از وزیرستان به کمک به اردوگاه های نظامی در شهر مانسره منتقل می شوند را، افشا نماید. این منافقت (نفاق) است که حکام نه تنها تلاش دارند که امریکا و جهان غرب را فریب دهند، بلکه ملت پاکستان را نیز فریب می دهند."
او خاطرنشان کرد: "ما همچنان از حکام پاکستان می خواهیم تا هویت اشخاصی را که توسط موتر (خودرو) های شخصی از طریق کالی سرک وزیرستان به افغانستان منتقل می شوند، افشا نماید. در عین حال واضح سازد که کی ها سرپرستی ورود بی زحمت این اشخاص را به افغانستان به عهده دارند، و دلایل آن را توضیح دهد."
موصوف به ارتباط اینکه دولت پاکستان می خواهد با گروه های جهادی همکاری نماید و یا اردوگاه های انها را مسدود سازد، گفت: "ما باید به جهان به طور واضح بگویم که به حمایت از گروه های جهادی ادامه می دهیم، و یا جلوی آنها را می گیریم. ما دیگر این منافقت را ادامه داده نمی توانیم."


مولانا فضل الرحمن همچنان شیخ رشید احمد وزیر اطلاعات پیشین پاکستان را به راه اندازی یک اردوگاه جهادی در اسلام آباد برای تربیه جنگجویان در جنگ کشمیر، متهم نمود. موصوف اضافه کرد که دولت پاکستان علمای دین را متهم به بنیادگرایی و دهشت افگنی می نماید، اما علما در تأمین صلح و آرامش در مناطق قبایلی نقش فعالی را ایفا می کنند.(٤)
همچنان ژنرال پرویز مشرف در ۷ سپتمبر۲٠٠٦ (١۷ شهریور ١٣٨۵) در کابل اعتراف کرد در حالی که پاکستان به مبارزه علیه القاعده پرداخته، ولی در حال حاضر (زمان اظهارات مشرف) توجه آنها به طالبان جلب شده است. به عبارت دیگر این کشور تا اکنون هیچ اقدامی جهت جلوگیری از آنها انجام نداده است .
بارنت روبین کارشناس آمریکایی برای استماع گزارشات ژنرالان آمریکایی در مجلس سنای این کشور شرکت کرد. او از ژنرال جونز از فرماندهان طراز اول آمریکایی در جنگ با ترور پرسيد: "آيا درست است كه مركز قومانده طالبان در كويته موقعيت دارد؟" ژنرال جونز پاسخ داد: "بصورت كل اين مسأله مورد قبول است"(۵)


این درحالیست که شهر کويته چيزی بيش از مرکز ايالتی بلوچستان پاکستان، یعنی در واقع مقر و پناهگاه اصلی جنبش افراطی طالبان است. طالبانی که تا چند سال پيش برافغانستان حکومت می کردند، و به اسامه بن لادن پناه داده بودند. چراکه بر طبق گزارشی که احمد رشيد روزنامه نگار معتبر و معروف پاکستانی تهيه کرده، "هزاران جنگجوی طالبان اکنون در مساجد و مدارس دينی پاکستان (در ايالت بلوچستان و صوبه سرحد) اقامت داشته و تحت حمايت کامل احزاب حاکم منطقه و گروه های شبه نظامی پاکستانی قرار دارند. رهبران طالبان که امريکا و دولت افغانستان در پی آنها هستند، بی هيچ محدودیتی در روستا های اطراف کويته زندگی می کنند." احمد رشيد از قول وزير اطلاعات دولت ايالتی نقل می کند که: "تنها طالبان می توانند دولتی واقعی در افغانستان تشکيل دهند." (٦)
منابع
(١) بخش فارسی بی بی سی ١٤ ژوئیه ٢٠٠۵ (۲٤ تیر ١٣٨٤)
(٢) تلگرا ف الکترونيکی بريتانيا ١٦ ژوئیه ٢٠٠٣ (۲٦ تیر ١٣٨٢)
(۳) اخبار آی بی سی ٣٠ سپتامبر ۲٠٠١ (٩ مهر ١٣٨٠) همچنان کتاب جنگ امریکا علیه تروریسم اثر میشل خوسودفسکی ، گلوبال ریسرچ ٢٠٠۵ ( ١٣٨٤)
(٤) بخش فارسی بی بی سی ١٠ ژوئیه ٢٠٠٦ (۲٠ تیر ١٣٨۵)
(۵) بارنت روبین: مركز تروريسم به پاكستان نقل مكان كرده است (چهارشنبه، ۲۲ قوس، ۱۳٨۵)
(٦) بخش خبر سایت آ. س اشاره: این پژوهش در مورد قطعنامه ١۳۷۳ شورای امنیت سازمان ملل انجام یافته، که موارد نقض شده آن توسط جمهوری اسلامی پاکستان برجسته گردیده است. همچنان به عدم پیگیری ابهام آمیز این قطعنامه به وسیله شورای امنیت سازمان ملل متحد نیز اشاره شده است.
ازین پژوهش دو نسخه جداگانه هم به آقایان "کای آیده" فرستاده ویژه سازمان ملل متحد در افغانستان، و "رنگین دادفر سپنتا" وزیر امور خارجه افغانستان تقدیم شده است.
قابل ذکرست که این پژوهش پیش از کناره گیری پرویز مشرف از قدرت انجام شده است.
دوم : شواری امنیت همچنین تصمیم می گیرد، که همه کشور هاباید :
الف: از ارائه هر گونه پشتیبانی فعال یا غیرفعال به نهادها یا به اشخاصی که در تروریسم دخالت دارند، خودداری کنند. از جمله چنین اقداماتی موقوف کردن عضوگیری گروه های تروریستی و ازبین بردن عرضه اسلحه به تروریست ها می باشد.
نقض بند الف توسط پاکستان
در منطقه مرزي شمال غربي پاکستان، مدرسه حقاني قرار دارد. حقاني يکي از بنيادگراترين مراکز آموزش مذهبي پاکستان است، که در اصطلاح مدرسه ناميده مي شوند. بسياري از رهبران طالبان و شخص محمد ملا عمر در اين مدرسه تربيت شده اند. اين مدرسه قرائت خشن و بسيار محافظه کارانه اي از قوانين اسلامي ارايه داده است. نظام طالبان در افغانستان اين قرائت را به کار گرفت.
مولانا سمیع الحق مدير مدرسه با افتخار بيان مي دارد که روزي که طالبان جنگجويان جديد طلب کنند، مدرسه را تعطيل خواهد کرد و تمام دانش آموزان را گسيل مي دارد تا اسلحه به دست گيرند. بنابراين، به هر حال نام آکورا ختک تجسم آن چيزي است، که جهانیان از آن بيم و نفرت دارند. در اين منطقه بيش از همه چيز چنان جو ضدغرب مسلط می باشد، که هر فرد حاضر است بدون مزد و صرف آنچه آنها رضای خدا می دانند، با غربی ها بجنگد.
وقتی از مولانا سمیع الحق پرسیده می شود که آیا نگران اقدام مشرف علیه مراکز بنیاد گرا نیست که به غربی ها وعده داده تا آنها را از بین ببرد؟، می گوید: "اين مطالب تنها براي مصرف آمريکايي ها است. اينها چيزي جز بيانيه هاي مطبوعاتي نيستند، و هرگز هيچ اتفاقي روي نخواهد داد." وی در ادامه می افزاید: "گسترش ايدئولوژي اسلامي وظيفه ما است. تعاليم، البسه و کتاب ها را رايگان تهيه مي کنيم. همچنين مي توانيم افراد را به طور رايگان اسکان دهيم. تنها ما هستيم که بيچارگان را آموزش مي دهيم و به جهاد میفرستیم."
کولين پاول و دونالد رامسفلد وزرای امور خارجه و دفاع پیشین آمريکا، در مورد سياست خارجي ديدگاه مشترکي نداشتند. اما در رابطه با تهديد ناشي از مدارس، باهم موافق بودند. در سال ٢٠٠٣ (١٣٨٢) آقاي رامسفلد این پرسش را مطرح کرد، که "آيا ما به راستي در حال دستگيري، کشتن، خنثي کردن يا متقاعد کردن اسلامگراياني هستيم، که هر روز بيش از پيش به مدارس و روحانيون بنيادگرا مي پيوندند و بر ضد ما تعليم می بینند ؟" يک سال بعد آقاي کولين پاول مدعي شد، که اين مدارس خاستگاه "بنيادگرايان و تروريست ها" هستند.
ارتباط بين مدارس و تروريسم بين المللي کاملا آشکاراست، و مدارس در پاکستان چيزي جز مراکز آماده سازي القاعده نيستند. چراکه بسياري از آنها داراي رويکردي بنيادگرا و جزم نسبت به متون مقدس مي باشند، و تعداد بيشماري از آنها به جريانات بسيار خشک تفکر اسلامي وابسته هستند. البته بخش اندکي از اين مدارس هم، شاگردانشان را براي زندگي در جامعه اي مدرن و متکثر آماده مي کنند.
اين نکته نيز درست است، که برخي مدارس مي توانند به طور مستقيم با بنيادگرايي اسلامي و انفجار اتفاقي خشونت در ارتباط باشند. همان طور که يشيواها ( مدارس مذهبي يهوديان) و گروه هاي کرانه باختري رود اردن به واسطه خشونت عليه فلسطينيان شناخته مي شوند و ديرهاي صربستان به جنايتکاران جنگي پناه داده بودند، تخمين زده مي شود که حدود پانزده درصد مدارس پاکستان جهاد خشونت بار را پيشنهاد مي کنند. کمااینکه تعدادي از آنها تمرين هاي نظامي زيرزميني را سازمان دهي مي کنند. همچنین طلاب مدارس در جهاد افغانستان و کشمير شرکت کرده، و به ويژه شيعيان اقليت کراچي را در مورد خشونت قرار داده اند.
به عنوان نمونه، اين مسئله با تحليل بسيار موشکافانه مارک سژمن مامور پيشين سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (سيا) از جهادگرايي فراملي مرتبط است. او در شماره اي از"درک شبکه های ترور"، زندگينامه صد و هفتاد و دو تروريست مرتبط با القاعده را بررسي کرده است. در نتايج به دست آمده، بي ترديد نمونه هايي از فارغ التحصيلان مدارس بنيادگرا نيز وجود دارند، که به القاعده پيوسته باشند.
مثلا مولانا مسعود اظهر رئيس سازمان جهادي "جيش محمد" و همکار مستقيم بن لادن تحصيلات اوليه خويش را در مدرسه "بينوري تاون" در کراچي به پایان رساند، که از لحاظ سياسي بسيار متعهد است. طالبي که به خاطر شرکت در سوء قصد عليه همراهان رئيس جمهور پرويز مشرف در سال ٢٠٠٣ (١٣٨٢)، تحصيلاتش را در مدرسه اي ديگر رها کرد.
مهمترين مدرسه در کراچي دارالعلوم نام دارد، که هتلي پنج ستاره و مجتمع دانشگاهي سطح بالايي را در چمنزارهاي وسيعش در اختيار دارد. سالن هاي رايانه و کلاس هاي آراسته این مدرسه مرتب و موفق، در باغ ها و نخلستان هاي شاداب قرار دارند. در گرداگرد این باغ ها و نخلستان ها و درحصار داربست ها، کتابخانه ها و خوابگاه هاي جديد از زمين سردرآورده اند.
در داخل مدرسه، فضایی کوشا و جدي بر درس حاکم است. طلاب با نظم خاصي روي فرش نشسته اند و مشغول خواندن قرآني هستند، که بر روي ميزهاي کوچک چوبي روبروي آنها گشوده شده است.


قبلا در افغانستان حملات انتحاری را گناه می دانستند. اما طالبان به سرپرستی ملا دادالله توانست با سفرهای متعدد و ملاقات با سران القاعده و پروژه پخش نوارهای ویدیویی توجیهی، این راهکار را برای اولین بار در افغانستان به منصه ظهور برساند


در سالن هاي ديگر آنها با دقت به سخنان مولاناي سالخورده اي گوش مي دهند، که تفسيرش از آيات قرآن، حديث و سنت هاي پيامبر را برايشان بازگو مي کند. سالن رايانه مملو از مردان ريش داري است که در حال استفاده از نسخه هاي اردو و عربي نرم افزارهای مایکر سافت و ویندوز، در مورد ابهامات رايانه با يکديگر بحث مي کنند. طلاب سال آخر بايد رساله شان را با کمک رايانه بنويسند، و چاپ کنند. واضح است که ديگر مدارس، تا اين حد تجهيز نشده اند. اکثر طلاب بسيار مشتاق و باهوش هستند. اما هنگامي که از يکي از آنها پرسیده می شود که با پخش صوت جديدش چه موسيقي ای گوش مي دهد، با خشم می گوید که دستگاه را فقط براي شنيدن موعظه به کار مي برد. چراکه در اینجا هر نوع موسيقي ممنوع است.
تمام اين موارد در کشوری روی مي دهد که ادعا مي کند با ايالات متحده امريکا درجنگ عليه تروريزم بوده، و تا کنون به عنوان بخشی از "تعهد دراز مدت امريکا به پاکستان" ١٠ مليارد دالر کمک از دولت بوش دريافت داشته است.
اما باید دانست که رهبران طالبان و پيروان آنها نه در دشت های لم يزرع افغانستان پراگنده اند، و نه در غارهای مناطق دور افتاده سکنی گزيده اند. آنها آشکارا در شهر بزرگ کويته فعاليت مي کنند، و کنترل چندين محلهً آن را در اختيار دارند. سياستمداران محلی هم به نفع آنها سخنرانی کرده، و برایشان اعانه و کمک جمع آوری مي کنند. وقتی هم که برای حمله به نيروهای دولتی افغانستان عازم مي شوند، نه بصورت يک به يک و يا دو به دو، بلکه درگروه های چند ده نفری با بس (اتوبوس) از مرز مي گذرند و نيروهای مرزی پاکستان هم برای آنها دست تکان مي دهند. در چند ماه گذشته همين افراد در چندين حمله مختلف، غير نظامی ها، سربازان افغانی و نيز چندين سرباز آمريکايی را کشته اند.(١)
در نيمه ژوئیه ٢٠٠٣ (اواخر تیر ١٣۸٢) آقای خليل زاد نمايندهً ويژه پیشین رئيس جمهور بوش در امور افغانستان، در يک کنفرانس مطبوعاتی گفت : "پاکستان بايد تمام تلاش های خويش را به خرج دهد، تا جلو عبور طالبان را از خاک افغانستان بگيرد . ما صد فيصد، نه پنجاه فيصد، تضمين مي خواهيم. ما مي دانيم که طالبان در کويتهً پاکستان برنامه ريزی می شوند." (١)
همچنان ژان ماری گينو معاون دبيرکل سازمان ملل متحد در امور حفظ صلح، تاکيد کرد: "برغم تلاش های انجام شده، هنوز بسياری از عوامل نا امنی و بی ثباتی در افغانستان باقی است." وی ريشه اين ناامنی ها را حملات تروريستی و عمليات نفوذ از مرز پاکستان توسط افراد مظنون به عضويت در طالبان، القاعده و ساير پيکارجويان دانسته است.
فليپو گراندی نماینده امور پناهندگان سازمان ملل متحد در افغانستان نيز، خاطرنشان کرد که علايم نگران کننده ای دراين کشور به مشاهده مي رسد. وی هشدار داد که در جنوب افغانستان خطر و تهديد طالبان و القاعده همچنان باقی است، و آنان در حال تصرف بخش هايی از اين کشور هستند.(٢)
ب: اقدامات لازم را در جهت جلوگیری از ارتکاب اعمال تروریستی از جمله دادن هشدار اولیه به سایر کشورها از طریق مبادله اطلاعات، اتخاذ کنند .
نقض بند ب توسط پاکستان
از بعد از شکست طالبان در افغانستان و سرنگونی امارت طالبی در این کشور تاکنون، آنها بیکار نبوده اند. بلکه دست به فعالیت های موثر از جمله تشکیل شورایی ده نفره در کویته پاکستان زدند. دراین شورا افراد زبده طالبان از قبیل مولوی جلال الدین حقانی، ملا دادالله، ملا عبیدالله، ملا عبدل کبیر و. عضویت پیدا کردند.
این افراد با داشتن برگ برنده شعار دینی "جهاد"، با سران قبائل در هر دو طرف مرز به مفاهمه رسیدند. همچنین همفکران طالب خود در ایالت سرحد و در داخل پاکستان را، به همکاری و جهاد دعوت کردند.
حاجی عمر رهبر طالبان پاکستانی دراین رابطه چنین می گوید: "آنها با دولت پاکستان قرارداد کرده اند که با حکومت مرکزی این کشور جنگ نکنند، اما به نبرد علیه نیروهای خارجی در افغانستان ادامه دهند." همچنان در آخرین موافقتنامه دولت پاکستان با طالبان، بیت الله محسود دیگر رهبر طالبان پاکستانی گفته است که هر چند با دولت این کشور توافق صلح امضا کرده است، اما به جهاد در افغانستان ادامه می دهد.
قبلا در افغانستان حملات انتحاری را گنا ه می دانستند. اما طالبان به سرپرستی ملا دادالله توانست با سفرهای متعدد و ملاقات با سران القاعده و پروژه پخش نوارهای ویدیویی ای توجیهی که این حملات در عراق موثر افتاده و باید در افغانستان نیز راه اندازی گردد، این راهکار را برای اولین بار در افغانستان به منصه ظهور برساند. همچنین توانست که برای ترویج این عمل افرادی را از گروه های پاکستانی، ازبکستانی، و کشورهای عربی که در مدارس پاکستان مصروف آموزش های افراطگری هستند، آماده بسازد. بدینسان حملات سازمان داده شد.
شبه نظاميان اسلامگرا در پاكستان، از توافق صلح اخير با دولت استفاده كردند. به این مفهوم که مواضع خود را تقويت كرده اند، پايگاه هاي آموزش بمبگذاران انتحاريشان را گسترش داده اند، و اتحاد خویش را با القاعده و جنگجويان خارجي قوت بخشیده اند.
منابع آگاه می گویند منطقه وزيرستان شمالي در پاكستان كه شبه نظاميان آن با دولت پيمان صلح امضا كرده اند، اكنون به محلي براي جذب جنگجويان خارجي تبديل شده الست. جنگجويانی كه چالشي براي دولت پاكستان نيستند، اما كنترل منطقه را به دست گرفته اند و نفوذ خود را به مناطق اطراف گسترش داده اند.
از ابتداي امسال تا كنون بيش از ١٠٠ رهبر محلي و طرفدار دولت يا جاسوس آمريكا، در اين منطقه سر بريده شده اند. اين يكي از ابزارهاي شبه نظاميان براي تحميل آن چيزي است، كه پرويز مشرف آن را"طالبانيزه شدن خزنده خوانده است". يك سفير غربي در پاكستان كه نخواسته نامش فاش شود، به نيويورك تايمز گفت: "شبه نظاميان در حال تصرف اين منطقه هستند، و بسيار تهاجمي شده اند."
ديپلمات هاي غربي در پاكستان هشدار مي ‌دهند كه اگر اين شرايط ناديده گرفته شود، وقايع دهه ١۹۹۰ (١٣٧۰) افغانستان تكرار مي ‌شود. در آن سال ها مناطقي از خاك افغانستان به حال خود رها گردید و عدم حضور و كنترل دولت موجب شد، تا طالبان اين مناطق را تصرف كرده و دولت تشكيل دهند. دولت پاكستان بعد از درگيري هاي پي در پي در مناطق قبيله نشين و مرزي اين كشور به ويژه در وزيرستان شمالي، با اين نيروها قرارداد صلح امضا كرد. نيروهاي پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) مستقر در افغانستان مي ‌گويند از ۵ سپتامبر ٢٠٠۵ (١۵ شهریور ١٣۸٤) كه دولت مشرف با شبه نظاميان توافق صلح امضا كرد، حملات از مرز پاكستان به خاك افغانستان بيشتر شده و تحركات شبه نظاميان نشان از حمايت شدن آنها از آن سوي مرز دارد.
حامد كرزي رئيس جمهوري افغانستان در سخنراني خود با صدايي لرزان، چشماني اشك آلود و حالتي حاكي از تاسف گفت: "كودكان افغاني به واسطه‌ بمب‌هاي آمريكا و ناتو و تروريست‌هايي كه از پاكستان مي‌آيند، كشته مي ‌شوند". وي در اين سخنراني احساساتي كه حاضران را نيز به گريه انداخت، افزود: "ظلمي كه بر مردم افغانستان روا مي ‌شود، بسيار زياد است و افغانستان نمي‌ تواند اين ائتلاف را نسبت به كشتن كودكان افغان متوقف كند. ما نمي‌توانيم مانع ورود تروريست‌ها از پاكستان شويم. ما نمي‌ توانيم از بمباران تروريست‌ها توسط ائتلاف جلوگيري كنيم. كودكان ما به همين دليل جان مي ‌دهند." رئيس جمهوري افغانستان با يادآوري كشتار كودكان در بمباران ناتو، افزود: "ظلم در بالاترين سطح رسیده، اين ظلم بسيار زياد است."
ج: از پناه دادن به کسانی که اعمال تروریستی را تامین مالی می کنند، یا نقشه های کار را طراحی می نمایند، یا از آنها حمایت به عمل می آورند، یا خود مرتکب اینگونه اعمال می شوند و یا به آنها امان می دهند، خود داری کنند.
نقض بند ج توسط پاکستان تحقیقات انجام شده در مورد وضعیت کنونی در افغانستان و پاکستان نشان می دهد که کمک های زیادی به فعالیت های شورشی ای صورت گرفته است، که منا فع پاکستان را به بهترین وجه تامین می کنند. قاری محمد یوسف سخنگوی طالبان در مناطق کویته و چمن ایالت بلوچستان پاکستان آزادانه گشت و گذار می کند. او با مطبوعات دید و وادید دارد، و در مورد طالبان معلومات ارائه می کند. وی شماره تیلفون محلی دارد، و در مورد وقایع طالبان به خبرنگاران پاسخ می دهد.
رضا بچه یک فرمانده تازه به شهرت رسیده طالبان که در ولایت هلمند فعالیت دارد، می گوید اگر من از سرحد گذشته و به کویته بروم، مرا بزودی دستگیر می کنند. اما چرا صحبت تیلفونی قاری یوسف تعقیب، و خودش دستگیر نمی شود؟
عبیدالله فرمانده دیگر طالبان است، که از قرار معلوم ساحه فعالیت های او نسبتا محدود می باشد. افراد وی را اکثرا "مهاجرین افغان در اردوگاه های پاکستان" تشکیل می دهند. هریک از این افراد ماهانه ١٠ هزار کلدار معاش می گیرد. اما طالبان از ملا عبیدالله فاصله می گیرند.
رضا بچه با توجه به فرماندهی که در جنوب غرب افغانستان فعالیت دارد، می گوید طالبان خرسند هستند از اینکه دستگاه مشخص پاکستانی مجددا "برنامه کاری طالبان را فعالانه تنظیم می کند." آنها هیچگاهی از رهبری طالبان اوامر و دایرکتیف (رهنمود) نگرفته ا ند، اما برعکس هدایات و پول شان را از دستگاه پاکستانی بدست می آورند.
اداره استخبارات بریتانیا ضمن اینکه مداخله پاکستان در امور افغانستان را تائید می کند، به این باور است که دخالت پاکستان دراین کشور شکل دیگری بخود گرفته است. این اداره جاسوسین پرویز مشرف رئیس جمهور پاکستان رابرای حمایت از تروریزم و افراطیت، متهم می سازد. اداره استخبارات پاکستان "آی اس آی" گروهی را بنام "جیش المسلمین" برای شکستن نفوذ و قدرت ملاعمر بر طالبان، به میان آورده است.
جیش المسلمین شبکه ای را در افغانستان تاسیس کرد. اما اکثر آنها که مدتی پول و آموزش زیاد بدست آورده بودند، گروه اصلی خود را ترک کرده به طالبان مبدل شدند. دراین مقطع دستگاه آی اس آی گروه دیگری متشکل از طالبان (نیک) را تشکیل دادند، که اکثر انها از مناطق چمن و سپین بولدک جذب شده بودند. این گروه فعالیت خود را تحت رهبری ملا عبدالرزاق آغاز کرد، و برای نخستین بار با پاکستان مذاکره نمود تا زمینه متارکه مساعد گردد. تمامی این ابتکارات بدون مشورت با ملاعمر صورت می گرفت .( ٣)
د: مانع استفاده از قلمرو خود بر ضد سایر کشورها و یا شهر وندان خود توسط کسانی شوند که اقدامات تروریستی را تامین مالی، طراحی، و تسهیل می کنند و یا انجام می دهند .
نقض بند د توسط پاکستان
گيري شرون افسر سابق استخبارات نظامي پاکستان (آي.اس.آي) مي گويد: "اسامه بن لادن در پاکستان است و شايد مشرف در باره موجوديت او در آنجا معلومات نداشته باشد، و يا نخواهد معلومات داشته باشد. من تنها مي توانم حدس بزنم. ولي حدس من بر تقريباً بيش از بيست سال تجربه کاري ام با آي.اس.اي استوار است. به عقيده من در يکي از سطوح، شايد در سطح سرهنگ های آي.اس.آي، افرادی باشند که بدانند بن لادن در کجاست."
طبق گزارش سي. حدود پانزده درصد مدارس پاکستان، جهاد خشونت بار را پيشنهاد مي کنند
ان.ان وقتي که گيري توسط کوفر بليک مدير بخش استخبارات در سیا به افغانستان ارسال مي شد، بليک از او خواست تا سر بن لادن را در يک صندوق به آمريکا بياورد.
کتاب شرون تحت عنوان "اولين داخل شوندگان: تشريحات يک افسر سیا در باره جنگ عليه ترور در افغانستان" به نشر رسيده است. او ادعا دارد که دو نقشه را براي دستگيري و يا قتل بن لادن طرح نمود. يکي در سال ١۹۹۸ (١٣٧٧) و ديگري يک سال بعد از آن، ولي در هردو بار طرح او توسط سیا و قصرسفيد رد شد.


ماموريت شرون در افغانستان تحت نام "شفري جابريکر" انجام شد. او با استفاده از پول، تماس و به کارگيري مامورين سیا و نيروهاي ويژه آمريکايي به خاطر تعيين هدف براي نيروي هوايي آمريکا، زمينه سقوط سريع طالبان را مساعد ساخت. وقتي که توره بوره مورد حمله قرار گرفت، بن لادن به پاکستان فرار نمود.
وقتي از شرون در باره موقعيت فعلي بن لادن پرسيده شد، گفت: "بن لادن در منطقه قبايلي شمال پشاور در نزديکي مرز با افغانستان زندگي مي کند، که يک محله کوهستاني و پوشيده از جنگل است. نيروهاي نظامي آمريکا اجازه ندارند به اين منطقه داخل شوند." به گفته شرون ارتش پاکستان به جاي اينکه در شمال پشاور دست به عمليات بزند، به وزيرستان جنوبي لشکرکشي کرد. اين عمليات ناکام ماند، و آنها تلفات شديــد ديدند. آنهـــا مي دانستند بن لادن در آنجا نيست. ولي مي خواستند با دستگيري چند عضو القاعده، آمريکا را خوش بسازند.
به عقيده شرون مشرف نمي داند و حتي نمي خواهد بداند، که بن لادن در کجاست. چراکه از عواقب عکس العمل سياسي دستگيري بن لادن در هراس است. زیرا با افشاي خبر مرگ و يا دستيگري بن لادن، مناطق قبايلي پاکستان به شورش دست خواهند زد. شرون همچنین خاطرنشان کرد که فلسفه اعتقادي طالبان در مناطق قبايلي پاکستان بسيار مقبول بوده، و آن ها بن لادن را به نظر يک قهرمان مي بينند. چراکه او در جهاد عليه شوروي ها سهم گرفت، و چندين بار هم باعث شرمساري امريکا گرديده است. به اعتقاد شرون هر قدر جايزه براي دستگيري بن لادن بزرگ باشد، او دستگير و تسليم داده نخواهد شد. بنابراین تا وقتي که در آنجا باشد، پيداکردنش نا ممکن خواهد بود. شرون معتقد است که این وظيفه امريکاست، تا راهي را براي تشويق مشرف به جستجو و دستگيري رهبر القاعده پیدا کند.(٤)
در عین حال وزير دولت مرکزى پاکستان حزب مذهبى کشور خود ( جماعت اسلامى ) را، به آموزش انتحار کنندگان و تروريستان متهم نمود . داکتر شيرافگن وزير پیشین امور مجلس پاکستان به تاريخ ٢٣ عقرب/آبان ١٣۸۵ (١٣ نوامبر ٢۰۰٦) طى سخنرانى اش به مجلس گفت، که حزب جماعت اسلامى به رهبرى قاضى حسين احمد در مناطق قبايلى مراکز آموزش انتحار کنندگان و تروريستان را ايجاد نموده است.
موصوف اين اظهارات را در مجلس و حين بحث در مورد واقعه آژانس باجور ایراد نمود . وی همچنان گفت که جماعت اسلامى مدرسه باجور را ظاهراً براى آموزش دينى اعمار نموده بود، اما درعقب پرده انتحار کنندگان و تروريستان در آن تربيه مي شدند.
ايتاليا هم گفته است که بعد از دستگيرها در لندن، پليس اين کشور نيز چهل نفر را دستگير کرده است که همگی شهروندان پاکستانی هستند. اين افراد، با گروه های افراطگرای مذهبی ارتباط دارند. گفته شده است که بعضی از دستگير شدگان پاکستانی، مربوط به گروه غيرقانونی لشکر طيبه در پاکستان می باشند.(۵)
در عین حال همانگونه که پیشتر اشاره شد حاجی عمر که رهبری طالبان در وزيرستان جنوبی را به عهده دارد، گفته که آنها با دولت پاکستان قرارداد کرده اند که با حکومت مرکزی اين کشور جنگ نکنند. اما به نبرد عليه نيروهای خارجی در افغانستان ادامه دهند. اين جنگسالار پاکستانی خاطر نشان کرده که تا وقتی نيروهای خارجی (آيساف و ائتلاف بين المللی) در افغانستان حضور دارند، او و همرزمانش به "جهاد" عليه اين نيروها ادامه خواهند داد. وی همچنين اين خبر را تاييد کرد که جنگجويانی از مناطق قبايلی پاکستان، در کنار طالبان در افغانستان حضور دارند. حاجی عمر همچنان گفته همان طور که آمريکا، بريتانيا و پاکستان متحد شده اند، افراد طالبان نيز در مناطق قبايل آزاد پاکستان با اشخاصی که او آنها را "مجاهد و طالبان افغان" خواند، اتحاد کرده اند. وی اظهار داشته: "کسانی که با ما می جنگند، ما هم با آنها می جنگيم."
حاجی عمر در سال ٢۰۰٤ (١٣۸٣) و بعد از کشته شدن نيک محمد رهبر سابق طالبان پاکستانی به دست نيروهای ائتلاف در افغانستان، رهبری طالبان پاکستانی را به عهده گرفت. او همچنين در مورد اين اظهار نظر که "پاکستان نمی خواهد جنگجويان پاکستانی در افغانستان بجنگند"، گفته است: "ما به خواست حکومت پاکستان عمل نمی کنيم، بر اساس اسلام و شريعت عمل می کنيم. بر اين اساس ما در هر کشوری خواهيم جنگيد "
حاجی عمرهمچنان گفته است در بين جنگجويان طالبان، شمار زيادی از جنگجويان پاکستانی پشتون تبار مشغول نبرد هستند. وی افزوده که از زمان مبارزه با شوروی سابق در افغانستان، افراد او همچنان مسلحند و اکنون هم از همان پايگاه های زمان شوروی استفاده می کنند. وی در پاسخ به اين پرسش که آيا مستقر شدن ارتش پاکستان در مرز اين کشور با افغانستان فعاليت طالبان پاکستانی را محدود نخواهد کرد، پاسخ داده: "هيچ نيرويی ما را از رفتن به افغانستان باز نخواهد داشت. راه های زيادی وجود دارد، که می شود پنهانی به افغانستان رفت".(٦)
پانویس ها
(١) بخش فارسی بی بی سی ١۵ ژوئیه ٢۰۰٣ (٢۵ تیر ١٣۸٢)
(٢) بخش فارسی بی بی سی ٢۹ اکتوبر ٢٠۰۵ (۸ آبان ١٣۸٤)
(٣) سایت خبری خاوران ١٢میزان/مهر ١٣۸۵ (٣ اکتبر ٢۰۰٦)
(٤) اسامه در پاکستان است/ پیام مجاهد
(۵)بخش فارسی بی بی سی شنبه ١٢ اوت ٢۰۰٦ (٢٢ مرداد ١٣۸۵)
(٦) بخش فارسی بی بی سی پنج شنبه ١٧ اوت ٢۰۰٦ (٢٧ مرداد ١٣۸۵) قابل ذکرست که این پژوهش پیش از کناره گیری پرویز مشرف از قدرت انجام شده است. ه: از این امر اطمینان حاصل کنند که هر کس در تامین مالی، طراحی، آماده سازی یا ارتکاب اعمال تروریستی و یا پشتیبانی از اعمال تروریستی شرکت دارد، به دست عدالت سپرده شود. علاوه بر سایر تدابیر علیه این اقدامات، از این امر اطمینان حاصل کنند که این قبیل اعمال تروریستی به عنوان جرائم جنائی جدی در قوانین و مقررات داخلی محسوب شود، و مقررات حسب المقرر بازتاب شدت این قبیل اعمال تروریستی باشد.
نقض بند ه توسط پاکستان
در اوایل دسامبر ٢۰۰١ (اواسط آذر ١٣۸۰) آمریکا ٣۹ گروه را تروریست شناخت، و از جمله پنج گروه تروریستی مقیم پاکستان یعنی لشکر طیبه، جیش محمد، حرکت المجاهدین، حرکت الجهاد اسلامی و الرشید را در فهرست گروه های تحت تعقیب قرار داد. این پنج گروه برای الحاق کشمیر هند به پاکستان مبارزه می کنند، و حامیان مهم طالبان در افغانستان محسوب می شوند. اسامی گروه ها وسازمان های که در فهرست سازمان ملل به آنها اشاره شده است، به قرار زیر می باشد:
  • کمیته حمایت افغانستان
پشاور پاکستان
تاریخ شمولیت در لست القاعده و طالبان سازمان ملل ١١ ژانویه ٢٠٠٢ (٢٢ دی ماه ١٣۸۰)
  • سازمان کمک علمای پاکستان
کیتاب غر، دارالفتاح، ارشاد، نظیم آباد کراچی، پاکستان
بلاک ١٣ گلشن اقبال کراچی
مسجد جامعه سلیمان پارک
تاریخ شمولیت در لست القاعده و طالبان سازمان ملل ٢٤ آوریل ٢٠٠٢ (۵ اردیبهشت ١٣۸١)
  • شرکت بین المللی الخطر (الخطر ترست انترنیشنل)
تاریخ شمولیت در لست القاعده و طالبان سازمان ملل متحد ١٧ اوت ٢۰۰۵ (٢٧ مرداد ١٣۸٤)
نشانی: گلشن اقبال بلاک ٢ کراچی، پاکستان
اسلام میرپور خاس، تندو جان محمد
  • بنیاد الرحمن (الرحمن فوندیشن)
تاریخ شمولیت در لست القاعده و طالبان سازمان ملل متحد ٢٦ اوت٢۰۰٤ (۵ شهریور ١٣۸٢)
نشانی: خانه ٢٧۹ سرک نظام الدین - ف ١٠ /١ اسلام آباد پاکستان
  • شرکت الرشید (الرشید ترست)
نشانی دارالفتاح نظام الدین کراچی، پاکستان
مسجد جامعه سلیمان پارک
چوک یادگار پشاور، پاکستان
تاریخ شمولیت در لست القاعده و طالبان سازمان ملل متحد ٦ اکتوبر ٢٠٠١ (١۵ مهر ١٣۸۰)
  • بنیاد امداد جهانی (گلوبل رلیف فوندیشن)
نشانی سرک شماره ۵٤ بخش ف- اسلام آباد، پاکستان
تاریخ شمولیت در لست القاعده و طالبان سازمان ملل متحد ٢٢ اکتوبر ٢۰۰٢ (١ آبان ١٣۸١)
  • جیش محمد
پاکستان
تاریخ شمولیت در لست القاعده و طالبان سازمان ملل متحد ١٧ اکتوبر ٢۰۰١ (٢٦ مهر ١٣۸۰)
  • شرکت رابطه (رابطه ترست)
خانه ۹ منزل دوم سرک وحدت لاهور، پاکستان
تاریخ شمولیت در لست القاعده و طالبان سازمان ملل متحد ١٧ اکتوبر ٢۰۰١ (٢٦ مهر ١٣۸۰)
  • جمعیت امداد میراث اسلام (ریلیف اف اسلام هیریتج سوسایتی)

پاکستان
تاریخ شمولیت در لست القاعده و طالبان سازمان ملل متحد ١١ ژانویه ٢٠٠٢ (٢٢ دی ماه ١٣۸۰)
  • سازمان وفا (وفا اورگانیزیشن)
نشانی : سرک ۵٤ ، فاز ٢ هیات آباد پشاور، پاکستان
تاریخ شمولیت در لست القاعده و طالبان سازمان ملل متحد ٦ اکتوبر ٢٠٠١ (١۵ مهر ١٣۸۰)
با وجود آنکه این سازمان ها وموسسات در فهرست کمک رسان های تروریستان ثبت می باشند، ولی همین اکنون بصورت فعال در پاکستان به اقدامات می پردازند.
کرس الکسندر مامور عاليرتبه سازمان ملل متحد در امور افغانستان، سال گذشته گفت: "اگر حملات شورشي ها در سال آينده دو برابر سال جاري شود و تعداد بيشتر فرماندهان و افراد جنگديده از مرز گذشته و به افغانستان داخل شوند، سوالات زيادي مطرح خواهد شد. تلفات جنگي امسال سه برابر تلفات در سال گذشته شده است. ما با مشرف ملاقات نموده و او با ما موافق بود، که طالب سازي براي کشورش و افغانستان هر دو مضر است.


وی به يک نوع جنگ با طالبان درگير مي باشد. جان مسئله اين است که آنها (دولتمردان پاکستان) بايد وادار شوند تا عليه طالبان که از کويته به حملات عليه افغانستان دست مي زنند، اقدام نمايند. برداشت من اين است که هر وقت پاکستان به دادن پناه به اکثريت اعضاي رهبري طالبان و فراهم آورن زمينه آموزش نظامي برای طالبان متهم مي شود، سر و صداي زياد راه انداخته، هر چيز را انکار نموده و خواهان دلايل وشواهد مي گردد. همچنین افغان ها را متهم مي کنند، که قادر به بهبود وضعيت در داخل کشور شان نيستند. اما شواهد انکار ناپذير اند. واقعيت اين است که ديگر در مورد شواهد صحبت نمي کنيم. ما در اين مــورد صحبت مي کنيم، که بايد چه بکنيم و کار را چطور انجام دهيم."
وی در ادامه افزود: "بيائيد بي پرده حرف بزنيم. همه عوامل بي ثباتي و حتي قسمت اساسي آن در سر زمين افغانستان وجود نداشته، و افغان ها به آنها کنترولي ندارند. طالبان در سال ٢۰۰١ (١٣۸۰) از قدرت کنار زده شدند، ليکن ساختار رهبري آن ها دست ناخورده باقي ماند. رهبري طالبان به پاکستان انتقال نمود. آن ها به کارهاي خود سروسامان دادند. آنها که يک گروه نا منظم و از هم پاشيده بودند، در بين سال هاي ٢۰۰١ و ٢۰۰٢ (١٣۸۰ و ١٣۸١) در اختفا به سر مي بردند. اما به خاطر اينکه کسي بازداشتشان نکرد و در محيط جديد کسي با آنها مقابله ننمود، خود را منظم ساخته و اکنون نيرومندتر شده اند. تلاش آنها براي سازمان دادن شورش از وراي مرز، دادن آموزش به بمب گذاران و راه اندازي عمليات انتحاري در افغانستان که در گذشته در اين کشور سابقه نداشته است، نسبت به سال ٢۰۰٣ (١٣۸٢) شديد تر شده است. اين يک چالش جدي می باشد."


آقای الکسندر همچنین خاطرنشان کرد: "در سال ٢۰۰۵ (١٣۸٤) در حدود ۹٧٠ تن از نيروهاي غير نظامي، پوليس، قوماندان هاي محلي و طالبان کشته شدند. اما در نيمه اول سال ٢۰۰٦ (از ابتدای زمستان ١٣۸٤ تا آخر بهار ١٣۸۵) تلفات به ١٦٠٠ تن بالا رفته است، و ميزان آن سه چند تلفات سال گذشته مي باشد. ما پيش بيني مي کرديم که جنگ صورت مي گيرد و شورشي ها فعال مي باشند، اما فکر نمي کرديم عمليات تا اين حد شديد و تلفات بالا باشد."
پرويز مشرف رييس جمهور پاکستان اعتراف می کند، که طالبان در پاکستان وجود دارند. هرچه باشد اين نهضت اسلامگرا از قبايل پشتونی برخاسته، که ساکن مناطق مرزی پاکستان و افغانستان هستند.
در پی اين ادعا که دست کم يکی از بمبگذاران لندن سال گذشته در يکی از مدارس اسلامی پاکستان حضور يافته است، اين مدارس يک بار ديگر از جانب دولت انگلیس هدف انتقاد قرار گرفتند.( ١)
و: در ارتباط با تحقیقات جنائی یا جریان رویه جنائی در زمینه تأمین مالی یا پشتیبانی از عمال تروریستی، بیشترین همیاری را به یکدیگر مبذول دارند. از جمله این موارد یاری در کسب شواهد و قرار دادن آنها در اختیار کسانی است، که برای ادامه جریان رویه لازم به آنها نیاز دارند.
نقض بند و توسط پاکستان
در اینجا توجه تان را به شواهدی که توسط یک کارشناس آمریکایی در مجلس سنای این کشور پیشکش گردید، جلب می کنم. بارنت روبن دانشمند امريكايي روز ٢٠ سپتمبر ٢٠٠٦ (٣۰ شهریور ١٣۸۵) در جلسه استماعيه "كميته روابط خارجي" مجلس مورد اشاره شهادت داد، که "مشكل افغانستان يك مشكل خاص افغاني نيست.


اين مسأله برعلاوه اينكه ارتباط به تروريزم جهاني دارد، يك مسأله مشترك افغانستان- پاكستان نيز مي باشد. مركز جهاني تروريزم اكنون در پاكستان قرار دارد. در آنجا بود كه طرح حمله به انگليس چيده شد، و بن‌لادن در آنجا پنهان شده است. اين بدان مفهوم است كه مركز قومانده طالبان در مركز ايالتي يكي از ايالات چهارگانه پاكستان قرار دارد. مركز قومانده آنها در مغاره اي در كوه ها نیست، و در كنار مرز قرار ندارد. بلكه در مركز ايالتي يكي از ايالات چهارگانه آن كشور می باشد."
وی در ادامه شهادت خود افزود: "نظر به تحليل سازمان هاي امنيتي افغان و بين المللي مستقر در كابل، دولت پاكستان كاري در جهت برهم زدن قومانده طالبان كه در خاك آن كشور مستقر می باشد، انجام نداده است. جناب رئيس! اين واقعيت كه مركز قومانده طالبان در پاكستان قرار دارد و آن ها در آن جا پناهگاه دارند، يگانه دليل وجود شورش در افغانستان نيست. دولت افغانستان ناكامي هاي زيادي داشته، و چنين چيزي توقع برده مي شد. زيرا اين دولت ضعيف ترين دولت در جهان است. اما هيچ حركت شورشي تا آن وقت كه در خارج پايگاه داشته، شكست نخورده است. بدين خاطر از ميان برداشتن اين پناهگاه ها، كليد حل مشكلات بزرگ داخلي در افغانستان است."
وی در خاتمه خاطرنشان کرد: "در آخر مي خواهم هوشدار دهم با اينكه مشرف خوب انگليسي بلد است، دريشي مي پوشد و چيزهايي مي گويد كه خوش ما (آمریکایی ها) مي آيد، عوامل بي ثباتي در افغانستان تاجايي كه به خارج مربوط مي شود، تااكنون از پاكستان منشأ مي گيرد. اشاره: این پژوهش در مورد قطعنامه ١۳۷۳ شورای امنیت سازمان ملل متحد انجام یافته، که موارد نقض شده آن توسط جمهوری اسلامی پاکستان برجسته گردیده است. همچنان عدم پیگیری ابهام آمیز این قطعنامه به وسیله شورای مذکور نیز، مورد اشاره قرار گرفته است.
ازین پژوهش دو نسخه جداگانه هم به آقایان "کای آیده" فرستاده ویژه سازمان ملل متحد در افغانستان، و "رنگین دادفر سپنتا" وزیر امور خارجه افغانستان تقدیم شد.
قابل ذکر می باشد، که این پژوهش پیش از کناره گیری پرویز مشرف از قدرت صورت گرفت.
ز: با اعمال تدابیر موثر، کنترل مرزی، کنترل صدور اوراق هویت و اسناد مسافرت، و از طریق اقدامات جلوگیری از جعل اسناد، یا استفاده فریب آمیز از اوراق هویت و اسناد مسافرت، از تحرک تروریست ها یا گروه های تروریستی جلوگیری کنند.
نقض بند ز توسط پاکستان
پرويز مشرف رئيس جمهور پاکستان اعتراف نموده است، که طالبان ازسمت پاکستان "کمک" به دست مي آورد. اما درعين زمان گفته که راهبرد نيروهاي ائتلاف زيرفرماندهي ايالات متحده امريکا براي باثبات ساختن افغانستان، ناکام شده است. مشرف خاطرنشان کرده: "پايگاه جنگجويان در افغانستان قراردارد، اما از پاکستان حمايت به دست مي آورند. یعنی از طريق مرز همکاري هايي وجود دارد. ما ضرورت داريم تا هردوي آنها را منزوي گردانيم. به سهم خود آنچه در پاکستان در دسترس داريم، اقدام ورزيده ايم. در حالي که اقدام عمده بايد در افغانستان صورت گيرد، تا جلو پيکارجويي گرفته شود."
مشرف همچنان اعتراف نموده، که بلوچستان "بسترداغ" فعاليت هاي طالبان گرديده است. اما در عین حال افزوده که پايگاه آنها در افغانستان می باشد. او همچنین گفته: "من تاجايي قبول مي کنم .بلي؛ در کويته حدود ٤۵٠ هزار مهاجر افغان وجود دارند، و اين بسترگرم هرگونه فعاليت است. افغان ها ضرورت به اين دارند، تا واقعيات را بدانند. ما ضرورت به اين داريم، تا ببينيم چرا ناکام مي شوند. آنها يک علت بسيار بسيار آسان را عامل اين ناکامي مي دانند. يعني پاکستان را سپربلا مي شمارند. هرگاه آنها به اين طرزتلقي ادامه بدهند، در افغانستان ناکام خواهند ماند."


اما آقای مشرف اين اتهام را رد می کند، که اسلام آباد طالبان را همانند دهه ۱۹۹۰ (١٣٧۰) حمايت می نماید.


پرويز مشرف رئيس جمهور(سابق) پاکستان اعتراف نموده است، که طالبان ازسمت پاکستان "کمک" به دست مي آورد. اما درعين زمان گفته که راهبرد نيروهاي ائتلاف زيرفرماندهي ايالات متحده امريکا براي باثبات ساختن افغانستان، ناکام شده است
او می گويد که صدها سرباز پاکستانی زمانی که در مناطق مرزی به منظور جلوگيری از رخنه طالبان به داخل خاک افغانستان مستقر شدند، در درگيري ها جان باختند. وی همچنين اظهار می دارد، که پيمان آتلانتيک شمالی (ناتو) و ارتش افغانستان قادر به درهم شکستن گروه طالبان نبوده اند.
با همه اينها، پاکستان آنچنانکه در از بين بردن القاعده تلاش کرده، در مورد طالبان عمل نکرده است. امکان دارد اين مسئله به دليل نگرانی آقای مشرف از حمايت قوی عمومی از طالبان در پاکستان باشد. آنگونه که برخی می گويند، وی ممکن است يک بازی دو جانبه را پيش گرفته باشد و طالبان را به عنوان گزينه ای نگه دارد که در صورت شکست پروژه غرب برای بازساخت حاکميت در افغانستان، از آن استفاده کند.
به همین سبب منتقدان می گويند که برنامه مبارزه با طالبان، تلاشی کم جان و ناکام بوده است. چراکه مشرف هنوز برای حفظ قدرت خود، به حمايت رهبران تندروی مذهبی متکی می باشد. کمااینکه با وجود قولی که در مورد تبديل پاکستان به يک کشور اسلامی پيشرفته و مبتنی بر اصول دمکراسی داده، تاکنون در مورد تغيير قوانين تبعيض آميز مذهبی پيشرفتی به دست نياورده است. برای نمونه می توان به قوانين جزايی اشاره کرد، که نخستين بار ژنرال ضياء الحق در دهه ١۹۸٠ (١٣٦٠) آنها را به اجرا گذاشت. همچنین مشرف پس از به قدرت رسيدن قول داد که در قانون بحث انگيز مجازات کفرگويی و اهانت به مقدسات، تغيير دهد. اما وقتی برای يک مدت کوتاه با مقاومت و مبارزه شديد تندروهای اسلامی روبرو شد، ازاين اقدام صرف نظر کرد.
اداره امنيت ملی افغانستان برای نخستين بار از محله ای در پاکستان نام برد که در آن "مهاجرين افغان در پاکستان، توسط گروه حکمتيار آموزش نظامی داده می شوند تا در افغانستان بجنگند." سخنگوی رياست امنيت ملی افغانستان در این پیوند گفت که بر اساس "اطلاعات و گزارش های دقيقی" که در اختيار آنها قرار گرفته، حزب اسلامی گلبدين حکمتيار در پيشاور پاکستان اردوگاه های نظامی دارد. در این اردوگاه ها به پناهجويان افغان آموزش نظامی داده می شود، تا در جنگ های افغانستان در کنار افراد طلبان با نيروهای دولتی و خارجی مستقر در اين کشور بجنگند.
رياست امنيت ملی افغانستان همچنین خاطرنشان کرد که حزب مورد اشاره در مناطق تحت نفوذ خود در پيشاور پاکستان قوانين سختگيرانه طالبانی وضع کرده، که بر اساس آن مردان مجبور به داشتن ريش بلند و عمامه هستند. افغان های پناهجو در اين مناطق نیز، حق تماشای تلويزيون و شنيدن موسيقی را ندارند. دولت افغانستان بارها گفته است که عوامل اصلی ناامنی های اين کشور، از پاکستان می آيند. این سخنگو همچنين افزود: "اين اردوگاه های نظامی در مناطق مهاجر نشين شمشتو و مانسره موقعيت دارند". به ادعا وی اين اردو گاه ها عملا به وسيله اداره امنيت پاکستان ( آی اس آی) هدايت می شوند.
همچنان پرویز مشرف این اظهارات کرزی راکه گفته بود من آدرس دقیق تروریستان را به وی[مشرف] دادم مگر وی استفاده نکرد، با اظهارات خیلی بی ادبانه رد نمود. او گفت: "آدرس ها کهنه بودند. من در حضور کرزی با خشونت به رئیس امنیت وی گفتم این احساس مسئولیت امنیتی تو است، که در ریاست جمهوری منتظر ملاقات با من نشسته بودی تا چند نمبر (شماره) تلفون و چند تا دوسیه را به من بدهی؟ نمبرهای تلفون را بعد از ٦ ماه به من دادید. آیا تروریستان منتظر ما می نشینند، که بیاییم و آنها را دستگیر کنیم؟ این بسیار مضحک است . پاکستان متحد عمده شماست." مشرف در ادامه سخنانش باز تاکید کرد: "می خواهم این را برایتان واضح سازم که اگر آی اس آی با شما نباشد، شکست می خورید."
سازمان های اطلاعاتی امریکا، ناتو و افغانستان بر این مسئله توافق دارند، که پناهگاه های رهبران طالبان در پاکستان و بخصوص در شهر کویته هستند. همچنین برخی سازمان های قومی، بر توانایی جنگجویان افغانی در بهره برداری از ضعف های داخلی افغانستان تاثیر عمده يی دارند.
در عین حال پاکستان هم سازمان اطلاعاتی هند را متهم کرده، که از عواملی برای جاسوسی و بی ثبات کردن آن کشور استفاده می کند. به عنوان مثال اسلام آباد ادعا دارد، دهلی نو باعث ایجاد ناآرامی در بلوچستان این کشور شده است. باید دانست که اتهامات نژادی ريیس جمهوری پاکستان مبنی بر این که کشور افغانستان تحت تسلط تاجیک ها قرار گرفته تا پشتون ها را به حاشیه برانند، با این هدف است که نفوذ هند بر افغانستان را از بین ببرد. در مراسم شامی که در کاخ سفید برگزار شد، حامد کرزی این اتهامات را رد کرد. جرج بوش ريیس جمهوری امریکا نیز به این مسئله اشاره نمود که امریکا از سرویس های نظامی و اطلاعاتی افغانستان، و نه کشور هند، حمایت می کند.
اکثریت مطلق فرماندهان ارشد فوج پاکستان را پنجابی ها تشکیل می دهند. این فرماندهان تمام مسایل را با گرایش های قومی پنجابی تجزیه و تحلیل می کنند. همین امر باعث گردید که شدت عمليات نيروهای طالبان و پيروان حکمتيار در قندهار، زابل، خوست، کنر و جلال آباد و اکمالات نظامی آنها نشان دهد، که سازمان استخباراتی نظامی پاکستان طراح اصلی در سازماندهی عمليات خرابکارانه در افغانستان است. 
اين سازمان دو تجربهً موفقيت آميز عمليات چريکی در افغانستان (يکی عمليات مجاهدين برضد نيروهای شوروی، و ديگر عمليات طالبان برضد دولت مجاهدين) را پشت سر دارد. اينک مي خواهد بار ديگر با اختلال در زمينه های باز سازی و ثبات در افغانستان، گروه طالبان را با حمايت حکمتيار بر کرسی قدرت کابل مستقر سازد.
اگر اکنون افغانستان در خطر بازگشت به دوران پرآشوب جنگ داخلی است، پناه دادن و حمايت از طالبان در پاکستان دليل اصلی آن می باشد. به قول منابع پاکستانی "آمريکائيان به وساطت آی اس آی، در يک پايگاه نزديک کويته با طالبان ملاقات سری نمودند." این منابع هدف از اين دیدار را بحث پيرامون اشتراک طالبان در قدرت کابل عنوان کردند، که با پيش کشيدن چهار شرط از جانب امريکا آغاز شد. همچنان در همين راستا می توان شايعهً استخدام وکيل احمد متوکل به عنوان "طالب ميانه رو" را، بيانگر معاملات سياسی جديدی در افغانستان پنداشت.
در هفته اول ماه نوامبر (هفته دوم آبان) سال گذشته نگرانی های بين المللی از تشديد بحران در افغانستان تا جايی پيش رفت که در نتيجهً افزايش تحريک های طالبان و کم توجهی بين المللی به اين کشور تحت تاثير بحران عراق، برخی از مقام های سازمان ملل متحد حتی از احتمال بازگشت افغانستان به دوران سياه گذشته سخن گفتند. آنچه بر اين نگرانی ها و جدی بودن تهديدها افزود، اظهارات سه مقام ارشد سازمان بود که وضعيت امنيتی افغانستان به ويژه در مناطق جنوبی، جنوب شرقی و ساير نقاط پشتون نشين اين کشور را رو به وخامت توصيف کردند.
ژان ماری گينو معاون دبير کل سازمان ملل متحد در امور حفظ، صلح تاکيد کرد: "برغم تلاش های انجام شده، هنوز بسياری از عوامل نا امنی و بی ثباتی در افغانستان باقی هستند." وی ريشه اين ناامنی ها را حملات تروريستی و عمليات نفوذ از مرز پاکستان توسط افراد مظنون به عضويت در طالبان و القاعده، و ساير پيکار جويان دانست.
فليپو گراندی مأمور عالیرتبه امور پناهندگان سازمان در افغانستان نيز با بيان اينکه علايم نگران کننده ای در اين کشور به مشاهده مي رسد، هشدار داد که در جنوب افغانستان خطر و تهديد طالبان و القاعده همچنان باقی است و آنان در حال تصرف بخش هايی از اين کشور هستند.
انتونيو مارياگوستا رئيس دفتر سازمان در امور مواد مخدر و مبارزه با تبهکاری: "به عقيدهً من با توجه به مسئلهً اعتياد، نبرد عليه تروريزم موفق نخواهد بود مگر اينکه بتوانيم اقتصاد ترياک در افغانستان را تحت کنترل بياوريم."انتونيو مارياگوستا رئيس دفتر سازمان در امور مواد مخدر و مبارزه با تبهکاری هم، در این پیوند گفت: "به عقيدهً من با توجه به مسئلهً اعتياد، نبرد عليه تروريزم موفق نخواهد بود مگر اينکه بتوانيم اقتصاد ترياک در افغانستان را تحت کنترل بياوريم. در حال حاضر اقتصاد متکی به مواد مخدر مانند سرطان به ولايات سرايت مي نماید. ممکن است افغانستان دوباره سقوط کند و اين بار در چنگ کارتل های مواد مخدر و تروريست هايی قرار بگيرد، که از قاچاق آن بهره می برند. تجارت مواد مخدر افغانستان هم اکنون سالی بيش از دو مليارد دالر نصيب زارعان و قاچاقچيان افغانی مي کند، و حجم معاملات سالانهً آن بالغ بر چهار مليارد دالر تخمين زده مي شود."


اشاره: این پژوهش در مورد قطعنامه ١۳۷۳ شورای امنیت سازمان ملل متحد انجام یافته، که موارد نقض شده آن توسط جمهوری اسلامی پاکستان برجسته گردیده است. همچنان عدم پیگیری ابهام آمیز این قطعنامه به وسیله شورای مذکور نیز، مورد اشاره قرار گرفته است.
ازین پژوهش دو نسخه جداگانه هم به آقایان "کای آیده" فرستاده ویژه سازمان ملل متحد در افغانستان، و "رنگین دادفر سپنتا" وزیر امور خارجه افغانستان تقدیم شد.
قابل ذکر می باشد، که این پژوهش پیش از کناره گیری پرویز مشرف از قدرت صورت گرفت.
سوم: شواری امنیت از تمام کشورها می خواهد که:
الف: به ویژه در مورد اقدامات یا تحرکات افراد یا شبکه های تروریستی، اسناد مسافرت جعلی یا باطله، داد وستد سلاح، مواد منفجره یا مواد حساس، استفاده گروه های تروریستی از فناوری مخابراتی و تهدید ناشی از در اختیار داشتن سلاح های کشتار جمعی توسط گروه های تروریستی، در پی یافتن راه هایی جهت تقویت و تسریع مبادله اطلاعات عملیاتی برآیند.
نقض بند الف توسط پاکستان
مؤسسه جهانی انرژی اتومی واقع در شهر وین افشا نمود که تهران در اوایل دهه نود (هفتاد خورشیدی) امکانات دسترسی به آقای عبدالقدیر خان پدر اتمی پاکستان را پیدا کرد، و وسایل لازم تولید این انرژی را از او خریداری نمود. هرچند تهران به کرات اعلام داشته که برنامه تولید سلاح اتومی ندارد، ولی تحقیقات نشان می دهند که نمایندگان آن از سال ١٩٩٤ تا ١٩٩٩ (١٣۷٣ الی ١٣۷٨) سیزده بار با شبکه آقای عبدالقدیر دید و وادید داشته اند. این آقا برای ایجاد شبکه خویش، ده سال تمام به دور جهان مسافرت کرد. وی از کشورهای آفریقایی، آسیای میانه و شرق میانه بازدید های مکرر می نمود.
محققین امریکایی تشویش فراوان دارند، که آقای عبدالقدیر خان وسایل تولید سلاح اتومی را به عربستان سعودی فروخته باشد. اما مهمترین تشویش آمریکایی ها درین است، که وی این وسایل را به گروه های دهشت افگن و تروریست فروخته باشد. از قرارمعلوم واشنگتن شواهد لازم در دست ندارد، تا نشان دهد که او با شبکه القاعده و سازمان های نظیر آن در تماس بوده است. ولی یک تحقیق وزارت دفاع پاکستان نشانگر آنست، که وی نسبت به اسامه بن لادن خوشبینی هایی داشته است.
از سوی دیگر جدایی طلبان کشمیری نیز که روابط خوبی با اسامه بن لادن دارند، از هواخواهان سرسخت آقای عبدالقدیر هستند. پژوهشگرانی که در مورد زندگی او مطالعه نموده اند، می گویند عبدالقدیرخان پس از اجرای موفقانه برنامه اتومی اش، بیشتر از همیشه مسلمان شده بود. به طوری که پیوسته می گفت: "ما مسلمان ها باید مانند سایر کشور ها بسیار قوی باشیم.
قيمت يك كلاشينكوف ای کی- ٤۷ روسی ٦ هزار كلدار پاكستانى است. اما قبایل شمالی این کشور همین اسلحه را می سازند، و بدون مانع به ٣ هزار كلدار به هر خریداری می فروشند
ازهمین جاست که من دیگران را کمک می نمایم."
پس از حملات امریکا بر عراق و افغانستان، این روحیه آقای عبدالقدیر حساسیت بیشتر پیدا کرد، و در برخی حالات از آن به صراحت یاد می نمود. وزیر انرژی پاکستان در یکی از مصاحبه هایش افشا نمود که نمایندگان دولت ایران در ملاقاتی که در اسلام آباد با فرمانده کل ارتش پاکستان داشتند، حاضر شدند بخاطر دسترسی به فناوری و حصول برنامه های آقای عبدالقدیر ٨ میلیارد دالر پرداخت نمایند.
هرچند این معامله در همان مقطع زمانی صورت نپذیرفت، ولی محققین سازمان جهانی انرژی ادعا می نمایند که یک سال بعد آقای عبدالقدیر برای ایران برنامه "پ یک" و " پ دو" را به فروش رسانیده بود. تهران ادعا نمود که برنامه های اتومی اش مقاصد تولید انرژی داشته، و نقش آقای عبدالقدیر در این زمینه "حیاتی" می باشد.
از سوی دیگر، لیبی نیز از سال ١٩٨٠ (١٣۵۹) به تولید سلاح اتومی فکر می کرد. کمااینکه آقای معمرالقذافی رئیس جمهور این کشور در تماس با فناوران و محققین آلمان به فکر تکمیل برنامه اش بود، که به پایه اکمال نرسید. اما عبدالقدیرخان می توانست بهتربن زمینه برای ادامه و بعدا ً تکمیل برنامه های اتومی لیبی باشد.
آقای قذافی با خرید "پ یک" و " پ دو" در سال ١٩٩۷ (١٣۷٦)، قراردادی ١٠٠ میلیون دالری را با آقای عبدالقدیر عقد نمود. بدین ترتیب آقای عبدالقدیر برای اجرای برنامه اش در لیبی با دوستان سابق خویش در اروپا و آفریقا در تماس گردید، تا اموراتش را جنبه رسمی و قانونی دهند. وی قبلا ً سایه های خودش را در برخی از نقاط با اهمیت جابجاکرده بود، که می توان از آقای جان مایر شهروند آفریقای جنوبی و آقای گرهارد ویسر اهل جمهوری فدرال آلمان نام برد. آقای عبدالقدیر با استفاده هوشیارانه از این دو شخص، توانست شبکه اش را به ایتالیا و اسپانیا توسعه بخشد واز آن طریق برنامه هایش را در لیبی به اکمال رسانید .یکی از همکاران نزدیک آقای عبدالقدیر افشا نمود که در یکی از ملاقات ها با هیئت ایرانی، آنها ٦ میلیون دالر به شکل نقدی به آقای عبدالقدیر سپردند. در شهر دوبی ازین نوع معاملات می توانست به آسانی انجام گیرد. آقای عبدالقدیر از سال ١٩٩٩ تا ٢٠٠٢ (١٣۷٨ الی ١٣٨١) چهل و یک مرتبه از شهر دوبی بازدید به عمل آورد.
ب: به منظور جلوگیری از عمال تروریستی، براساس قوانین داخلی و بین المللی در مبادله اطلاعات و در زمینه مسائل اداری و قضایی همکاری کنند.
نقض بند ب توسط پاکستان
انورکمال مروت مدیر "حزب مسلم لیگ" در ایالت سرحد شمالی پاکستان گفت: "ما همیشه از مشرف حمایت کرده ایم. ما مثل ائتلاف ملاهای نظامی هستیم، که همیشه می خواستیم تا مشرف در قدرت باقی بماند و هرگز حامی دمکراسی نبودیم . این رهبر مسلم لیگ در ادامه افزود: "مردم از نقش مجلس متحده عمل در حمایت از طالبان در وزیرستان شمالی و ایالت بلوچستان آگاه هستند."
ج: به منظور جلوگیری و سرکوب اعمال تروریستی و اتخاذ اقدام علیه مرتکبین این قبیل اعمال، به ویژه از طریق ترتیبات و موافقتنامه های دو جانبه و چند جانبه همکاری کنند.
نقض بند ج توسط پاکستان
در حال حاضر ده ها هزار سرباز پاکستانی درگير جنگ با پيکارجويان اسلامی خارجی و طرفداران محلی آنان در بخش ناآرام قبيله نشين این کشور هستند. به طوری که تنها در سال جاری، صدها نفر در جريان خشونت ها در وزيرستان شمالی کشته شده اند. این درگیری ها به رغم توافقی روی می دهد که با ميانجيگری شورايی که اعضای آن بزرگان و ريش سفيدان قبايل بودند، به دست آمده است. به موجب اين توافق ارتش پاکستان قول می دهد که به عمليات هوايی و زمينی در منطقه پايان دهد. جنگجويان محلی نیز به نوبه خود قول داده اند که به پيکارجويان خارجی پناه ندهند، به حملات فرامرزی اقدام ننمایند، و به نيروهای دولتی يا تسهيلات پاکستان حمله نکنند. اين اولين توافق در نوع خود از هنگامی می باشد، که نيروهای پاکستانی در صدد تعقيب عوامل طالبان و القاعده در مرز افغانستان برآمدند.
ممکن است رعايت اين شرايط دشوار باشد. زيرا طالبان در هر دو سوی مرز مشترک افغانستان و پاکستان طرفدار دارند. به عقيده ناظران تشکيل شورای بزرگ قبيله ای به نوبه خود شناسايی قدرت پيکارجويان، و اعتراف ضمنی به شکست راهبرد نظامی دولت پاکستان محسوب می شود. در ماه ژوئن (خرداد) مقامات وزيرستان شمالی به نشانه حسن نيت آشکار نسبت به پيکارجويان طرفدار طالبان، بيش از ۵۰ نفر از مردان قبيله نشين را آزاد کردند. اين مقامات از آن هنگام تا کنون با برچيدن ايستگاه های بازرسی در وزيرستان شمالی و آزاد کردن بيش از ۱۴۰ نفر از قبيله نشين ها، دو شرط ديگر پيکارجويان قبيله ای در وزيرستان شمالی را هم عملی کرده اند.
فرمانده هان طالبان پاکستانی در پاسخ به اين پرسش که آيا مستقر شدن ارتش اين کشور در مرز با افغانستان فعاليت این گروه را محدود نخواهد کرد، گفته اند امضاء معاهده صلح پاکستان با شورشیان وزیرستان شمالی، مشرف و ملاعمر را نزدیک ساخت. کمااینکه گفته می شود دست ملاعمر در عقب امضای معاهده مورد اشاره وجود دارد. چراکه به همکار نزدیک خود ملا داد الله نامه یی فرستاده بود، که طالبان وزیرستان شمالی قرار داد صلح را با حکومت پاکستان امضا کنند.
لطیف افریدی بزرگ قومی قبایلی به مطبوعات گفت: "در قدم اول طالبان به امضاء این قرار داد حاضر بودند. زمانی که ملا عمر برای آنها دستور داد، این قرار داد امضا شد.


هنگامی که حامد کرزی لیست ١۵٠ نفره ای از افراد و سران طالبان را که در پاکستان زندگی می کنند به مشرف تقدیم نمود، وی در مقابل به کرزی گفت که این آدرس ها کهنه هستند
" بنا به اظهارات وی این نه میثاق صلح، که قراردادی می باشد که طالبان بطور رسمی اجازه نامه استفاده از خاک پاکستان را حاصل می کنند. زیرا پاکستان از یک سو با طالبان قرار داد صلح امضاء می کند، و از سوی دیگر در رابطه با طالبانیزه شدن وزیرستان شمالی ابراز نگرانی می نماید و در امریکا بر تشدید مبارزه علیه تروریزم تعهد می کند.
گزارش هاي رسيده از وزيرستان در آن سوي مرز مي رساند، كه پس از امضاي موافقتنامه ميان طالبان و دولت پاكستان، این گروه عملاً مسؤوليت تأمين امنيت در آن مناطق را بدست گرفته اند. مشرف قبلاً گفته بود كه دولت او نه با طالبان، بلكه با سران قبايل توافق نموده است. اما در متن موافقتنامه از طالبان و مجاهدين به حيث يک طرف قضيه نام برده شده است.
در عین حال گروه هاي مذهبي پاكستان در مناطق قبايلي چنان نيرومند شده اند، كه سران سنتي قبايل توان مقابله با آن ها را ندارند. به طوری که طي سال هاي اخير تعدادي از اين سران كه با دولت حامد كرزي همنوايي نشان دادند و يا نزديك به اسلام آباد تشخيص داده مي شدند، توسط افراطي ها به قتل مي رسيدند.
د: هر چه سریعتر به کنوانسیون ها و پروتکل های مربوط به تروریسم از جمله کنوانسیون بین المللی قطع کردن تامین مالی تروریسم مصوب ٩ دسامبر ١٩٩٩ (١٩ آذر ١٣۷٨) بپیوندند.
نقض بند د توسط پاکستان
پاکستان گزارشی را برای نظارت به قطعنامه ١٣۷٣ به شورای امنیت سازمان ملل متحد سپرده است. هر چند در این گزارش ادعای قرارداد با سازمان ملل را نموده، اما از پیوستن این کشور به کنوانسیون بین المللی قطع تامین مالی تروریسم مصوب ۹ دسامبر ١٩٩٩ (١٩ آذر ١٣۷٨) چیزی گفته نشده است. این خود نشان دهنده آنست، که پاکستان از تأمین کنندگان اصلی تروریسم بخصوص طالبان می باشد. البته امکان دارد پاکستان به این کنوانسیون بپیوندد. ولی سوال برانگیز آنست که چرا این کشور با وجودی که در عقد قراردادهای دیگر پیشی داشته، در قرارداد قطع منابع تمویل مالی تروریسم سهل انگاری نموده است؟
ه: بر طبق مفاد حقوق داخلی و حقوق بین الملل از جمله معیارهای بین المللی حقوق بشر، پیش از اعطای پناهندگی اقدامات لازم را اتخاذ کنند، تا اطمینان حاصل شود که پناهجو اعمال تروریستی را طراحی و تسهیل نکرده، و یا در ارتکاب به آن شرکت نداشته است.
نقض بند ه توسط پاکستان
در نوامبر ٢٠٠١ (آبان ١٣٨٠) در حالی که اجلاس بن مذاکرات خود را دنبال می کرد، کمیته تحریم افغانستان وابسته به شورای امنیت سازمان ملل متحد فهرست جدیدی از افراد و گروه های مرتبط با طالبان و القاعده را منتشر نمود. این فهرست در دو بخش مشخصات و اسامی ١۵٢ نفر به عنوان وابسته به گروه طالبان، ۹ گروه و سازمان مربوط به آن، ۵٤ نفر وابسته به سازمان القاعده و ٦٦ گروه و سازمان مربوط به آن را اعلام کرد. برعلاوه، کمیته مورد اشاره تمامی اسامی مستعار افراد و سازمان های و ابسته را برملا نمود.
درین فهرست تمامی اعضای بلند پایه و مشاوران بن لادن رهبر القاعده و اعضای بلند پایه طالبان از قبیل وزیران دولت طالبان، معاونان آنان، و رؤسا و کارکنان ارشد در مراکز سیاسی این گروه در پاکستان، ذکر شده است. اما تا هنوز پاکستان حتی چند مورد انگشت شمار از فهرست افراد منصوب به سازمان القاعده و طالبان را نه به دولت افغانستان و نه هم به کشور ایالات متحده آمریکا سپرده است. این افراد بدون گذرنامه و شناخت کارتی (کارت شناسایی) در شهرهای پاکستان رفت و آمد دارند.
و: براساس حقوق بین الملل از این امر اطمینان حاصل کنند که مرتکبین، سازماندهندگان، یا تسهیل کنندگان اعمال تروریستی از پناهندگی سوه استفاده نکنند، و ادعاهای دایر بر انگیزه های سیاسی به عنوان دلیل رد درخواست استرداد متهمان تروریست به رسمیت شناخته نشود.
نقض بند و توسط پاکستان
حامد کرزی رییس جمهور افغانستان در ملاقات سه جانبه (بوش، مشرف، کرزی) در واشنگتن، خواهان مسدود ساختن مدارس دینی پاکستان شد. مدارسی که در آنها هزاران نو جوان افغان و سایر کشورها، آموزش های تروریستی می بینند. وی گفت: "در این مدارس که تحت پوشش تدریس دین اسلام، نفرت و خشونت درس می دهند و تروریست تربیت می کنند، باید هر چه زودتر مسدود گردند." وی همچنین یادآور شد تا زمانی که صدور تروریسم از خاک پاکستان جهت تخریب کاری به افغانستان ادامه داشته باشد، ناتو و ائتلاف جهانی به رهبری آمریکا نمی توانند ثبات و امنیت را در کشورش تامین کنند.
حامد کرزی در دیداری که قبل از سفر به واشنگتن از پاکستان داشت، لیست ١۵٠ نفره ای از افراد و سران طالبان را که در این کشور زندگی می کنند، به رییس جمهور مشرف تقدیم نموده بود. در این لیست آدرس دقیق منازل، شماره های تیلفون و مراکز فعالیت های این افراد که در تخریب افغانستان نقش دارند نیز، ذکر شده بود تا آنها را به دولت افغانستان تحویل دهد.
اما مشرف در مقابل، خارج از عرف دپلماتیک به اظهاراتی پرداخت که شایسته یک رییس جمهور نمی باشد. چراکه در همان جلسه که این لیست بوی تسلیم شد، به کرزی گفت که این آدرس ها کهنه هستند. در عین حال همانگونه که پیش از این آمد، در حضور کرزی به رییس امنیت ملی افغانستان گفت: "این احساس مسوولیت امنیتی تو است که در ریاست جمهوری منتظر ملاقات با من نشسته بودی، تا چند نمبر تلفون (شماره تلفن) و چند تا دوسیه را به من بدهی؟ نمبرهای تلفون را بعد از ٦ ماه به من دادید؟ آیا تروریستان منتظر ما می نشینند که بیایم و آنها را دستگیر کنیم. این بسیار مضحک است."
چهارم: از ارتباط تنگاتنگ بین تروریسم بین الملل و جنایت سازمان یافته فرامرزی، موادمخدر، تطهیر پول (پولشویی)، دادوستد غیرقانونی اسلحه، و جابجائی غیرقانونی مواد هسته ای، شیمیائی، زیست شناختی و سایر مواد بالقوه مرگبار، ابراز نگرانی می کند. لذا به منظور تحکیم پاسخ جهانی به این چالش های جدی، و تهدید نسبت با امنیت بین المللی دراین ارتباط، بر نیاز به تقویت همکاری تلاش ها در سطوح ملی، منطقه ای، و بین المللی، تاکید می نماید.
نقض بند چهارم توسط پاکستان
درماركيت ها (بازارها)ى پشاور جايی که تجارت اموال قاچاقي صورت مي گيرد، هركس مي تواند هر چيزى را كه خواسته باشد از دوا و سلاح گرفته، تا ايرکنديشن (دستگاه تهویه هوا) بدست آورد. اگر پشاور منطقۀ خارج از کنترول دانسته شود، پس ماركيت هاى كارخانو و باړه جاهایی هستند که پوليس در موردشان آگاهي داشته، ولی نمي خواهد مداخله کند.
اين ماركيت ها در مناطقى واقع هستند كه تحت تسلط قبايل پشتون بوده، و تاجران مي توانند بطور آزاد به هر دو طرف رفت و آمد کنند، که از مرز افغانستان فقط چند کيلومتر فاصله دارد.


فرمانده هان طالبان پاکستانی در پاسخ به اين پرسش که آيا مستقر شدن ارتش اين کشور در مرز با افغانستان فعاليت این گروه را محدود نخواهد کرد، گفته اند امضاء معاهده صلح پاکستان با شورشیان وزیرستان شمالی، مشرف و ملاعمر را نزدیک ساخت
هنگامي که از يکي از افسران در رابطه به تلاش هاې پوليس جهت خاتمه دادن اين چنين تجارت پرسيده شد، گفت "پوليس هيمشه در تعقيب قاچاقبران است، تا آنان را به زندان بيندازد. اما در مورد مردم محل كه دوکان دارند، هيچ نوع پلانې (طرحی) وجود ندارد.
مناطق قبايلي شمال پاكستان، از اطراف شهر پشاور آغاز مي شود. آزادي ای را كه مخالفين استعمارگر برتانوي (انگلیسی) به مردم اين مناطق داده بودند، تا فعلا از بين نرفته و دولت پاكستان نيز با تعقيب همان عنعنه کمتر مداخله کرده است. طبق موافقه، مردان قبايلي عنعنات خويش را خارج از قوانين پاکستاني پيش مې برند. کمااینکه گرچه انتقال سلاح رسمآ در این کشور غير قانوني محسوب مي شود، اما بر وفق بخشی از همان عنعنه است که مارکيت ها داراې دوکان هاې اسلحه مي باشند.
بعضې از تفنگچه ها در مناطق قبايلي ساخته مي شود، و همان نشان ها و ارقام را دارند كه سلاح هاى خارجى مي داشته باشند. قيمت يک كلاشينكوف ای کی- ٤۷ ساخت آنها، ٣ هزار كلدار پاكستانى يا ۵٠ دالر آمريكايى است. در رابطه به نوعيت اين سلاح ها، ترديد هاې وجود دارد. کمااینکه فلزی که در ساخت آنها به کار مي رود، خاصيت نرمش و انفلاق دارد. اما قيمت يك كلاشينكوف ای کی- ٤۷ ساخت روسیه، ٦ هزار كلدار پاكستانى است. انواع مختلف سلاح های ديگر نيز، درين مناطق بدست مي آيد.
همچنان با وجود آنکه فروش مواد مخدر غيرقانوني می باشد، ولی در ماركيت هاى مذكور تجارت آن نيز عام است. این در حالی است که دولت پاكستان در سال ١٩٩٠ (١٣۵٩) كشت كوكنار را در كشورش ممنوع قرار داد، و در نتيجه حمايت جهانى را حاصل نمود. محمد عارف که تاجر مواد مخدر بوده، با اشاره به مناطق قبايلي نشين بين مرزی پاکستان مي گويد: "ترياک در افغانستان کشت مي شود، و در منطقه تيراه به هيروين تبديل مي گردد. در تيراه فابريکه هاې وجود دارد، كه مواد مخدر به ماركيت ها و از آنجا به جاهاى ديگر انتقال مي گردد." گل نور شاه در مارکيت باړه هم در این مورد مي گويد: "مواد مخدر بدون هیچ مشكل از يك جا به جاى ديگرى منتقل مي گردد، و از ماركيت هاى مذکور به تاجكستان، تركيه، ايران، روسيه و ممالك ديگر انتقال مي یابد.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر